سیاست از ملموسترین و پیچیدهترین و کهنترین عرصههای زندگی بشری است که همواره جاذبه و دافعه زیادی داشته و دارد. تاریخ سترگ بشر بیانگر این است که اغلب مبارزان، بهبود و تعالی این عرصه را مبدأ و منشأ هر نوع تحول و توسعهای برای بهبود وضعیت انسان در این جهان پهناور قلمداد کرده و تحقق آرمان توسعه، برابری و حقوق بشر را اغلب از منظر تغییر قدرت سیاسی پیگیری کردهاند. این نظر در ساحت داستان و ادبیات بهطور متناوب نیز تفوق یافته است. نویسندگان زیادی در این وادی گام نهاده و مواد خام تخیل ادبی را از قلمرو سیاست وام گرفته و آن را با تخیل خویش پروردهاند و گاه نیز توفیق یافتهاند مرز تخیل و واقعیت را جابجا کنند؛ تا بدان پایه که برای مخاطبان آثارشان واقعیت داستانی از واقعیت تاریخی پیشی گرفته و باورپذیرتر شده است. آندره مالرو یکی از نامدارترین نویسندگان در این سبک است. ضدخاطرات مالرو و سایر آثارش گویی پهلو به آثار تاریخ جهان معاصر زده، اما این آثار تاریخ نیستند، او در ضد رمانها سوا لاتی مطرح کرده که آثار تاریخی طرح نکرده و به سوا لاتی پاسخ داده که آنها ندادهاند. ماریو وارگاس یوسا نیز ازایندست نویسندگان است که تأثیر شگرفی را از آندره مالرو برده است، سوربز، جنگ آخرالزمان و... همه برگرفته از واقعیتهای سیاسی آمریکای لاتین هستند؛ در این آثار وقایع داستانی باورپذیرتر از واقعیت به نظر میآیند. تروخیو دیکتاتور دومینیکن هر چه بوده باشد با قلم ماریو مارگاس یوسا باورپذیرتر شده است.
بد نیست برای آگاهی از اتفاقات روایات حقیقی که در کتاب بیان شده است و اینکه دکتر احسان اقبال سعیدی گویا در کوچه های تهران ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۰ گیر افتاده و از نثر کوچه بازاری قدیم تهران بهره برده. برای نسل کنونی در شهر تهران و استان های دیگر این نگارش و تکلم نامفهوم سوخت است ولی در تهران قدیم کرم عادی و معمولی اینگونه صحبت میکردند، مثلاً دوم را دیوم و سوم را سیوم میگفتند. برام جالب بود نویسنده ای با تحصیلات آکادمیک در مقطع دکترا کتابی نوشته و چاپ کن به زبان مردم بی سواد تهران به سبک کوچه بازاری، واقعأ جای تحسین داره از نویسنده. درکل کتاب و مطالب و زحمات برای گردآوری مطالب و سبک نگارش بسیار خوب و جالب بود و پیشنهاد می کنم دانلود و بخوانید و هم آگاه شوید و هم لذت ببرید.
من عاشق داستانهای تاریخیام ولی متاسفانه نثر این کتاب به گونهای بود که نتونستم باهاش ارتباط بگیرم وبخونمش... بعضی از نویسندهها فکر میکنن هرچی کلمات قلمبه سلمبه در نوشته هاشون بیشتر باشه نوشته شون جذاب و خوندنی میشه ولی به نظر من اصلا اینطور نیست... متاسفانه جناب نویسنده اصلا زمان براشون مفهومی نداشته و داستلنهای جدید وقدیمو به سبک قدیم تر از داستان نوشته واین اصلا جالب نبود من نتونستم کتابو تموم کنم و به کسی هم توصیه نمیکنم...
از خواندن این کتاب با محتوا لذت بردم و آموختم. به حق هرکس مرا کلمهای بیاموزد مرا بنده خودساخته است. دردرجه اول به خودم یاد اوری مینمایم همانطو ر که هر رشتهای برای بهره برداری از آن نیاز به کسب مهارت و تخصص برای درک، دریافت معانی ومفهوم واقعی دارد، درک معنی ومفهوم یک اثر با نگارش تخصصی ادبی نیز نیاز به بالا بردن سواد ودانش مخاطب دارد که با مطالعه ابن گونه آثار
ضرورت آشنایی و آموزش با این نوع از شیوه نگارش ادبی درجهت حفظ گنجینههای ادبی وتاریخی کشورمان بیش ازپیش احساس میگردد و ضروری است کار شود. با احترام رحیمی
با وجود خستگی، از زمان بیکاری شب و خوابیدن بچهها استفاده کردم و خواندمش. عالی بود. یه جاهایی گریز به اینترنت میزدم تا مثلاً چهره مریم فیروز رو ببینم. به نظرم نباید از ثقل و سنگینی کلمات این کتاب ترسید، به هر حال همه کتابها راحت الحلقوم نیستند، وزن کلمات رو باید آرام آرام مزه مزه کرد.
در آخر از اون دسته کتابهایی هست که سطح توقع آدم رو از کتاب خوب، بالا میبره
کتاب متن مسجع و سنگین دارد. مطالعه و درک مفاهیمش به دانستن جامع تاریخ و ادبیات نیازمند است. به نظرم نثر و نظم منحصر به خودش رو دارد و مخاطب محدود ولی متفاوتی خواهد داشت. داستان پسرخاله شما ملتفت نیستی بسیار قابل تامله... پیشنهاد میکنم اهل تاریخ و ادبیات خوب بخونتش. شلید نوعی سینمای علی حاتمی در قالب نثر.
سلام، نام کتاب بسیار برام جذاب بود و باعث شد شروع به خوندنش کنم.... ولی متاسفانه نثر خیلی نچسبی داشت. نثری که شاید فقط به درد کتب فلسفی میخورد نه این جور سبک کتابها.. خلاصه نتونستم با کتاب ارتباط بگیرم و کنار گذاشتمش.. بعضی از نویسندگان باید بدونند هر سبک کتاب، شیوه نگارش خودش رو داره.... 🙅🙍
ایده کتاب جالب بود و ترکیب تاریخ و داستان جذابیت خودش رو داشت بعضی روایت ها رو بیشتر دوست داشتم ولی بعضی قسمت ها برای من کمی سنگین بود و ارتباط گرفتن با همه داستان ها راحت نبود در کل تجربه متفاوتی بود مخصوصا برای کسی که به تاریخ معاصر و روایت های سیاسی علاقه داره
با سلام و درود فراوان
کتاب مسافر پرواز دمشق و چند روایت دیگر نوشتهی احسان اقبال سعیدی ابواسحقی، مجموعهای از چندین داستان کوتاه است که با الهام از وقایع و رخدادهای تاریخی و مذهبی به نگارش درآمدهاند.
اگر طرفدار داستان کوتاه ایرانی هستید، این کتاب برای شماست.
به نظرم این کتاب خیلی فلسفی و سنگینه و البته به علاقه فرد هم مربوط میشه اونطور که اسمش نشون میداد جذاب نبود کاش به جای این حجم از کلمات دهن پر کن نثر ساده تری رو برای نوشتن این کتاب انتخاب میکردن که قشر بیشتری از جامعه بتونن بخوننش و لذت ببرن
راستش به خاطر داشتن کلمات قلنبه سلمبه تا یه خط رو میخونی ما قبلیا رو یادت میره و اینکه اگه قرار باشه کتابی از گذشته بنویسی اسم شخصیتهای آن باید آشکار باشد تا کسی که اطلاعی نداره بتونه بره در بیاره مطالعه کنه اینجوری داستانش هم یاد کسی نمیاد
به نظر من این کتاب سلیقهای هست ولی کسانی که به تاریخ و مذهب علاقه دارن خوندنش خالی از لطف نیست تنها ایرادش استفادهی نویسنده از کلماتی هست که در فرهنگ عامیانه امروزی زیاد رایج نیست و ارتباط گرفتن باهاشون کمی سخته
تقریبا میشود گفت هر کتابی ارزش یک بار خواندن ان را دارد... تا اینکه وقت ادمی به بطالت بگذارد و با خواندن کتاب افکار دیگران را میشود فهمید کنکاش بگوییم بهتر است.... الخصوص خود نویسنده و گرایش هایش را....
واقعا که کتابهای این سبک ایرانی از کتابهای خارجی در این سبک فاصله خیلی کوتاهی دارند که نویسندگان میتونن درس بگیرن تجربه کسب کنن و این فاصله تار مویی رو بشکنن و خودشون رو نشون بدن کتاب برای یکبار خوندن خوبه
داستان خوبی بود فقط در بعضی مواردای کاش مطالب ساده و روان رو جایگزین مطالب سخت میکرد که خواننده دلسرد نشه و بتونه گیرایی خودش رو حفظ کنه و تموم کنه داستان رو
ادبیات قوی و خوبی داشت ولیکن در کل نظرات شخصی خود نویسنده در مورد شخصیت های معاصر و تاثیر گذار کشور بود که در بسیاری موارد می تواند واقعی و حقیقت نباشد.