ایتدا از کتابراه تشکر میکنم برای تهیه این کتاب. من چند وقت قبل راجع به این کتاب به پشتیبان گفتم و بعد از چند روز کتاب موجود بود، تشکر فراوان
کتاب خوبی بود اونقدر جذبم نکرد که توی یک روز تمومش کنم ولی اونقدری بود که تا آخرش بخونم. خودم رو در خیلی از داستانها دیدم، هر کسی تجربه ش فرق میکنه و شاید برای کس دیگهای اینقدر ملموس نباشه. حتی به رابطهی خودم با پدرم هم فکر میکردم چون بعضی مسائل رو با پدرم هم داشتم. بیشتر شکافته بود قضیه رو و این که دقیقا باید چکار کرد رو چند تا راهکار داده بود هر چند کلیتش و درک من اینه که نمیشه در واقع کاری برای جبران اتفاقات افتاده و تغییرشون کرد غیر از تغییر دیدگاهمون نسبت به اتفاقات افتاده. همون چشمها را باید شست...
ترجمه هم خوب بود دست مترجم محترم درد نکنه، چند تا اشتباه نگارشی داشت مثلا بجای قالب چند جا غالب نوشته شده بود.
بازم تشکر میکنم.
شفای حقیقی، فرآیند پیچیدهتری است که هشت مرحله دارد.
1- تشخیص اینکه مادرانمان به ما زخم زدهاند.
2- درک ماهیت این زخمها.
3- ابراز مشروع و قانونی صدمهها و هتکحرمتها.
4- یافتن راههایی برای تسکین دردهایمان.
5- یافتن روشهای خلاقانه برای تبدیل دردهایمان.
6- تلاش برای عدمتکرار الگوهای مخرب قدیمی.
7- گسترش همدلی با مادری که به ما زخم زده است.
8- تلاش برای بازسازی رابطه کنونی مادر و دختری
سلام این کتاب بسیار خوب رو به تمام دختران زخمی سرزمینم توصیه می کنم. دخترانی که خواسته یا ناخواسته از مادر یا اعضای خانواده زخم خوردند. این کتاب سرشار از آگاهی، هم تسلی بخشههم راهکارهای خوبی برای شفای درون ارائه می کنه؛ راهکارهایی که بعضا عاشق انجام دادنشون هستیم مثل طبیعت گردی، نویسندگی، نقاشی و... بخش تبدیل رنج به خلاقیت از نگاه من عالی بود.
کتاب خیلی خوبی برای کسانی که
۱. فکر میکنند بخشی، از رفتار فعلی شان به گذشته و زخم هاشان بر میگردد
۲. کسانی که مادری سمی داشتند
۳. کسانی که مادر شدهاند یا قصد مادر شدن دارند
۴. کسانی که قصد دارند یک بار با مسائل شان کنار بیایند و تمام!
خیلی کناب رو دوست داشتم کمکم کرد تا دنیای خودم ومادرم رو از چند زاویه تماشا کنم و ذهنم رو وسیع تر کرد چیزی مثل دیدن نقطه تعادل واینکه به چیزی بزرگتر از مادرم متصل شوم
خوندنش رو به همه دخترها توصیه میکنم
ممنونم از کتاب راه
به نظرم کتاب خیلی خوبیه.
در ابتدا کمک میکنه ک بفهمی فقط تو نیستی که نارضایتیهایی از مادرت داری و در ادامه تو رو به همدلی بیشتر با اون رهنمون میکنه و در نهایت توقع تو رو از مادرت و از خودت به عنوان دو انسان با کاستیهایی تعدیل میکنه.
کتاب جالبی بود من نتونستم تند تند بخونمش چون احساس کردم هر بخشش نیاز به تعمق داره. خیلی از سایه هامون و میشه تو این کتاب پیدا کرد و شفا داد. هرچند پروسه شفا خیلی سخت و دشواره ولی شدنیه..
انتظار خیلی خیلی بیشتری از این کتاب داشتم. برای من بسیار کسل کننده و حاوی مطالب تکراری بود. یک ترجمه ی غیر جذاب و به درد نخور خبری از شفا هم نبود فقط تعریف داستان ها و سرگذشت ها. دوسش نداشتم
کتاب خوبی بود اونقدر جذبم نکرد که توی یک روز تمومش کنم ولی اونقدری بود که تا آخرش بخونم. خودم رو در خیلی از داستانها دیدم، هر کسی تجربه ش فرق میکنه و شاید برای کس دیگهای اینقدر ملموس نباشه. حتی به رابطهی خودم با پدرم هم فکر میکردم چون بعضی مسائل رو با پدرم هم داشتم. بیشتر شکافته بود قضیه رو و این که دقیقا باید چکار کرد رو چند تا راهکار داده بود هر چند کلیتش و درک من اینه که نمیشه در واقع کاری برای جبران اتفاقات افتاده و تغییرشون کرد غیر از تغییر دیدگاهمون نسبت به اتفاقات افتاده. همون چشمها را باید شست...
ترجمه هم خوب بود دست مترجم محترم درد نکنه، چند تا اشتباه نگارشی داشت مثلا بجای قالب چند جا غالب نوشته شده بود.
بازم تشکر میکنم.