دوستان اگر بخوام داستان رو در یک جمله توصیف کنم: بسیار ساده، بی محتوا، بد بود. هدف داستان یک جورایی اثبات برخی مسائل دینی_ مذهبی بود که البته من اینطور فکر میکنم. نویسنده برای کتاب زحمت کشیده اما بیهوده! شرط میبندم داستان اون جوری که خود نویسنده هم میخواسته نشده، چون کتاب خیلی سرگرم کننده و هیجانی نبود من اینطوری نتیجه گیری کردم؛ کتابی که خواننده هم ازش لذتی نمیبرهحالا نمیدونم شاید کسی که به این موضوعات علاقه داره، دوست داشته باشه که کتاب رو بخونه و اطلاعاتی کسب کنه اما مطمئنا به درد سرگرمی نمیخوره!و از نظر من خیلی کسل کننده و حوصله سربر بود. باید اعتراف کنم که کتاب رو از یک جایی به بعد نخوندم اما تا همون جایی که خوندم برای اینکه چنین نظری راجع بهش داشته باشم، به شدت کافی بودچون فهمیدم که سرگرم کننده نیست دیگه ادامهاش هم ندادم. باز هم شما رو از خوندش منع نمیکنم، چون شاید این فقط نظر من باشه ولی فکر نمیکنم که بقیه هم خوششون بیاد.
کتاب "خاطرات یک مغ" (Memoirs of a Geisha) نوشته آرتور گلدن، یک رمان تاریخی و داستانی است که به زندگی یک ژاپنی به نام ساتوکی (که بعداً نامش به کیوتو تغییر می یابد) در دوره ای از تاریخ ژاپن می پردازد. این کتاب نگاهی عمیق به فرهنگ و سنت های ژاپنی، به خصوص هنر گیشاها (Geisha) دارد و داستانی جذاب، غم انگیز و احساسی را روایت می کند.
این کتاب به نظر میاد که نخستین تجربه نویسندگی پائولو کوئلیو باشه و پیداست که خیلی با شور نوشته شده ولی نتونسته تجربه ش رو به درستی آغاز کنه ولی یک تجربه عرفانی طلایی بوده.
کتاب خیلی گیرا نیست به جز فصل آخر و صفحات پایانی که در اونجا راوی که یک سالک در راه عرفان است به فهمی رسیده که بیشتر مکتبهای عرفانی دنبال اون هستند. و شبیه داستانهای خیلی عادی بدون پرش و تنوع ماجرای کتاب پیش میره. شاید چند صفحه نخست کتاب این حس رو به خواننده انتقال بده که یک کتاب اساطیری پر هیجان رو خواهد خواند ولی نه فرازی و نه نشیبی میبینیم و حس میکنیم داره حوصله مون سر میره.
موضوع بنیادین کتاب درباره عرفان و خودشناسی است با کمی سویه دینی و علاقه به مسیحیت و به ویژه شوالیههای تمپل که بابت این نمیشه از نویسنده خرده گرفت چون به نظر میاد تبلیغات دینی نکرده و باور شخصیش رو گفته. از سویی هم اون هم از دید باورها و هم تکنیکهای داستان سرایی در میان کتاب رشد میکنه و این مشهوده
همانطور که گفته شد داستانها خیلی گیرا نیست و خود من خیلی از فصلهای میانی رو نخوندم ولی از پس از اون مراسمی که گرفته میشه برای اون ۱۱ نفر که به همراه راهنماشون راه سلوک رو پیمودند یکم هیجان چاشنی کار میشه و مفاهیم عرفانی کمی بولد میشه و میتونه خواننده همزادپنداری کنه. انگار خود نویسنده هم در میان کتابی که مینویسه یک سری تکنیکها رو یاد میگیره و هر چه جلو میره کمی بهتر میشه. یکم هم تصویرسازی بهتری نسبت به محیط پیرا میکنه.
من خودم نمیتونم این کتاب رو به کسی پیشنهاد کنم، نه به این معنی که خوب نیست چون به درد کسانی میخوره که دنبال مفاهیم عرفانی هستند و خیلی هم کند پیش میره داستانش ولی به نظرم خودم تونستم یه ارتباط نسبی باهاش بگیرم.
سلام کتاب خوبی بود داستانی از جنگ درون ما انسانهاجنگ خوبی وبدی فرقی هم نمیکنه همه انسانها باهر رنگ ونژادی دین ومذهبی، باخواندن این کتاب میشه چیزهای جدیدی از دین و رسوم مسحیت یادگرفته مثلاً اونجایکه میگه تو اسلام مسلمانان با پیروی ازحضرت محمد راه بین مدینه تامکه رو طی میکنن بنظرم منظور همون حجه تاموردرحمت خداوند قرار بگیرند تو مسیحیت سه راه هست که باپیروی از حضرت مسیح ویکجای که حضرت مریم مقدس رو رویت کردن راهشوباپای پیاده ومشقتهای راه روطی میکنن تابا پیداکردن خودشون موردرحمت خدا قراربگیرند، حتی اسم خیلی از شهرها، روستاها، جاهای مقدس وکوههاو... کشور اسپانیارو یادگرفتم حتی فهمید یک نژاد از عرب و بربرها به اسپانیا حمله کردن ومسیحیا باهاشون جنگیدن و از داستان زیباش یه انسان امروزی با یه سفر معنوی که خیلی قشنگ وساده نویسنده درموردش میگه به کمال میرسه یعنی راه رستگاری این دنیا واون دنیارو پیدا میکنه ونویسنده بااستادی فروان اونو به من خواننده منتقل میکنه باتشکر از کتابراه ومهدی صائمی عزیز
پائولو کوئیلو در کتاب خاطرات یک مغ با ترجمه مهدی صائمی، شفاف نبود. گنگ بود و غیرمنسجم. با کتاب راحت ارتباط برقرار نتوانستم بگیرم. خاطرات یک مغ، نه روحانی بود نه مادی و زمینی.
کوئیلو در کتاب خودش به خواننده نیز انتقال لذت را به عنوان هدیه با عشق، برای اینکه درصدی از آن را افزایش دهد، را روشن نکرده است.
خاطرات یک مغ، از سفر میگوید اما هرجایی که میرود صد در صد بیان رویداد سفر را ندارد.
متن کتاب روان و ساده نوشته نشده است. این از ترجمه است یا متن اصلی نمیدانم ولی این نیز بی تاثیر برای عدم ارتباط برقرار کردن با مخاطب است.
نویسنده کتاب خاطرات یک مغ، پائولو کوئیلو، با یک ریتم منسجم و طبق یک روال منطقی و اصول داستان سرایی کتاب را پیش نمیبرد حتی با سبک مبهم نویسی خودش که در زندگی روزمره و تک تک کتابهایش نیز دارد بیشتر بهره برده است.
کتاب به بیان تجربه عرفانی پائولو کوئلیو در جاده سانتیاگو میپردازد، یکی از سه جاده مقدس مسیحیان که اعتقاد دارند با گذر از هر کدام از این جادهها نیرویی جادویی، فردی را که این جاده را پیموده در بر میگیرد، که این جادهها دارای آزمونهایی برای امتحان کردن فرد در طول جاده هستند. جاده سانتیاگو هم یکی از این سه جاده است که پائولو به دنبال سفری میرود که استادش به او دستور میدهد و به دنبال شمشیری گم شده میگردد که تجربیاتی عمیق چه از لحاظ عرفانی و چه از لحاظ فلسفی را به خواننده منتقل میکند. این کتاب به اتفاقات خارقالعادهٔ زیادی اشاره میکند که در زندگی انسانهای عادی رخ میدهد.
اینی رمان جالب که از بخش بخش آن میشه لذت برد و هیجانی که این کتاب و نویسنده به مخاطب میدهد واقعا جالب است، چون این رمان داستانی خیلی خوب و جالب رابطه با مخاطب یا خواننده ارتباطی برقرار کرده که مخاطب مثل یک داستان جذاب و شنیداری لطفی داشته باش، حال که کارکرد نگرشی مخاطب نسبت به چنین رمانی و تخیل بافی جذاب آن کاری به شخصه با من کرد که من خودی خود از خواندن این کتاب لذت برده و خواندن این کتاب را به شما توصیه میکنم، البته آثار پایلولو کیلو همیشه آثار دوست داشتنی بود و من دومین کتابی بود که از ایشان مطالعه کرد و لذت بردم و خواندن آنها خالی از لطف نیست.
به نظرم هنوز کتاب کیمیاگر بهترین اثر کوییلو هست.
اینجا داستان در ابهام شروع میشه مسیری طی میشه و انگار که یکهو فرصت نویسنده تموم شده آخر داستان سر و ته همه چیز رو هم میاره و تمومش میکنه
و توضیحات مبهم زیادی ارایه میشه که ظاهر رازآلود دارن اما خیلی سطحی و دم دستی تعبیر شدن
به نظرم که کتاب جذاب تری میتونست باشه، الان یه اثر ضعیف درجه دو یا سه به نظرم میاد
با این همه کتابهای خوب، به نظرم حیف وقت بود که با این کتاب بگذره
با توجه به اینکه این کتاب، بسیار شبیه کتاب کیمیاگر هست، چیزی که باعث آزار من میشه
این حسه که، جناب نویسنده، موضوعی رو در ذهنشون مد نظر دارن، و شالوده یک چیزه
و تفسیر در دو کتاب نوشته شد، هنگام خوندن انکار داری کتابی رو میخونی که قبلن خوندیش🫤
و چیز تازهای توش نیست، با این اوصاف تصمیم گرفتم تمومش بکنم.
با وجود اینکه بیش از نیمی از کتاب رو مطالعه کردم، چیز خاصی نظرم رو جلب نکرد و متاسفانه رغبت به ادامه مطالعه رو از من سلب کرد، نمیدونم، شاید با سلیقه و طرز فکر من سازگار نبود و فکر میکنم ادامهی مطالعهی این کتاب فقط وقت و چشم تلف کردنه، ولی با این حال ممنون از کتابراه
برخلاف کتاب کیمیاگر این کتاب اصلا جذاب نبود. اتفاقات زیادی تخیلی و دور از ذهن بود موضوع هردو تقریبا یکیه خودشناسی و پیدا کردن خویشتن خویش ولی کشش کیمیاگر بهتر بود. هم خاطرات یک مغ و هم ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد را تا تصفه بیشتر نتونستم بخونم.
ممنون از کتابراه.
کتابی، خواندنی، ساده، روان، که سفر انسان به درون خودش توصیف میکنه، در این سفر انسان با ترس هاش، آرزوهاش، تردید هاش، شکستهای که داشته روبه رو میشه قابل تآمل، دوس داشتنی هست، به دوستانی که سیر، سلوک، درونی دوست دارن توصیه میکنم بخونن، خالی از لطف نیست.
بسیار عالی و پر محتوا بود. به نظر من هر کسی حتی یکبار هم که شده باید این کتاب رو بخون من خودم حتما چند بار دیگه این کتاب رو می خونم تا مطالب دقیق در عمق جان و روحم حک بشه. فقط می تونم بگم فوق العاده زیباست. با تشکر از کتابراه که امکان مطالعه به راحتی اون رو فراهم کرد.
بیشتر شبیه یه مسیر پر فرازو نشیب زندگی بود که هممون این راهو با زجرو دوست داشتنو قدرت طی میکنیم ولی مهمترین نکتش اونجاست که باید بدونی داری تو کدوم راه قدم میزاری خیر یا شر، و با اگاهی کامل راهو بری وگرنه تو فرازو نشیب زندگی کاملا روحتو از دست میدی و شرایط له و لوردت میکنه
کتاب عالی هست و حس خوبی منتقل میکنه.
البته برای خوندن این کتابها باید دقت داشت که ناخوداگاه بعضی مطالب برای ما معانی خاصی دارن و نسبت بهشون نوعی حس اگاهژ جدید پیدا میکنیئ. باید این مطالب از صافی غقل و دین عبور کنن و بعد بعنوان اگاهی جدید بپذیریمشون
داستانی عرفانی از فردی که برای به دست آوردن شمشیرش قدم در راهی به نام راه سانتیاگو گذاشته که همراه با راهنمایش و اتفاقاتی که پیش روداره. افردای که به داستان های عرفانی و مذاهب دیگه علاقه دارن این کتاب براشون جالبه. من از سبک داستان خوشم اومد
کتاب خوب و تاثیر گذاری بود. از قدرتها ماورایی و انرژیهایی ک وجود دارن. ولی انسان قادر ب دیدن نیست. و اجر هم ببیند معنی و مفهوم آنها برایش پنهان است. مگر با بالا بردن خرد و آگاهی درونی امکان کشف و پی بردن به این حقایق وجود دارد. سپاس
این کتاب یک کتاب عالی است که تکمیل کننده کتاب کیمیاگر بوده و با خواندن آن شما میتوانید نشانههای اطراف خود را بهتر تشخیص دهید. اگر کتاب صوتی آن موجود بود خیلی راحت میشود هر چند مدت یک بار آن را مرور کرد.
یکی از کتابهای خوب این نویسنده هست که فضای داستانی تا حدودی مشابه کیمیاگر هست و با طرح یه سری سوالات شروع میشه و سعی میکنه تا آخر داستان به این سوالات جواب بده. کلا اگر طرفدار کوئیلو باشید، باید حتما این کتاب رو بخونید
این کتاب فوق العاده هست البته من حدود بیست سال پیش این کتاب رو با ترجمه آرش حجازی خوندم، این کتاب رو با هر ترجمه و انتشاراتی از دست ندید و سفرنامه لذت بخش پایولو کوئیلو در این کتاب لذت ببرید.
با سلام کتابی اعتقادی خاص است به نظر م هر فردی می تواند با مطالعه این کتاب برداشت متفاوتی داشته باشد اگه وقت دارید ارزش یک بار مطالعه کردن دارد چون خیلی پیچیده است سپاس از کتابراه
موضوعی تکراری در کتابهای کوئیلو که البته قابل تامل هست خودشناسی و ازبین بردن ترسهای درونی یک نشانه مهم در کتابهای ایشان است که تقریبا در بیشتر نوشتههای این نویسنده تکرار میشه
در کل بد نبود
کلا کتابهای پائلو کوئیلو حالت عرفانی داره خاطرات مغ عمیق و ریشهای تعریف شده شامل دعا و مناجات هست اگه به کتابهای عرفانی علاقه دارید کتاب خوبیه البته هیجان نداره
بسیار کتاب عالی و پر از مفاهیم معنوی هست من یکبار این کتاب رو مطالعه کردم و قصد دارم برای دومین بار با تمرکز بر درسها و اسراری که در مورد زندگی بیان کرده مطالعه کنم
کتابهای پائولو کوئیلو عالی، هستند، این کتاب رو سالها پیش با ترجمه بی نظیره دکتر آرش حجازی عزیز خواندم، بسیار خوب سفر یک رهرو را نشان داده و خواننده را با خود همراه میکند.
جملات بسیار با ارزشی در کتاب هست مثل اصولا همه راههایی که ما رو به یمت آرزوهایمان هدایت میکنن جادویی هستنی یا برای دانستن اینکه یک کوه چقدر بلند است لازم نیست از آن بالا رفت
یه کتاب عرفانی هست. سفری در قالب سیر و سلوک عرفانی و شناخت خویشتن. کاش تمرینها بصورت مرحله به مرحله و با جزئیات گفته میشد.
ممنون از کتابراه سخاوتمند.