نقد، بررسی و نظرات کتاب سایههای موازی من - آیدا عبداللهی
فاطمه رسولی
۱۴۰۳/۰۷/۰۳
00
سلام اصلا این کتاب رو دوس نداشتم فقط تا آخر خوندم که به آخرش پی ببرم آخه مگه میشه که آدم آنقدر بی رحم باشه ودختر خوندشو آزار بده ویه زن چقدر میتونه ساده باشه که حرفهای شوهرش رو باور کنه به نکته دیگه این که باران خیلی خودش رو نصیحت میکرد واین باعث میشد که حوصله خواننده سر بره در کل اصلا این کتاب رو دوست نداشتم به نظرم کتاب خوبی نبود
سلام
با عرض پوزش از نویسنده عزیز
اول کتاب خیلی بد شروع شد اینکه یه خانم قرار بود این داستان رو برای کودکش تعریف کنه، بخاطر همین این یکم غیر معقول بود
و همهی اینها یکبار خیلی سطحی و ضعیف نوشته شده بود یه دختر ۱۷ ساله که همهی امکانات برای تنها موندنش فراهم میشه پول عالی حمایت ویژه و ………
من فقط تونستم ۵۰ صفحه از این کتاب رو بخونم
با عرض پوزش از نویسنده عزیز
اول کتاب خیلی بد شروع شد اینکه یه خانم قرار بود این داستان رو برای کودکش تعریف کنه، بخاطر همین این یکم غیر معقول بود
و همهی اینها یکبار خیلی سطحی و ضعیف نوشته شده بود یه دختر ۱۷ ساله که همهی امکانات برای تنها موندنش فراهم میشه پول عالی حمایت ویژه و ………
من فقط تونستم ۵۰ صفحه از این کتاب رو بخونم
بنظرم رمان جالبی نبود به دلایل زیر
یک) اگه ایشون مادربزرگ خوبی داشتن چرا به بهزیستی سپرده شدن اصلا
دو) مادر پدر ک بزرگش کردن اگر انقد امکانات در اختیارش گذاشتن مهربون بودن چی شد یهو به هیولا تبدیل شدن
سه) پند و اندرزهای بسیار زیادی که من به شخصه همشو رد کردم و نخوندم
چهار) بیتا اخر قصه چرا هیچ خبری ازش نشد
پنج) بیماریش اخرش چی شد؟
یک) اگه ایشون مادربزرگ خوبی داشتن چرا به بهزیستی سپرده شدن اصلا
دو) مادر پدر ک بزرگش کردن اگر انقد امکانات در اختیارش گذاشتن مهربون بودن چی شد یهو به هیولا تبدیل شدن
سه) پند و اندرزهای بسیار زیادی که من به شخصه همشو رد کردم و نخوندم
چهار) بیتا اخر قصه چرا هیچ خبری ازش نشد
پنج) بیماریش اخرش چی شد؟
ممنون از کتابراه... با اینکه اواخر داستان غلط املایی زیاد داشت مثلا به جای اسم گیتی چندبار اسم بیتا ذکر شده بود.. اما داستانِ مفید و اموزندهای بود.. لذت بردم... پر از درس و تجربه اینکه به هرکس و ناکسی اعتماد نکنیم.. اینکه در مقابل سختیها و مشکلات قوی باشیم و اینکه بپذیریم که هیچ کس جز خودمان مسئول اتفاقات و مشکلاتمون نیست
بااحترام و خسته نباشید به نویسنده محترم
بسیااااار بد بود
از لحاظ نگارشی خیلی خسته کننده بود
راوی اول شخص یا سوم شخص مشخص نبود
انقدری که نصیحت داشت به قابل درک کردن داستان نپرداخته بود
درکل کار بسیار ضعیفی بود
خیلی تلاش کردم که از وسط داستان رو رها نکنم
ولی وقتی تموم شد حس کردم وقتم به شدت تلف شده
بسیااااار بد بود
از لحاظ نگارشی خیلی خسته کننده بود
راوی اول شخص یا سوم شخص مشخص نبود
انقدری که نصیحت داشت به قابل درک کردن داستان نپرداخته بود
درکل کار بسیار ضعیفی بود
خیلی تلاش کردم که از وسط داستان رو رها نکنم
ولی وقتی تموم شد حس کردم وقتم به شدت تلف شده
درود
با تمام احترام و رعایت ادب. متاسفانه کتاب بسیار آماتور تالیف شده به طوری که نویسنده بعد از نوشتن هر اتفاق و موضوعی در چند صفحه شروع به نصیحت و عدم اعتماد به دیگران میکند و از مبحث اصلی خارج میشود و این قضیه بسیار کسل کننده میشود بطوری که رشته موضوع رمان در بعضی موارد از ذهن خواننده خارج میشود.
با تمام احترام و رعایت ادب. متاسفانه کتاب بسیار آماتور تالیف شده به طوری که نویسنده بعد از نوشتن هر اتفاق و موضوعی در چند صفحه شروع به نصیحت و عدم اعتماد به دیگران میکند و از مبحث اصلی خارج میشود و این قضیه بسیار کسل کننده میشود بطوری که رشته موضوع رمان در بعضی موارد از ذهن خواننده خارج میشود.
موضوع کلی داستان خوب بود پروسه اتفاقات هم قابل قبول بود اما نگارش نویسنده بیشتر شبیه دفتر خاطرات روزانه است. که البته با توجه به استعداد ایشان در نویسندگی در اثار بعدی حتما بهتر عمل خواهد کرد. مطالب روانشناسی در بین داستان خواننده را بی حوصله میکند. روند داستان احتیاج به هیجان و کشش دارد و اینگونه مطالب خسته کننده است.
درود وقت بخیر کتاب به نظرم بدنبود اینکه یهویی عامیانه باشه بعد یهویی رسمی اززبان روای وبعد اززبان اول شخص، اتفاقهای پشت سرهم وفراموش کردن اتفاق قبلی وکلی گویی نصیحتها وپندهای خیلی زیادکه حتی به دوسه صفحه میرسید پند باید غیرمستقیم ارایه بشه ونباید مستقیم درغالب چندصفحه اینکه زمان زیادی صرف کردن ونوشتن عالی ولی به خوبی پرداخت نشده
ازنظر رمان، خوب نبود. نمیدونم نویسنده رمان جنابى میخواسته بنویسه یا اجتماعى یا تدریس روانشناسى کنه. ولى نکات روانشناسى خوبى توش بود. از نظر برنامه ریزى براى زندگى هدف داشتن. از اشتباهات درس گرفتن و نگاه مثبت به خود واطراف خود، قبول اشتباهات و بخشیدن خود، اینها نکات مثبت کتاب بود ولى از نظر رمان پر از تناقض بود.
از نظر من کتابی عالی بود
چیزهایی رو به من یاد داد و گفت که اگه چند سال پیش میدانستم اوضاع زندگیم خیلی بهتر بود
با خوندن این کتاب بسیار پر انگیزه شدم و قصد دارم به تمامیه دوستانم و تمامی دختران معرفیش کنم
چرا که واقعا مشکلات حقیقی بسیاری از دختران در این کتاب گفته شده و همچنین راه حلشان
واقعا لذت بردم
چیزهایی رو به من یاد داد و گفت که اگه چند سال پیش میدانستم اوضاع زندگیم خیلی بهتر بود
با خوندن این کتاب بسیار پر انگیزه شدم و قصد دارم به تمامیه دوستانم و تمامی دختران معرفیش کنم
چرا که واقعا مشکلات حقیقی بسیاری از دختران در این کتاب گفته شده و همچنین راه حلشان
واقعا لذت بردم
سلام
این کتاب کتاب تقریبا خوب بود. مشکلات عمده این کتاب اتفاق افتادن سرعی اتفاقات و شرح بسیار هدف نویسنده بود. که این نکات باعث خسته شدن از کتاب میشد. اما بازهم من درس خودم را گرفتم. در کل درس من از این کتاب در یک جمله (قوی بودن خود راه حل برای مشکلات هست.). انشاالله اثرهای بهتر خانم الهی را شاهد باشیم.
این کتاب کتاب تقریبا خوب بود. مشکلات عمده این کتاب اتفاق افتادن سرعی اتفاقات و شرح بسیار هدف نویسنده بود. که این نکات باعث خسته شدن از کتاب میشد. اما بازهم من درس خودم را گرفتم. در کل درس من از این کتاب در یک جمله (قوی بودن خود راه حل برای مشکلات هست.). انشاالله اثرهای بهتر خانم الهی را شاهد باشیم.
من کتابهای دیگهای رو هم از کتابراه خوندم.. خیلی بهتر بودند
طرز روایت کتاب جوریه که واقعا کسل کننده و خسته کننده اس و خیلی جاها حالت نصیحت داره
من اگه میخواستم نصیحت بشنوم میرفتم دنبال کتابهایی با این موضوع... توقع من برای یک کتاب رمان با این داستان خیلی تفاوت داشت... واقعا به زور حدود 20 صفحه اولش رو خوندم
طرز روایت کتاب جوریه که واقعا کسل کننده و خسته کننده اس و خیلی جاها حالت نصیحت داره
من اگه میخواستم نصیحت بشنوم میرفتم دنبال کتابهایی با این موضوع... توقع من برای یک کتاب رمان با این داستان خیلی تفاوت داشت... واقعا به زور حدود 20 صفحه اولش رو خوندم
بیشتر یادداشت روزانه بود تا داستان . در یادداشت نویسی هم موفق نبود چرا که از هیچ اصلی پیروی نکرده بود و اطلاعی هم از مطالبی که در داستان استفاده کرده بود نداشت مثلاً ام اس. ارزش خواندن نداره من کلی صفحه جا انداختم تا به آخرش برسم و ببینم عاقبت بیماری قهرمان داستان چی میشه که اونم رها شده بود!
این داستان هم مثل بسیاری از داستانهای ایرانی بسیار مزخرف و غیر واقعی بود داستان بدبختی یک دختر که کلا بدبخت به دنیا اومد و خیلی حرفهای غیر مرتبط تو داستان زده میشه دختری با مرگ پدرو مادر در نوزادی و پرورشگاهی شدن و داشتن بیماریام اس اصلا پیشنهاد نمیکنم فوق العاده حوصله سربر و کسل کننده
داستان از زمان آشنایی با گیتی و آرمان واقعی تر به نظر میرسید تا قبلش من فکر میکردم چطور یکدفعه مامان ریحانه که همش به حرف شوهرش بود چطور به فکر دخترش افتاد یا مثلا خانم امینی مشاور چرا این همه کمک کرد؟
والا مشاورهای تازه یه مشگل هم به مشگلات اضافه میکنن ولی بقیه داستان به نظرم منطقی بود
والا مشاورهای تازه یه مشگل هم به مشگلات اضافه میکنن ولی بقیه داستان به نظرم منطقی بود
موضوع داستان خوبه ولی خوب نوشته نشده یکی از نکات منفی که خواننده رو آزار میده سرعت اتفاقات در داستانه که بعضی جاها خیلی سریع پیش میره
بعضی از پندهای داستان خوبه ولی به نظرم تعداد پندها خیلی زیاده تو داستان
بعضی از قسمتهای کتاب به صورت عامیانه نوشته شده و نصف دیگه به صورت کتابی
بعضی از پندهای داستان خوبه ولی به نظرم تعداد پندها خیلی زیاده تو داستان
بعضی از قسمتهای کتاب به صورت عامیانه نوشته شده و نصف دیگه به صورت کتابی
درکل کتاب جالبی بود من از خواندنش لذت بردم با اینکه اتفاقهایی که برای باران میافتاد یهویی و غیرطبیعی بود. عبورکردن ازمشکلات و سرسختیش در زندگی، اینکه توانسته بود بدون هیچ پشتوانهای تمام سختیهای راه زندگی رابه دوش بکشد و من ازآخرداستان خیلی خوشم آمدکه برای دخترش نفس نوشته بودممنون ازشما
