سلام خدا قوت
رمان یک رمان ادبی مربوط دورهی قاجاریه هستش که که خیلی شی ین وساده وروان نوشته شده البته با کمی اغراق وطول وتفضیل که همین خودشی نکته مثبت به حساب میاد با خواندن این رمان انگار که بر اسب بالدار خیال خود سوار شده وبه سالیان قبل از مشروطه پرواز کرده و با نوع زندگی و رفتار و آداب و رسوم وَ سنتهای آن زمان آشنامی شویم انگار که در آن دوره تا تمام کردن داستان زنی میکنیم
وضع ایرانیها رو از لحاظ اقتصادی و اجتماعی و حتی روابط عاشقانه به وضوح مبینیم ودرک میکنیم
ایثار واز خود گذشتگی مخسرو قابل ستودنی هستش
وفاداری مروارید به فرهاد همطنطور
ولی طهوطی بعد از چندین سال ورق برمی گرده و این یک نوع آرامش و نشاط در خواننده ایجاد میکنه نتیجه اینکه بعضی وقتها خانواده در انتخاب همسر برای فرزندان دچار اشتباه میشون پس باید به عهده خود طرف این انتخاب گزاشته شود تا س انجام بدی مثل این رمان نداشته باشد
محبت بی بهانه همیشه بعد خوبی از زمدگی رو تشکیل میده مثل محبت گوهر خاتون به همه وعفت نیز مثل او ادامه دادزندگی شو همه ازشان به خوبی یاد میکنن حتی بعد از مرگشان
بنده نکات خوب وارزندهای از بخشهای مختلف این داستان برای زندگیام برداشت کردم و حتی با تعریفش به خانواده نتطحه خوبط گرفتم
توصیه و پیشنهاد میکنم حتما حتما بخونیدش و از خوندنش لذت ببرید
مموون از کتابراه خوبم و نویسنده محترم و از ناشرگرامی
کتاب گیرایی بود طوری که آدمو مجبور میکنه تا انتها قصه رو دنبال کنه. فقط یه ایراد بزرگ در مورد شخصیت پردازی خسرو وارده، اینکه کالکتر خسرو در ابتدا یک دیو دو سر شناسونده میشه که رفتاری خارج از انسانیت و مردانگی انجام میده، برخوردهایی که با مروارید انجام میده که خارج از هر چهارچوبی هستش حتی تا جایی پیش میره که اونو کلفت زن دیوسیرتش میکنه و از اون بدتر رفتارهاش با خاله عفت که حق مادری بر گردنش داره ولی آخر داستان شخصیت خسرو برعکس میشه و خواننده متوجه میشه که فرهاد آدم بدهی داستان بوده و خسرو بخاطر دل مادرش و حفظ آبروی خانواده مجبور به گردن گرفتن خیلی چیزها بشه.. ولی آخرش معلوم نشد دلیل این حجم بد رفتاری با مروارید و خاله عفت و سایر خدمهی خونه توسط خسرو چی بوده. در کل کتابراه گوگولی دوست داریم 😘
با سلام کتاب خوبی بود بهتر از رمان های آب دوغ خیاری با عشقای فانتزی است. داستان های تو در تو هم داشت که کمی گیج کننده بود، اول داستان کشدار آخرش یهو تموم شد به نظر رو رابطه ی خسرو و مروارید بیشتر باید کار میشد شاید کمی لحظات عاشقانه ی بیشتری براشون میساختن بهتر و جذابتر بود. اما من نمی فهمم این چجوری عشقیه که راضی شد آبروی عشقش بین مردم بره که نهایت مال خودش بشه! هرچند که ابروی برادرش در خطر باشه گناه مروارید چی بود؟ حالا همه ی این کارها رو فرهاد گفت خسرو انجام داد بعدش چی بدبخت رو به کلفتی مجبور کرد، بچشو ازش گرفت!!؟ هرچقدر هم از معشوق رونده بشه باز این همه ظلم معقول نیست
مهر انگیز بانو رمانتان بسیار زیبا بود دو بار ان را مطالعه کردم برای من غم ناک بور ولی جالب تمام شد فقط یک نکته ایراد داستان که هر وقت از ابو هوا صحبت میشد در زمستان بود در جایی از کتاب صبح ابوهوای اول بهار بود در عصر همان روز نوشته بود ابو هوای تابستانی ودر همان شب هوای زمستانی بود گویا نویسنده از زمستان فقط خوشش میامد
از بابت زیبایی رمان ممنونم به امید موفقیتهای بیشتر
با تشکر از کتابراه، داستان قشنگ بود ولی در مورد خسرو و این هجم از ستمکاری در مورد مروارید و صدف و عفت توجیح ناپذیره چون اگر او انسان حمایت گر و با محبتی بوده این همه بدی از او بر نمیاومد برای نویسنده محترم آرزوی موفقیت دارم
ضمن خسته نباشید به نویسنده محترم
کتاب که در مورد گذشته بود زیبا بود فقط به قدری از جملات تکراری استفاده شده که اگه این همه تکرار نبود کتاب به جای 500 صفحه با 100 صفحه تموم میشد و این تکرار بسیار خسته کننده هست
سلام تشکر میکنم از نویسنده این داستان خیلی راحت میشد خودم رو تو اون فضا قرار بدم سنت های اون زمان مردم مهربان اون زمان ایثار از خودگذشتگی که الان تو زندگی ها کمرنگ شده خوب به تصویر کشیده شده بود
کتاب بسیار عالی و خوبی بود فقط یک ایراد داشت جملات تکراری زیادی بکار برده بود ولی روی هم رفته کتاب جذاب و اموزندهای بود از خوندنش لذت بردم موفق و موید باشید
رمان یک رمان ادبی مربوط دورهی قاجاریه هستش که که خیلی شی ین وساده وروان نوشته شده البته با کمی اغراق وطول وتفضیل که همین خودشی نکته مثبت به حساب میاد با خواندن این رمان انگار که بر اسب بالدار خیال خود سوار شده وبه سالیان قبل از مشروطه پرواز کرده و با نوع زندگی و رفتار و آداب و رسوم وَ سنتهای آن زمان آشنامی شویم انگار که در آن دوره تا تمام کردن داستان زنی میکنیم
وضع ایرانیها رو از لحاظ اقتصادی و اجتماعی و حتی روابط عاشقانه به وضوح مبینیم ودرک میکنیم
ایثار واز خود گذشتگی مخسرو قابل ستودنی هستش
وفاداری مروارید به فرهاد همطنطور
ولی طهوطی بعد از چندین سال ورق برمی گرده و این یک نوع آرامش و نشاط در خواننده ایجاد میکنه نتیجه اینکه بعضی وقتها خانواده در انتخاب همسر برای فرزندان دچار اشتباه میشون پس باید به عهده خود طرف این انتخاب گزاشته شود تا س انجام بدی مثل این رمان نداشته باشد
محبت بی بهانه همیشه بعد خوبی از زمدگی رو تشکیل میده مثل محبت گوهر خاتون به همه وعفت نیز مثل او ادامه دادزندگی شو همه ازشان به خوبی یاد میکنن حتی بعد از مرگشان
بنده نکات خوب وارزندهای از بخشهای مختلف این داستان برای زندگیام برداشت کردم و حتی با تعریفش به خانواده نتطحه خوبط گرفتم
توصیه و پیشنهاد میکنم حتما حتما بخونیدش و از خوندنش لذت ببرید
مموون از کتابراه خوبم و نویسنده محترم و از ناشرگرامی