این جلد نسبت به جلد قبلی خیلی بهتر بود ولی بازم به پای سه جلد اول نمیرسید. میشه بازم به عنوان یه بازگشت خوب و آبرومندانه در نظرش گرفت. داستان اصلی این جلد جذب جوانان، نوجوانان و حتی کودکان به کشتن و علاقه به کلیپهای تهوع آور ECS بود. قسمتی که دانلد و آرون و بقیه تونستن بچههای بی گناه رو از اون مقر و شکنجه گاه نجات بدن، سرشار از هیجان بود ولی قسمتی که مایکل و دوستش میخواستن به برد اصلی کامپیوتر پایگاه ECS نفوذ کنن، متاسفانه هیجانش کافی نبود. پایان این جلد جوری تموم شد که این حس به خواننده القا میشه، دانلد به یه نحوه دیگه با سیگاراش و دوستاش خداحافظی کرده. (من بشخصه دوست داشتم بیشتر از اینا رابرت و دانلد رو در کنار هم ببینم) (کاش این مجموعه داستان هم تموم نشده باشه)
کتاب بسیار زیبا و عالی بود. چقدر که من ماجراهای دانلد و رابرت رو از اولین کتاب که صندلی بود تا اخرین کتاب دوست داشتم و واقعا از اینکه دیگه این دو دوست قرار نیست کنار هم پا به دل تاریکیها و کشف رازها بذارن ناراحتم. توی داستان این دو شخصیت واقعا جای یک عشق خالی بود و اقای قجه با حضور دیانا کنار رابرت این خلا رو پر کردن. ولی اقای قجه واقعا خیلی راحت کاراکتر هارو میکشن و این تا حدودی خیلی آزار دهنده است. میشد که دانلد رو نکشت و یه پایان زیبا رو براش در نظر گرفت اما متاسفانه اینطور نشد. داستان و موضوع کتاب توی این پنج جلد بیخود ادامه دار نشده بود و کسل کننده نبود و کشش و گیرایی قوی داشت. برای علاقه مندان به کتابهای جنایی و راز آلود کتاب بسیار مناسبی هستش.
قبل از هر چیزی خسته نباشید میگم خدمت جناب آقای قجه نویسنده خوش قلم این اثر جذاب.. بالاخره پنجمین فصل داوطلبان مرگ رو هم خوندم و خوب جدا از تمام جذابیتهای داستانی این مجموعه، از نگاه بنده برخلاف سه جلد اول، جلد چهار و پنج از فرم جنایی معمایی و ترسناک خودش کمی خارج و به سمت یک درام هیجانی پیش رفته بود و بیشتر شمایل یک داستان عاطفی رو دربرگرفته بود تا معماهای پیچیده و دلهره آور... و از طرف دیگه به نظرم تعدد بالای داستانهای فرعی و حضور افراد مختلف باعث میشد گاها در طول داستان، مسیر جذاب شخصیتهای اصلی گم و نامفهوم بشه.
اول تبریک میگم به خاطر قلم خوب ذهن خلاق مجموعه کتابها عالی بود اما انتقاد من به این که تنها نوشتن اینکه این کتاب برای سن فلان مناسب نیست کافی نیست کتابی که انقدر دقیق با جزییات فراوان یه سری جنایت رو شرح میده به نظرم یه کم دسترسی بهش باید با محدودیت بیشتری باشه
چون شاید همون تاثیر کتاب روی جوان ترها اتفاق بیوفته البته نظر من
در آخر میخوام بگم اگه من از بستگان شما بودم از شما مطمئنن میترسیدم
با اینکه در کتاب از مرگهای دردناکی سخن گقته شده بود باز هم از زیبایی کتاب کاسته نکرد پایان غمناکی داشت ولی در کل پیامهای زیبایی از آن میشود گرفت:))) 💔
به سهم خود از صبر و حوصله و دقتی که جناب قجه بخرج دادهاند تقدیر و تشکر میکنم و از ایزد منان برای ایشان بعنوان یک فرد روشن ضمیر و ژرف اندیش آرزوی موفقیت و سرفرازی دارم برایتان ازخداوند مهربان دلی از جنس بلور، به رنگ آسمان و وسعت دریا خواستارم
داستانی مهیج و گیرا هرچه پیش میرفتیم قویتر میشد ولی بزرگترین ایرادی که بود گاهی به قدری جبه جزییات و توصیف و استعاره از مکانها پرداخته میشد که از حوصله ادم خارج بود و خیلی جاها تکراری به نظر میرسید. مثل جادهای طولانی و تاریک که به ظلمت راه داشت این جمله اینقدر به طرق مختلف تکرار شد که من ازش میگذشتم مجموعا کتاب مهیجی بود برای سنین 20 به بالا
خسته نباشید خدمت استاد عزیز عالی کلمه کمی هستش برای قلم بینظیر شما بیصبرانه منتظر جلد آخر بودم که تکلیفشون مشخص شه ولی حیف که آخرش تلخ تموم شد شخصیت های مهم داستان مردن ولی استاد عزیز امیدوارم در این ژانر کتاب دیگه ای بنوسید که منتظریم البته قلم شما درهر ژانری غوغا میکنه امیدوارم توی زندگی شخصیتون هم همیشه بدرخشین آرزوی بهترین ها برای شما🌹
یه داستان جنایی عالی🤩بهترین خصوصیتش این که مثل داستانهای ابکی دیگه سعی نکرده قهرمان داستان یه زن باشه وبه طرز مسخره نجات پیدا کنه. پایانی فوق العاده داره ولحظه به لحظه داستان پراز دلهره هیجان وجذاب. بهترین کتاب جنایی که بعد اثار کریستی وشلدون خوندم وبی نهایت لذت بردم.
این جلد هم همون ویژگی ترس و وحشت رو ایجاد میکرد و خیلی واقعی همش فکر میکنی این اتفاقها تو دنیای واقعی میافته خیلی شیرین ترس رو توصیف میکنه و یه جوری خواننده تو تلهی واقعیت و غیر واقعی بودن گیر میکنه با تشکر از آقای قرجه
سلام بهترین سری کتابی بود که خواندم خیلی زیبا مصور سازی نویسنده بسیار عالی بود من پنج جلد این کتاب رو کامل خواندم بسیار زیبا احساسات و ترس رو منتقل می کردند که خیلی زیباست ممنون از کتاب راه و از آقای محمد علی قجه
عالی بود واقعا ارزش خواندن پنج جلد را داشت درسته که پایان ناراحت کنندهای داشت اما اگر هیشکی قربانی نمیشد داستان خیلی غیر طبیعی میشد من که عاشقش شدم
آرزوی سلامتی برای نویسنده عزیز دارم ممنون از زحمات شما
باسلام
کتاب خوبی بود ولی من توقع مرگ دانلد رو نداشتم توقع داشتم دوروتی یا دیانابمیرن ورابرت و دانلد نتونن رنگ خوش ببینن که در هر حال برای رابرت این سرنوشت رقم خورد و بهترین دوستش مرد
باتشکر