اعصابم خراب شد از دبدن اشتباهات مکرر! جناب آریا نوری مترجم و سر کار خانم مثلاً ویراستار، یعنی واقعا هیچکدومتون معنای کلمهٔ “تمارض” رو نمیدونستید؟! ۵ بار در متن کتاب اشتباهی به کارش بردید. عزیزان من ترجمهٔ یک کتاب علاوه بر تسلط بر زبان خارجی، مستلزم آشنایی با زبان مقصد هم هست. شما ظاهرا به زبان فارسی چندان مسلط نیستید. در اوایل متن هم بارها اسم کلوئه را بحای اسم ژولیت بکار بردهاید، به زبان و ادبیات فارسی رحم کنید کارتان را جدی بگیرید!
رمان نسبتا کوتاه و روان و جذابی بود، حس خوب شروع دوباره وقتی فکر میکنی همه چیز نابود شده درست مثل اولین لحظهای که خورشید طلوع میکنه، چیزی بود که در این رمان ساده و زیبا به تصویر کشیده شده بود. پیشنهاد میکنم مطالعه کنید.
اسم و خلاصه کتاب رو که دیدم فکر کردم دختری که با چالشهای سختی مواجه میشه و الان حسابی تلاش مضاعف میکنه، ولی اینطور نبود، چون آدمهای خوبی در زندگیش بودن و عملأ چالش خاصی نداشت، بیشتر یه کتاب رمانتیک طور بود با سطحی خیلی معمولی رو به پایین
فوق العاده، فوق العاده، فوق العاده
عاشقش شدم
واقعا حالم رو خوب کرد
توصیفات قشنگ، روند آروم و اتفاقات پیش بینی نشده همه باعث شد که هر لحظه بخوام این کتاب رو بخونم و واقعا از خوندنش لذت بردم
مدتها بود میخواستم بخونم ولی نمیشد، احساسات ژولیت رو قشنگ انتقال داده، نشون میده اتفاقای بدی که تو زندگی میوفته میتونه آدم رو به یه زندگی بهتر و شاد تر برسونه
کتاب قشنگی دلمردگی و وابستگی بعد شکست عاطفی بعضی اشخاص دقیقا همین شکلی روند داستان جالب ولی طنز نیست اما قشنگ روایت شده متاسفانه ترجمه و ویرایش کتاب بسیار ضعیف بود
شخصیت داستان، بسیار ضعیف بود، و همش به گذشتهاش چسبیده بود و تا اواسط کتاب، همش در افکار منفیاش غوطه ور بود، اصلا جایی از داستان، را کمدی ندیدم، فقط خیانت بود و دلمردگی و تکرار روزمرگی