آنتونی کنی از بهترین نمایندگان زنده تاریخ فلسفه غرب در کتاب ایمانوئل کانت، روایتی از زندگی و آثار این فیلسوف برجستهی آلمانی ارائه میدهد که به دلیل اختصار و دقت آن قابل تحسین است. کنی همچنین به شما کمک میکند تا در مورد ارزش اندیشه کانت تأمل کنید و در عین حال به نقاط ضعف و قوت او پی ببرید.
دربارهی کتاب ایمانوئل کانت:
ایمانوئل کانت از شناختهشدهترین فیلسوفان غرب در ایران محسوب میشود؛ از این رو کانت شناسی و توجه به زندگی و آثار او، جایگاه ویژهای در میان فیلسوفان و علاقهمندان به مباحث فلسفی در ایران دارد و به همین جهت میزان ارجاع به ترجمه، مقاله و نوشته دربارهی کانت بسیار زیاد است. حتی امروزه با وجود ظهور فلاسفهی جدیدتر از میزان توجه به اندیشههای کانت کاسته نشده و او همچنین نقشی بنیادین در فلسفهی غرب و جهان دارد.
از مهمترین ویژگیهای کتاب ایمانوئل کانت (Immanuel Kant: A Very Brief History) میتوان به این نکته اشاره کرد که نظریههای کانت از منظر نظریههای فلسفی دو قرن اخیر مورد سنجش قرار میگیرند و با نظریههای فلاسفه تحلیلی تطبیق داده میشوند. همچنین به این مبحث نیز پرداخته میشود که با پیدایش فلسفههای تحلیلی جدید، کدام نظریهی کانت منسوخ شده و کدام اندیشهاش همچنان دارای اعتبار است. به خصوص اینکه منطق و فیزیک قرن بیستم و بیست و یکم، ارزیابی مجدد نظریههای کانت را ضروری نمود. دیگر ویژگی کتاب حاضر این است که به کلیات اکتفا نکرده و به مباحثی چون جنگ، عشق، قتل، اخلاق، فلسفه سیاسی کانت و ... پرداخته است.
امانوئل کانت همچنان تأثیر عمدهای در فلسفه، به ویژه در زمینههای معرفت شناسی، اخلاق، الهیات، نظریه سیاسی و زیبایی شناسی دارد. آنتونی کنی (Anthony Kenny) در این کتاب با در نظر گرفتن هر یک از آثار اصلی او، توسعه اندیشه کانت را توضیح میدهد و ارتباط آن با فلسفهی معاصر را برجسته میکند. کنی در این کتاب به تشریح، وصف و نقد آثار کانت پرداخته و تنها به گزارش آرا و فلسفهی او اکتفا نکرده است.
ایمانوئل کانت را بیشتر بشناسیم:
او از سرشناسترین فیلسوفان است که در سال 1724 میلادی دیده به جهان گشود. کانت از جمله فیلسوفان تاثیرگذار در عصر روشنگری محسوب میشود که نظریههایش در باب اخلاق، متافیزیک، معرفت شناسی، زیبایی شناسی و ... او را به یکی از تاثیرگذارترین چهرهها در فلسفهی غرب تبدیل کرده است. کانت سعی کرد رابطه بین عقل و تجربه بشری را توضیح دهد و آغازگر راهی بود که از بن بست بین عقل گرایان و تجربه گرایان عبور کرد و معتقد بود که هر دوی این نظریهها را در اندیشه خود ترکیب کرده است.
کتاب ایمانوئل کانت مناسب چه کسانی است؟
علاقهمندان به مباحث فلسفی از خواندن این کتاب لذت خواهند برد.
آنتونی کنی را بیشتر بشناسیم:
او یکی از فلاسفه تحلیلی بزرگ انگلستان محسوب میشود که در زمینهی فلسفه اخلاق، فلسفه باستان، فلسفه ذهن و ... فعالیت دارد. کنی در گذشته ریاست انجمن سلطنتی فلسفه و فرهنگستان بریتانیا را عهدهدار بوده است و همچنین تدریس در دانشگاه بالیول آکسفورد و دانشگاه اکستر را نیز در سوابقش دارد. او از بنیانگذاران نوتوماسگرایی تحلیلی به شمار میآید که از مشهورترین آثارش میتوان به تاریخ فلسفه غرب، اخلاقی ارسطویی، ایمان چیست و... اشاره کرد.
در بخشی از کتاب ایمانوئل کانت میخوانیم:
بنیان نظریۀ معرفت بشری کانت، این نظریه است که معرفت فقط از طریق اتحاد حس و فاهمه ممکن است. بر همین اساس، بعد از ارائۀ تبیین حواس در زیباییشناسی استعلایی، در ادامه، منطقی استعلایی به دست میدهد که تبیین فاهمه (بخش خلاق ذهن) است. میگوید منظورش از «منطق»، «قواعد مطلقاً ضروریِ اندیشه است که بدون آنها هیچچیزِ فاهمه به کاربردنی نیست». او به منشأ یا تاریخ اندیشههای ما علاقه ندارد؛ که بیشتر موضوع مردمشناسی است تا منطق.
طرح ترسیم مرزهای فاهمۀ انسان توسط کانت، به دو بخش تقسیم میشود که یکی ایجابی است و یکی سلبی. بخش ایجابی، معیاری برای استفادۀ معتبرِ تجربیِ فاهمه به دست میدهد: این بخش از منطق استعلایی، «تحلیل استعلایی» نام دارد. بخش سلبی به نقد استفادۀ توهمیِ جزمگرایانه از عقل میپردازد: این بخش، «دیالکتیک استعلایی» نام دارد.
خود فاهمه در دو مرحله عمل میکند. مرحلۀ مختص فاهمه، توانایی شکل دادن به مفاهیم است؛ قوۀ حکم، توانایی به کار بردن مفاهیم است. در واقع یک مفهوم، چیزی نیست جز توانایی انجام چند نوع حکمِ خاص. عملکردهای فاهمه با الفاظ منفرد بیان میشوند، عملکردهای قوۀ حکم با کل جمله بیان میشوند. مثلاً، داشتن مفهوم حیوان، داشتن توانایی انجام حکمی است که واژۀ «حیوان» یا معادل آن را در بر داشته باشد.
کانت در تحلیلاش، هم مفاهیم و هم حکمها را در نظر میگیرد و سعی میکند دربارۀ هر کدام، عناصر تجربی را از عناصر استعلایی سوا کند. او مجموعهای از مفاهیم پیشینی که نامشان را «مقولات» گذاشته و مجموعهای از حکمهای پیشینی که نامشان را «اصول» گذاشته، ارائه داده است. به همین منوال، تحلیل استعلایی دوباره به دو بخش اصلی تقسیم میشود که عبارتاند از «استنتاج مقولات» و «نظام اصول».
بله


















