شاهکاری است بی نظیر که خواندنش تجربهای چند وجهی محسوب میشود. یک اثر چند لایه فلسفی/ سیاسی/ اجتماعی/اسطورهای هست که با طنزی گزنده و تخیلی شگرف واقغیت ان زمان شوروی را به چالش میکشد. و به پرسشهای ادبی خیر و شر و عشق و حقیقت میپردازد. مرز میان جادو و واقعیت مدام در هم شکسته میشود. و این توانایی که نویسنده به کار میبرد رمان را بینظیر میکند. شخصیت پردازیهای رمان بسیار زیبا و نمادین است و پایان داستان آرامش ابدی به ارمغان میاورد که به نوعی به اخلاق مداری نویسننده اشاره دارد. اثری که در زمان خود جسورانه بود و هنوز هم تازگی دارد. و در یک جمله اثری فوق العاده قوی و جاودانه است. با تشکر از کتابراه.
اول اینکه خوندن این کتاب ذهن امادهای میخواد و بهتره تمام نقدهاش از سایتهای مختلف خونده بشه. دوم؛ بخش اول هیجان انگیز و طبیعی تره، از بخش دوم به بعد خیلی تخیلی میشه. من زیاد این سبک رو دوست ندارم. ولی خب تا اخر خوندم. کلا درگیریم با رمانهای روسی، اسامی سخت و شخصیتهای فراوونشونه. اخرای کتاب اصلا یادم نمیومد طرف کی بود، که بعضی جاها خودش یاداوری میکرد. ترجمه بسیار روان و سلیس بود راضی بودم. در کل معرفی کتاب از خود متن بسیار جذاب تر بود و خود کتاب در حد انتظارم نبود. دیدگاه هارو راجب به برخی اعتقادات تغییر میده. بعضی جاها ترسناک و بعضی جاها امیدوار کننده س. یبار و بخونید
مرشد و مارگاریتا از آن کتابهایی است که اگر یک بار بازش کنی، دیگه ولش نمیکنی. از همان صفحههای اول، اتفاقها آنقدر غیرمنتظره و بامزهاند که حس میکنی وارد یک دنیای تازه شدی؛ دنیایی که در آن شیطان قدم میزند، عشق واقعی از میان خاکستر بلند میشود، و واقعیت و تخیل مثل دو نخِ رنگی به هم بافته شدهاند.
اینجا شیطان آدم ترسناک کتابهای دیگر نیست؛ بلکه شخصیتی است پر از شوخی، طعنه و شیطنت. هر جا ظاهر میشود، یک فاجعه خندهدار رخ میدهد. همین ترکیب ترس + طنز کتاب را جذاب و منحصربهفرد میکند
دیده ایدتا بحال کسی بیاید مثلا پدر خوانده را نقد کند؟! فیلمش را
بودند ابلههای محترمی که در خود آمریکا میآمدند و پدر خوانده را هم نقد میکردند اما آخر مگر میشود اورست را نقد کرد چون از کلیمانجارو بلندتر است؟! پس بیخیال شوید
اگر نخوانده ایدبه آرامی خود را بهدست این تاواریش همیشه جوان بسپارید و با نسخه فاوست ۲ همراه شوید کسی چه میداند
شاید این گوته بوده که ماشین زمان داشته و از این کتاب تقلید کرده باشد؟!:)))
نمیتونم بهش بگم شاهکار بیشتر جنبه طنز داشت تا آخر منو جذب داستان نکرد هیجان نداشت خیلی طولانی بود خیلی اسمای سختی داشت و شخصیتهای داستان زیاد بودن که تا آخر داستان شخصیتهای داستان و یادم نمیومد ولی از اینکه جنبه طنز داشت و خنده دار بود خوشم اومد تو این داستان شیطان و همراهانش بد نبودن هر جا میرفتن باعث خنده و دردسر میشدن و شخصیت یصوعا ناصری گنگ بود و شخصیت ولگرد نشون داده شده بود من زیاد نتونستم با این رمان ارتباط بگیرم به زور تمومش کردم
سبک ادبیات روسیه با وجود کتابهای زیادی که ازش خوندم هنوز هم برای من مانوس نیست در دو کتاب اخیری که مطالعه کردم یعنی برادران کارامازوف و مرشدو مارگریتا فقط یک فصل در هر کدام ن رو میخکوب کرد. در این کتاب زمانیکه نمایش در حال اجرا بود برای من یادآور اوایل انقلاب بود که مردم جو زده حاضر بودند خودشون و فرزندانشون رو در راهی که فکر میکردند درسته هلاک کنن. و من هربار با خواندن کتابهای در فضای حکمرانی کمونیستی با خودم عمیقا میاندیشم........
سلام به دوستان کتابراهی عزیز ؛
دوستان ادبیات روس و نخبگان آن سبکی از ادبیات دارند و قابل قیاس با نویسندگان دیگر ملل نیستند. اسامی روسی و بخاطر سپاری آنها گاهی سخت میشود. بطور مثال در جنگ و صلح تولستوی بالغ بر 580 شخصیت داره که واقعا نبوغ نویسنده برای پازل این شخصیتها شگفتی آفرین است.
توصیه میکنم با توجه به فانتزی بودن رمان و خیال پردازی فوق العاده نویسنده مخصوصا در بخش دوم اگر ادبیات روس کلاسیک رو دوست دارید حتما بخونید. بسیار زیباست.
وقتی در توصیف یک رومانی گفته میشه یکی از ۱۰۰۱ رومان برتر همه دورانهاست، شکی نکنید که باید حداقل یک بار در طول زندگیتون را اون را بخونید ولی اگه نظر من را بخواید این رومان از اون دسته نوشته هاییه که باید یکبار بخونید و بعد یک سال بعد مجدد مطالعه کنید
و اگه حاشیه نویسی هم برای کتابهایی که میخونید داشته باشید، متوجه میشید که برداشت و حس و حال متفاوتی را تجربه خواهید کرد
کتاب فوقالعاده جالبی هست.
از اونهایی که خواننده رو میخکوب میکنه.
نیمهی اول کتاب، داستان روال ساده و خیلی عادی دارد.
اما از نیمهی دوم و مجلس رقص شیطان به بعد جذابیت داستان نمود پیدا میکنه.
در عین تخیلی بودن قصه، حقایق بسیار عینی رو میشه درش حس کرد.
نویسنده به احتمال زیاد درگیری زیادی با خرافات داشته و حوادث رو تحت تاثیر نیروهای اجنه تجزیه و تحلیل کنه در نظراتی که قبل خوندن این کتاب راجبعش خوندم در دسته علمی تخیلی قرار گرفته بود اما موافق این نظر نیستم وهم خرافات در حوادث رو نمیشه اسمش رو علمی تخیلی گذاشت
بخشِ "معرفی کتاب"، کتاب رو خیلی خوب معرفی کرده... ترجمه هم که کاملاً سلیس و روانه...
این کتاب، واقعاً هیجان انگیزه و سرشار از عناصر خیال و جادو در میان حقیقت هست و تصورات ما رو درباره شیطان به چالش میکشه...
کتاب جالب و خوبی بود ولی اسامی خیلی مختلف و زیادی داشت بعضی وقتها سردرگمی ایجاد میکرد و ذهن خسته میشد، من نیمه دوم کتاب رو زیاد دوست نداشتم به نظرم نیمه اول قویتر بود و توی نیمه دوم افت کرد داستان.
بخش اول این کتاب اینقدر جذابه توی سبک سورئال که نمیتونی ثانیه ای دست از خوندن برداری ولی وارد بخش دوم که میشی این سورئال بودن کتاب دیگ خیلی از حد میگذره و از حوصله خارج میشه
اوایل کتاب شاید بهتر بود ولی از اواسط تا انتهای کتاب خیلی تخیلی بود، من در کل دوستش نداشتم و به زور تا انتها خوندم، حتی اواخر کتاب به نظر من که خییلی بی ربط و بیمزه بود
اوایلش قشنگ بود ولی بعد ادم سر در گم میشد شخصیتاش زیاد بودن همش قاطی میکردم در کل باهاش ارتباط بر قرار نکردم شاید کسی که این سبک و دوست داشته باشه خوشش بیاد