سلام، با اینکه نظرات منفی در خصوص این کتاب وجود داشت، خریدم و خوندم
اتفاقا به نظرم خیلی هم جالب و خوندنی بود، داستان فراز و نشیب به قدر کتفی داشت، از رمانهای آبکی و همخونهای که چند سالیه باب شده خیلی زیباتر بود. اینکه باب سلیقه یه سری نیست طبیعیه، ولی زندگی در اون دوران به همین شکل بوده و زنها محکوم به سکوت بودن، بهتره افرادی مثل من که به خوندن سرگذشتهای قدیمی علاقه دارن این کتابو بخونن، اتفاقا برعکس بقیه سرگذشتها، پایانی خوش داشت که به نظرم عالیه.
خستگی خوندن کتاب برای به نتیجه رسیدن رو از تن آدم میشوره و میبره، وقتی میبینی کسی که صبر پیشه کرده به خوشبختی رسیده و اونایی که ظلم کردن، تاوان کارشونو به بدترین شکل دادن، از هر رمانی میشه کلی پند گرفت، این به دیدگاه شما بستگی داره، با تشکر از کتابراه
موضوع و نگارش و قلم نویسنده خیلی شبیه به کتاب نیمتاج بود سرگذشت یه دختر که با مشکلات دست پنجه نرم میکنه وتو مسیر زندگیش تجربههای تلخ و شیرینی کسب میکنه و به بلوغ میرسه و میتونه خودش زندگیشو بسازه داستان سرشار از لحظههای غمگین دپ بود و حقیقتی انکار نشدنی از زندگی مادربزرگان ما با عقاید و خرافات و کمرنگ بودن جایگاه زن زمانی که رمان رو میخوندم انقدر محو اتفاقات و حوادث کتاب میشدم که گاهی وقتا با کارکترهای رمان همزاد پنداری میکردم مثلا مرگ خانجون برای منم ب اندازه مهتاج ناراحت کننده بود و حس تنهای مهتاج درک میکردمم رمان تاثیر گذاری بود اگر طرفدار رمانهای واقعی و درام هستین این کتاب حس خوبی بشما میده سپاس.....
بدترین کتابی بود که تا حالا دیدم بسیار آزار دهنده بود ذهن نویسنده واقعا باید خیلی کثیف باشه که یه دختر هشت ساله رو قهرمان داستانش کنه و اونو بفرسته خونه بخت!! چه ذهن آلودهای چنین داستانی مینویسه روابط در داستانش بسیار شبیه سبک سریالهای ترکیه مادرش با عموش رابطه داره عمش با داییش بعد میفهمه داییش پدرشه و مادرش هم مادرش نیست.. بنده خدا زیادی سریال ترکی دیده و از روش رمان نوشته خدا شفاش بده لطفا پولتون رو هدر ندین و چنین کتابهایی که کودک همسری رو رواج میدن در لیست سیاهتون قرار بدین و کاری کنید چنین نویسندههایی نتونن کار کنن!! متاسفم برای ناشر..
متاسفانه کتابی دم دستی، سطح پایین و سخیف هست که از تراوشات یک ذهن بدبین، مشوش ومنفی نگر برخاسته. حوادث به طرز عجیب و غریبی پشت هم اتفاق میفته، هیچ منطق و هیچ دلیلی برای کارهایی که شخصیتهای داستات انجام میدن وجود نداره.. مثلا با کوچکترین حرفی بدون فکر و سوالی واکنش نشون میده و بعد بدون فکر برعکس کار لحظهی قبلش انجام میده. متاسفم برای چاپ چنین کتابهایی!!!! نتونستم ۱۰۰صفحهی آخرش رو بخونم. از نظر من بشدت به شعور خواننده توهین شدهدختر ۱۵سالهی من بسیار بسیار زیبا و سجیده تر از این میتونه داستان بنویسه! اصلا پیشنهاد نمیکنم
ممنون از خانم سپیده مساعد نویسندهی این داستان سرگذشت بسیار جذاب و در عین حال دردناک. نکتهی مثبت اینکه زیاده گویی اصلا نداشت و اتفاقات پشت سرهم به وقوع میپیوست. همانند تماشای فیلم یا سریالی که پرکشش میباشد مخاطب یا خواننده را پیوسته به دنبال خود میکشاند. مسالهی ظلم و جور آدمها به هم که در دوران وجود تفکر و نگاه ارباب و رعیتی در بسیاری از نقاط کشورمان بوده، در این رمان هم به طرز قابل توجهی دیده میشود و سرگذشت مهتاج را دستخوش فراز و نشیبهای زیادی میسازد.
چقدر زنها در اون دوران زندگی سختی داشتن چقدر در حقشون ظلم میشد کوچیکترین حق یه انسان براشون ممنوع بود واقعا قلبم درد میگیره که چقدر بی رحم بودن مردهای اون زمان و درصد بالایی از زنها هیچ وقت عشق رو تجربه نکردن و فقط سوختن زنهایی که اگر نباشن مردها کلا منقرض میشن چقدر زن ستیز بودن و زن رو فقط مثل یک کالا نگاه میکردن ممنون از نویسنده عزیز
داستان کتاب جالب بود ولی حجم هیجانات داستان یک مقدار بیش از اندازه بود و مدام شخصیتهای داستان دچار مشکل و اتفاقهای خاص میشدند که این حالت من را یاد فیلمهای اکشن هندی میانداخت. من کتاب را مطالعه کردم ولی دوست داشتم زودتر تمام بشه. البته سلیقهای هست شاید یک نفر از این سبک کتاب خوشش بیاد.
با تشکر
واقعا بعضی رسم و رسومات احمقانه است و میتونه یک عمر زندگی دو نفرو دستخوش بدبختی کنه.... امیدوارم روزی کاملا رسمهای قدیمی از بین بره... در این کتاب هم زندگی یک خانواده و مخصوصا زندگی قهرمان داستان در همین قوانین گره خورده و خیلی زیبا توصیف شده....
سلام این داستان بسیار زیبا وهیجان انگیز بود، وقتی آنرا میخواندم، احساس میکردم ک خودم نیز داخل این داستان هستم خیلی با هیجان وتندتند میخواندم تا اینکه ببینم چ برسر مهتاج میاید ک آخرش خیلی خوب و قشنگ بپایان رسید، ممنون از شما
تو رو خدا نخونید این کتاب رو. کاری که این جور کتابا با روان آدم میکنه هزار تا بدبختی نمیکنه. نویسنده این کتاب راجع به ذهن و روان خواننده چی فکر کرده؟ این همه بدبختی پشت هم قطار کردن شده هنر نویسندگی؟
کتاب اولش خوب شروع شده بود ولی در ادامه بدجوری تو ذوق خورد همچین آبکی و با عجله شکل گرفته بود منو جذب نکرد و فکر میکردم الان یه بچه ده ساله هستم اگه بخوام بقیهاش و بخونم بس که داستان سر سرکی و الکی پیش میرفت
بسیار بسیار ضعیف، کتاب بی محتوایی بود و اصلا ارزش خواندن نداره، زیادی تخیلی وار نوشته شده و سعی شده مدام در حالت ناراحتی و غم باشه، کتاب کلا غیر قابل باور و زیادی تخیلی و کلیشهای بود
خیلی کم پیدا میشن کتابها و رمانهایی که آدم را هیجان زده کنن و ترغیب کنن تا ادامهاش هر چه سریعتر بخونی, اگرچه روح و روان آدم را تحت تاثیر قرار داد ولی عالی بود, نگارش و قلم نویسنده هم عالی, آفرین
خیلی مورد علاقه من نبود. چون عادت ندارم کتابی که شروع میکنم نیمه رهاش کنم. تا انتها ادامه دادم. با خوندن این همه بدبختی پشت هم که همه اغراق آمیز و غیر واقعی هستن. واقعن ارزش خوندن نداشت.
اگه رمانهای قدیمی و تو بازه صد سال پیش و میپسندین بد نیست، اما رمان نیمتاج خیلی قویتر از مهتاج.
ممنون میشم اگه دوستان رمانهای دیگهای تو این بازه زمانی خوندن معرفی کنن 🙏🏻
داستان دور از واقعیت به چشم میخورد من هیچوقت نمیتونم باور کنم یه مادر بتونه اینقدر پست وکریه باشه موضوع داستان آذارم میداد فقط سجاد بود که تواین داستان معقول بنظر میرسید اونهم با اغراق
کتاب خوبی بود ولی مهتاج بعضی وقتها زیادی اغراق میکرد بعضی وقتها هم احساس می کردم تخیلات رو میخواد واقعی نشون بده در کل بد نبود البته ایشون زحمتشو رو کشیدند که زیادی جالب بشه
اتفاقا به نظرم خیلی هم جالب و خوندنی بود، داستان فراز و نشیب به قدر کتفی داشت، از رمانهای آبکی و همخونهای که چند سالیه باب شده خیلی زیباتر بود. اینکه باب سلیقه یه سری نیست طبیعیه، ولی زندگی در اون دوران به همین شکل بوده و زنها محکوم به سکوت بودن، بهتره افرادی مثل من که به خوندن سرگذشتهای قدیمی علاقه دارن این کتابو بخونن، اتفاقا برعکس بقیه سرگذشتها، پایانی خوش داشت که به نظرم عالیه.
خستگی خوندن کتاب برای به نتیجه رسیدن رو از تن آدم میشوره و میبره، وقتی میبینی کسی که صبر پیشه کرده به خوشبختی رسیده و اونایی که ظلم کردن، تاوان کارشونو به بدترین شکل دادن، از هر رمانی میشه کلی پند گرفت، این به دیدگاه شما بستگی داره، با تشکر از کتابراه