کتاب تاثیرات تحریمهای ثانویه از منظر حقوق بین الملل نوشتهی مجید آذرنوش تحقیقی مفصل و حرفهای دربارهی مفهوم تحریمهای ثانویه و اثرات جانبی آن بر اقتصاد بینالملل است. در این پژوهش قرار است با چالشهای حقوقی این دسته از تحریمهای اقتصادی و تضاد و تقابل آن با اصول پذیرفتهشده توسط جامعهی بینالملل آشنا شویم. تأثیر این محدودیتها بر بخشهای حیاتی نظیر نظام بانکی و حقوق شهروندی از دیگر مباحث این پژوهش است.
دربارهی کتاب تاثیرات تحریمهای ثانویه از منظر حقوق بین الملل
تحریمهای ثانویه چیست؟ قوانین بینالملل تفاوت تحریمهای اولیه و ثانویه را چطور روشن میکنند؟ و درنهایت این دسته از تحریمهای اقتصادی میتوانند چه اثرات سوء و منفی بر اقتصاد جهانی داشته باشند؟ شما میتوانید پاسخ تمامی این سؤالات را به همراه دهها مبحث مرتبط در کتاب تأثیرات تحریمهای ثانویه از منظر حقوق بینالملل دنبال کنید. مجید آذرنوش به عنوان مؤلف این پژوهش حقوقی، مفهوم تحریم ثانویه را در ابعاد حقوق بینالملل اقتصادی بررسی خواهد کرد.
وقتی از تحریمهای اولیه صحبت میکنیم در واقع موضوع بحثمان نوع ممنوعیت تجارت و تبادل اقتصادی است که توسط یک کشور علیه کشوری دیگر اعمال میشود. به این ترتیب میتوان گفت تحریمهای اولیه دو سر حقوقی دارند: در یک سو، کشور تحریمکننده و در سوی دیگر کشور تحریمشونده.
پژوهشی بر ابعاد حقوقی و فرامرزی تحریمهای ثانویه
در مقابل تحریمهای اولیه، تعریف تحریم ثانویه شامل ابعاد گستردهتری است. به عبارتی در صورت اعمال تحریم ثانویه ضلع سومی به این رابطهی دو سویه اضافه میشود و کشورهای ثالثی از سوی کشور تحریمکننده متقاعد میشوند تا به این قرارداد محدودیتهای اقتصادی و ممنوعیتهای تجاری بپیوندند.
اگر از علاقهمندان دنیای حقوق باشید قطعاً میدانید که چنین وضعیتی میتواند ناقض چندین اصل اساسی در روابط بینالملل باشد. با خرید کتاب تأثیرات تحریمهای ثانویه از منظر حقوق بین الملل شما میتوانید این تناقض حقوقی را از ابعاد مختلف آن بررسی کنید و در نهایت با راهکارهای راهبردی برای خنثیسازی این دسته از تحریمها همراه شوید. این کتاب با تلاش انتشارات کلید پژوه به دست شما میرسد.
کتاب تاثیرات تحریمهای ثانویه از منظر حقوق بین الملل برای شما مناسب است اگر
- از پژوهشگران یا دانشجویان رشتهی حقوق هستید و به مباحث ذیل حقوق بین الملل عمومی و خصوصی علاقه دارید.
- از علاقهمندان و دنبالکنندگان پژوهشهای حوزهی سیاستگذاری بینالملل، دیپلماسی و تحلیل اقتصاد سیاسی هستید.
- در زمینهی مشاورهی شرکتهای بینالمللی و صادرات و واردات تجاری فعالیت میکنید.
در بخشی از کتاب تاثیرات تحریمهای ثانویه از منظر حقوق بین الملل میخوانیم
اثرگذاری بیش از اندازهی تحریمها وقتی اتفاق میافتد که فشار تحریمها باعث شود کشور هدف یا از رفتار فعلی خود فاصله نگرفته و آن را تقویت کند و یا آن را تشدید کند. شمولیت بالای تحریمها و اثرگذاری بیش از اندازهی آنها بسیار پیچیدهتر از اثرگذاری پایینتر از حد انتظار است. یک دلیل آن این است که این مسئله کمتر قابل اثبات خواهد بود در اثرگذاری کم میتوان تشخیص داد که کشور هدف عملاً رفتار اما در مقابل در شمولیت بالا و اثرگذاری بالا مدافعان سیاست تحریمی و ناظران خود را تغییر نداده است ادعا میکنند که ناکامی و شکست تحریمها به دلیل رویکرد غلط آنها نبوده بلکه به ماهیت تقابلی کشور هدف بستگی داشته است. 35 در اینجا نیز مانند شمولیت پایین تحریمها استدلال اصلی این است که تحریمها و شکست آنها صرفاً به این دلیل بود که آنها مانعی ناکافی برای رفتار کشور هدف بودهاند و نه اینکه خود آنها باعث رفتارهای کشور هدف شده باشند. اما ایراد این نگرش این است که به هیچ عنوان به کشور تحریمشده این حق را نمیدهد که تحریمها را خشونتی از سوی کشور تحریمکننده بر خود بداند. در واقع این نگاهی است کاملاً غلط که میگویند، تحریم یک فشار راهبردی نیست، بلکه اقدامی تماماً دفاعی است که کشور تحریمکننده برای دفاع از خود به کار میبندد. همانطور که در این مورد در جاهای دیگر نیز نوشتهاند استدلال مذکور بر مبنای سخنسراییهای فراوان پیرامون تحریمها و ماهیت خود ابزارها و چگونگی به کار گرفته شدن آنها شکل گرفته است و به همین دلایل اساساً نقص دارد. اگر تحریمها را ابزاری از فشار بدانیم میفهمیم که امکان اثرگذاری بیش از حد آنها وجود دارد و میفهمیم چرا پاسخ به آنها گاهی از ابزارهای سیاسی و اقتصادی فراتر میرود. این مسئله به خصوص در اعمال تحریمها در جایی که آسیبرسانی بالایی دارند و امکان پاسخهایی وجود دارد. مثال شاخص این مسئله تحریمهای نفت آمریکا، علیه ژاپن در دههی 1930 ژاپن را از بقای اقتصادی خود ترساند و همین مسئله باعث شد به بندر پرل هاربر پادشاهی حمله کند.
بله

















