داستان از زمان آشنایی با گیتی و آرمان واقعی تر به نظر میرسید تا قبلش من فکر میکردم چطور یکدفعه مامان ریحانه که همش به حرف شوهرش بود چطور به فکر دخترش افتاد یا مثلا خانم امینی مشاور چرا این همه کمک کرد؟
والا مشاورهای تازه یه مشگل هم به مشگلات اضافه میکنن ولی بقیه داستان به نظرم منطقی بود
والا مشاورهای تازه یه مشگل هم به مشگلات اضافه میکنن ولی بقیه داستان به نظرم منطقی بود