به نظر شما برای راهاندازی یک کسب و کار خوب به چه مهارتهایی نیاز دارید؟ چقدر زمان لازم است؟ علی محمد زالی در کتاب به دنبال کشتی با ارائه راه حلهایی کاربردی و مفید به شما کمک میکند تا بتوانید کسب و کار دلخواه خود را راهاندازی و سازماندهی کنید.
درباره کتاب به دنبال کشتی:
آیا تا به حال به انرژی که در شما پس از حضور در یک سمینار اعم از کسبوکار یا حتی یک سمینار آموزشی شکل میگیرد، دقت کردهاید؟ زمانی که از یک سمینار خارج میشوید، دارای یک انگیزه فوقالعاده و ارادهای استوار هستید و به خودتان قول میدهید از فردا تلاش خود را برای رسیدن به موفقیتهای زیاد شروع کنید؛ اما قبل از آن که شب فرا برسد، اعتماد به نفسی که در آن زمان داشتید، ناگهان فروکش میکند و انرژی که در سمینار داشتید به طور کامل از بین میرود.
امروز وقت آن فرا رسیده تا بدانید اسم این انرژی که در این سمینارها یا کلاسهای آموزشی به دست میآورید، اراده و انگیزه نیست، بلکه هیجانات زودگذر و کوتاه هستند که راه به جایی نمیبرند و به جز تصمیمات ناگهانی و گاهی تخریب کننده فایدهای ندارند.
نخستین قدم برای دستیابی به موفقیت شناخت خود و مهارتهایتان است. کاری که علی محمد زالی در کتاب به دنبال کشتی سعی دارد آن را به شما بیاموزد. او در این کتاب به شما کمک میکند تا نیازهای خود را بشناسید، توانمندیهای خود را کشف کنید و بعد از رسیدن به نتیجهای منصفانه و منطقی و با شناخت زیرساختهای یک کسبوکار درست رویاهایتان را به واقعیت تبدیل کنید.
باید به خاطر داشته باشید که در جهان امروز نمیتوان انتظار داشت بدون دانش کافی و با انجام همان کارهایی که قبلا انجام میدادید نتایجی متفاوت گرفت. به مفهومی بهتر اگر به دنبال آن هستید تا رویاهایتان را در کار و زندگی به واقعیت تبدیل کنید، اگر به دنبال موفقیت و اعتبار هستید و یا اگر ثروت بیشتری میخواهید، باید از نقطهی امن زندگی خود خارج شوید، چرا که ثروت و موفقیت در سرزمین ناشناختههاست.
کتاب به دنبال کشتی مناسب چه کسانی است؟
اگر میخواهید به موفقیتهای شغلی دست پیدا کنید، این کتاب برای شماست.
در بخشی از کتاب به دنبال کشتی میخوانیم:
تا به حال افرادی را که در بازار ارز یا طلا سرمایهگذاری کردهاند، دیدهاید؟ البته اگر شغلشان این نباشد در زمانی که معمولا برخی اجناس با افزایش بیسابقه قیمت روبهرو میشوند، اکثریت مردم سریع به این بازار میپیوندند؛ چرا که سودهای جذابی در آن نهفته است. حال بیایید آنچه که ذهن این افراد بعد از سرمایهگذاری به آنها گوشزد میکند، با هم بررسی کنیم. زمانی که قیمتها رو به نوسان است، مردم دل دل میکنند که باید بخرند یا نه. بالاخره با خودشان کنار میآیند و وقتی مقداری قیمت بالا رفت، شروع به خریدن میکنند و حالا چالش اصلی آنها با مغزشان آغاز میشود که امروز بفروشم یا فردا بگذارم قیمت بیشتری بفروشم تا سود بیشتری ببرم. بعد از مدتی که قیمت رو به کاهش است، به خود میگویند دوباره بالا میرود و نگه میدارد و زمانی که بسیار ارزان شده میفروشد. بسیاری از مردم در زمان گرانی میخرند و ارزان میفروشند.
موضوعی که میخواهم با شما در میان بگذارم، در این داستانی که برای بسیاری از مردم افتاده نهفته است. مردم عمیقا فکر میکنند که در کسبوکار یا تجارت آنچه که در گفتوگوهای ذهنی رخ میدهد، به نفعشان است و معمولا بر اساس تفکرات خودشان بدون تحلیل یا تجربه اقدام میکنند.
بله

















