

برای خواندن کتاب مردی که دوبار مرد و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
چرا کتابراه را نصب کنم؟
از رمان و روانشناسی تا کسبوکار و تاریخ؛ کتابهای الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.
کتابها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.
حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده میکنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشتهاند.
تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشتگذاری و بسیاری قابلیتهای دیگر، مطالعه را راحتتر و لذتبخشتر میکنند.
معرفی کتاب مردی که دوبار مرد
کارآگاهانی هفتادساله در مقابل جنایتکارانی حرفهای قرار میگیرند! ریچارد آزمن در کتاب مردی که دوبار مرد، داستان چهار دوست بازنشسته را روایت میکند که سعی دارند پروندههای جنایی را حل کنند؛ یکی از داستانهای پرفروش نیویورکتایمز که منتقدان زیادی آن را تحسین کردهاند.
درباره کتاب مردی که دوبار مرد:
دهکدهها همیشه پر از شایعهاند: خبر دارید دختر همسایه بالایی ازدواج کرده؟ شنیدهام نوه کوچتان لکنت دارد! راست میگویند که دامادتان ورشکسته شده؟ راستی چرا آن خانواده افادهای و بداخلاق امسال به دهکده نیامدند؟ خب، دهکده کوپرزجیس هم از این قاعده مستثنی نیست، با این تفاوت که اخبار این دهکده رنگ و بوی قتل دارند!
درست خواندید، قتل.
هر اثر جنایی سه پایه محکم دارد: اول شخص یا گروهی که جنایت را انجام داده، دوم کسی که از این جنایت آسیب دیده و سوم آنهایی که میخواهند معمای جنایت را حل کنند. کتاب مردی که دو بار مرد (The Man Who Died Twice) دنباله رمان انجمن قتل پنجشنبههاست، ریچارد آزمن داستان کارآگاهان هفتادساله را از جایی که زمین گذاشته بود دنبال میگیرد تا دوباره ما را به سفری در دنیای جنایت ببرد. یک داستان معمایی - جنایی و لذتبخش که اعضای این گروه در مرکز آن قرار دارند: الیزابت مأمور سابق MI5، ران رهبر سابق اتحادیه کارگری، ابراهیم روانپزشک بازنشسته مصری و جویس یک پرستار بازنشسته.
قهرمانان سالمند دهکده کوپرزجیس قصد دارند مدتی را در آرامش بگذرانند، اما یک اتفاق همهچیز را به هم میریزد. یکی از دوستان سابق الیزابت که او هم مأمور مخفی بوده از الیزابت درخواست کمک میکند. این مرد که چیزی درباره او نمیدانیم، به دزدی الماسهایی با ارزش 20 میلیون دلار از یک جنایتکار متهم شده و حالا تحت تعقیب است. قاتلانی حرفهای به دنبال او هستند، افرادی که برای کشتن چند پیرمرد و پیرزن حتی پلک هم نمیزنند و از هیچ جنایتی ابا ندارند. اما انجمن قتل پنجشنبهها تصمیم دارد از دوست الیزابت محافظت کرده و معمای دزدی را حل کند. این گروه هفتادساله میخواهد قبل از رسیدن جنایتکاران آنها را پیدا کند و حتی امیدوار است الماسها را هم بیابد!
قسمت دوم مجموعه «انجمن قتل پنجشنبهها» که در سال 2021 منتشر شد، بهاندازه قسمت اول هوشمندانه و صمیمی است. یک داستان پر تعلیق که تمام بخشهای آن با معما آمیخته شده و خواننده را حتی به عابران پیاده داستان مشکوک میکند! ریچارد آزمن انگلیسی آمده تا نام خود را در کنار آگاتا کریستی، آرتور کانن دویل و یان فلمینگ ثبت کرده و شهرتی جهانی برای مهارتش در نوشتن آثار جنایی کسب کند، شهرتی که به حق سزاوار آن است.
نکوداشتهای کتاب مردی که دوبار مرد:
- بازگشتی پیروزمندانه برای انجمن قتل پنجشنبهها! (تام نولان)
- کارآگاهان هفتادسالهای که از حل معما خسته نمیشوند! بینظیر است. (مجله People)
- تنها خلق دو کتاب جنایی دیگر کافی است تا آزمان به صدر لیست جنایینویسان برسد. (بررسی کتاب نیویورکتایمز)
- خواندن این کتاب احساسی مانند دیدار دوستان قدیمی است. افرادی باهوش، شوخطبع و تأثیرگذار که شما را به هیجان میآورند. (لیزا گاردنر، نویسنده شماره پرفروش نیویورکتایمز)
- غیرممکن است که بتوان یک ویژگی خاص را برای منحصربهفرد بودن «مردی که دو بار مرد» ذکر کرد. داستانی سرگرمکننده با شخصیتهای جادویی، دیالوگهای خندهدار، روابط واقعی و دوستیهای محکم که در کنار هم اثری درخشان ساختهاند. (BookPage، نقد ستارهدار)
- اگر «باشگاه قتل پنجشنبهها» را دوست داشتید پس این کتاب را بخوانید، شاید حتی مردی که دو بار مرد را بیشتر دوست داشته باشید! - (مجله خانهداری خوب بریتانیا)
کتاب مردی که دوبار مرد مناسب چه کسانی است؟
مطالعه این کتاب به علاقهمندان به داستانهای معمایی - جنایی توصیه میشود.
با ریچارد آزمن بیشتر آشنا شویم:
ریچارد آزمن (Richard Osman) نویسنده، تهیهکننده و مجری تلویزیون است. اولین رمان او «انجمن قتل پنجشنبهها» با یک میلیون نسخه پرفروشترین کتاب بینالمللی در حوزه آثار جنایی بود. آزمن در کنار نویسندگی با برنامههای تلویزیونی مختلفی همکاری میکند و مدیر خلاق شرکت Endemol UK نیز هست.
در بخشی از کتاب مردی که دوبار مرد میخوانیم:
نگاهی به ساعتش میاندازد. سه ساعت چه زود گذشت! باید به خانه برگردد. سرش پُر از ماجراجویی است. اول به جویس میگوید باید سگ بخرد. بعد هم ماجرای دستگاه پرداخت خودکار را تعریف میکند. حتماً جویس خودش خبر دارد. شاید هم برخلاف ابراهیم، با فناوریشان آشنا نباشد. وقتی در زندگی غرق میشوید، زمان زود میگذرد.
دایهاتسوِ ران را نزدیک ادارۀ پلیس فرهیون پارک کرده است، چون امنترین جای شهر است. شاید هفتۀ بعد سری هم به کریس و دونا بزند. اجازه دارد سر کار به افسران پلیس سر بزند؟ مطمئن است از دیدنش خوشحال خواهند شد، ولی دلش نمیخواهد به خاطر گپوگفت با او تحقیقات جناییشان به تعویق بیفتند. ولی ابراهیم قدیمی نگران اینجور مسائل بود. ابراهیم جدید خیلی راحت شانسش را امتحان میکند. دلت میخواهد کسی را ببینی؟ پس برو. اگر ران بود، همین کار را میکرد. البته ران هر وقت به دستشویی میرود، در را باز میگذارد، پس ابراهیم نباید محدودیتها را فراموش کند.
نزدیک ادارۀ پلیس از کنار سه نوجوان میگذرد. همگی سوار دوچرخهاند و کلاه ژاکتشان را سر کردهاند. بوی حشیش میآید. خیلی از افراد در کوپرزچیس حشیش میکشند. احتمالاً هدفشان مبارزه با آبسیاه است، ولی از نظر آماری اینهمه آدم آبسیاه ندارند، درست است؟ در جوانی چند تا از دوستان پولدارتر ابراهیم تشویقش کردند تریاک بکشد. میترسید دوباره امتحانش کند، ولی شاید باید این کار را هم به فهرستش اضافه کند... از کجا میتواند تریاک بخرد؟ حتماً کریس و دونا میدانند. آشنایی با افسرهای پلیس خیلی مفید است.
مشخصات کتاب الکترونیک
| عنوان کتاب | کتاب مردی که دوبار مرد |
| نویسنده | ریچارد آزمن |
| مترجم | محدثه احمدی |
| ناشر چاپی | نشر نون |
| سال انتشار | ۱۴۰۰ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 368 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-5701-01-4 |
| قیمت کتاب الکترونیک | ۱۲۰,۰۰۰ تومان خرید کتاب الکترونیک نسخه نمونه رایگان |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان جنایی و معمایی خارجی |
نقد، بررسی و نظرات کتاب مردی که دوبار مرد
✔ژانر کتاب جنایی معمایی و پلیسی است
✔ولی ترجیحا اشتباه مرا تکرار نکنید که اول کتاب را تمام کنید و بعد سراغ درباره کتاب بروید، پیشترها توضیحات را میخواندم و کتاب را آغاز میکردم. شاید تا اواسط کتاب اصلا متوجه سن نقش اولیها نشدم و و
عشق و دوست داشتن، معما و جنایت، هوش و کلی نقشه هیجان انگیز
و البته پاپی که تنها نقطه غم انگیز این داستان بود
من فقط با یه کتاب خندیدم و اون داستان ردای شیطان از مجموعه داستانهای کتاب شبهای پرماجرا نیکلای گوگول بود
و حالا دوباره کتابی رو که و
اگه به داستانهایی مثل “خانم مارپل” از آگاتا کریستی علاقهدارید یا مثلاً از داستانهایی با حالوهوای انگلیسی و کمدی-معمایی لذت میبرید، این ضمنا
ولی هرچه جلوتر میروید گرههای قصه باز شده و میفهمی که چی به چیه
یکی از نکات قوت کتاب بها دادن به سالمندان و مهم بودن وجود آنان و استفاده از تجربیات سالمندان بوده
این باور را که سالمندان از کار افتادهاند رو نقض کرده
که من این پیام کتاب رو داست داشتم
بله




























اولش که داستان رو شروع کردم دیدنِ
شخصیتهای ۶۰ساله و ۷۰ ساله تو ذوقم زد! فکر میکردم با یه داستان کسل کننده طرفم! قسمت معرفی کتاب رو نخونده بودم چون از قدیم گفتن اسب پیش کشی دندوناشو نمیشمرن!
اولای کتاب تعدد زیاد شخصیتها باعث شد فکر کنم نویسنده خواسته الکی شلوغش کنه! بعد که جلوتر رفتم دیدم همهی شخصیتها نقش خودشون رو دارن و حتی حضور یه پسر بچه هم به پیدا کردن سرنخی کمک میکنه!
اولای داستان خبری از جملات قشنگ و هیجان نبود سعی میکردم خودم رو قانع کنم که ادامه دادن کتاب ارزششو داره دیدن اسم ایران و اینکه یکی از شخصیتها یه روان درمانگر بود مجابم کرد ادامه بدم!
در ادامه، هم جملات قشنگ دیدم و هم کلی اتفاقات مهیج و غافلگیرکننده افتاد. طوری شده بود که دیگه آخرای داستان دوس داشتم تموم نشه و همچنان ادامه داشته باشه!: -))