راستش اصلا فک نمیکردم به این خوبی وشیرینی باشه این رمان واای واقعا عالی بود لذت بردم از خوندنش
پیشنهاد 100 در 100 دارم براتونکه بخونینش
شروع داستان جوری بود که انگار داری فیلم سینمایی راز آلود ومبهمی رو میبینی وتا قسمتهایی نمیدونی بهر کی بوده وچه مشکلاتی داشته ورفته رفته جور میشه همه چی متوجه عمق داستان میشی
از طبقه مرفه گرفته تا طبقه فقیر جامعه نوشته شده
نگاه بعضیها از بالا به همس
ولی بعضیها مثل امین به همه بهی چشم نگاه میکنه وبه همه مخصوصا نیازمندان
بهار دختری که از عشق ومحبت پدر اشباع شده وجلوی هر مردی تسلیم نمیشه
ویک بقولی مرد صفته واسه خودش بار اومده
واما صبر در همه چی مخصوصا عشق بهترین صبره
غرور در همهی بعد زندگی خوب نیست واصلا غرور نکوهش شده است
قضاوت کور کورانه باعث مشکلات زیادی در بین زنها وشوهرها میشه واین عین حقیقته
دوست دارم خیلی جامع بنویسم ولی میدونم از حوصله خواننده هاخارجه و فقط وفقط میتونمی جمله بکم که بهترین رمانی رو که خواندم همین رمان بود
با تشکر از نویسنده گرامی وکتابراه عزیر
با خسته نباشید خدمت نویسنده بنظرم یهتر بود داستان از زبون بهار گفته میشد اینطوری بهتر میشد به عمق داستان رفت
کل داستان رو که خوندم همهاش حرص خوردم این همه کل کل و تنفر وتیکه وطعنه آزارم میداد وقتی یه پسر چشم پاک مثل امین این همه به بهار کمک کرد دیگه این همه تنفر چه دلیلی داشت حق بهار همون کلفتی تو خونههای مردم بود
داستان دور از واقعیت بود بعضی قسمتها دیالوگها باهم قاطی میشد معلوم نبود مال کیه
داستان رو جلو رفتم ولی همهاش ناسازگاری وتنفر حالم رو بد میکرد فقط خوب شد که آخر داستان به خوبی تموم شد
تعریف این کتاب رو چند جایی شنیده بودم که بالاخره موفق شدم بخونمواقعا حیف وقت که برای کل کل دوتا بچه سپری شد با خودت میگی بعد اتمام کتاب چی به آدم اضافه میشه؟ هیچی! فقط بحث کردن سرم داره منفجر میشه از اینهمه بحث.... یه جاهایی از کتاب دلم میخواست اونجا بودم یکی یدونه میزدم زیر گوششون تا ساکت شن اَه اَه اَههرکی از راه رسید عاشقه دختره شد هر دختری هم که تو داستان بود یجورایی عاشق پسر داستان بود در کل نپسندیدم
بسیار عالی بود اینکه حکمت خدارا شک کنین که چگونه مریضی را بعد از چندین ماه کما بودن شفا بدهد واینکه یک دختر مظلوم را ان وقت شب از دست الواتهای خیابانی نجات بدهد کلاا در این داستان معجزههای بسیاری رخ داد که واقعا دور از ذهن نیستند من از این کتاب بسیار خوشم امد
یه کپی خیلی ضعیف از کتاب همخونه، صحنههای تکراری و بی دلیل و گاها هجوی که آدم پیش خودش میگفت حیف وقت و جوهر و کاغذ و انرژی... نویسنده گاهی حتی قوانین نوشتاری و دستوری ادبیات رو هم رعایت نکرده بود، نوشتن کتاب خنده دار نبود آیا؟
حیف پولی که برای خریدن این کتاب پرداخت کردم نویسنده عزیز چرا شعور مخاطب براتون مهم نیست. خوب شد خانم مریم ریاحی کتاب همخونه رو نوشت که بعضیا بتونن ازش کپی برداری کنن ولی واقعا حیف زمان و حیف پولی که برای این کتاب گذاشتم
موضوع داستان خوب بود اما خیلی داستان رو طولانی کرده بود مخصوصا لجبازیهای بین دو نفر که مثلا عاشق هم هستن بسیار اعصاب خرد کن و غیر واقعی بود..... همین مسئله باعث شده بود داستان خسته کننده بشه
من داستانش را دوست داشتم... پر از اتفاقات جالب و گاهی هم دور از انتظار.. ولی نیازی به این همه تنفر و دعوا بین بهار و امین نبود..
در کل خواندن این کتاب را دوست داشتم و پیشنهاد میکنم حتما بخونید
کتاب کش داری بود که نویسنده به زور کشش داده بود، همش دعوا و کل و کل واقعا حرص آدم درمیومد، اعصاب آدم خورد میشد از این همه لجبازی مسخره که چی آخه خیلی غیرواقعی بود.
رمان بسیار کسل کننده و یکنواخت بود
میشد به داستان هیجان داد تا برای خواننده جذابیت داشته باشه
از خانم موسوی با توجه به اشعارشون، چیز بسیار بهتری انتظار داشتم.
یک اینکه خیلی کشش دادن قشنگ ۲۰۰ صفحه زیاد بود
دو اینکه بعد رمان موفق همخونه تمام رمانهای ایران شدن همخونه اینم بجز آخر رمان که یکم هیجان داشت بقیش تقلید بود
پیشنهاد 100 در 100 دارم براتونکه بخونینش
شروع داستان جوری بود که انگار داری فیلم سینمایی راز آلود ومبهمی رو میبینی وتا قسمتهایی نمیدونی بهر کی بوده وچه مشکلاتی داشته ورفته رفته جور میشه همه چی متوجه عمق داستان میشی
از طبقه مرفه گرفته تا طبقه فقیر جامعه نوشته شده
نگاه بعضیها از بالا به همس
ولی بعضیها مثل امین به همه بهی چشم نگاه میکنه وبه همه مخصوصا نیازمندان
بهار دختری که از عشق ومحبت پدر اشباع شده وجلوی هر مردی تسلیم نمیشه
ویک بقولی مرد صفته واسه خودش بار اومده
واما صبر در همه چی مخصوصا عشق بهترین صبره
غرور در همهی بعد زندگی خوب نیست واصلا غرور نکوهش شده است
قضاوت کور کورانه باعث مشکلات زیادی در بین زنها وشوهرها میشه واین عین حقیقته
دوست دارم خیلی جامع بنویسم ولی میدونم از حوصله خواننده هاخارجه و فقط وفقط میتونمی جمله بکم که بهترین رمانی رو که خواندم همین رمان بود
با تشکر از نویسنده گرامی وکتابراه عزیر