این یک نظر شخصیست: ارتباط گرفتن با نوشته های این کتاب عجیب بود قسمت هایی تو رو درگیر خودش می کرد ولی بعضی جا ها کامل رها میشدی و از جریان شعر فاصله میگرفتی بعضی از قسمت های رو از دو دیدگاه میگفت که کار خلاقانه بود ولی تکرارش خسته کننده میشد و خواننده رو گیج تر میکرد از بین قطعه هایی که نوشته شد من عمر اشتباه رو دوست داشتم"و غم چندان کودک در اه من است" و این زیبا بود
اشعار رنگ و بوی درد داشت. دردی که میگم نه به معنای غم عشق و هجران، نه، دردی برآمده از اصل زندگی، تلفیقی از درد، تاریخ، مرگ، اسطوره.... مثلا شاهد استفاده از واژههای جهنم، بدبختی، تابوت، نعش.... بودیم. دو شعر پایانی کتاب کمی رنگ و بوی عشق میگرفت. شعرها طولانی بودند و درعوض تعداد شعرها بالا نبود. بد نبود. ممنون
به چه سوگند
ای بی هنر رو بسته..
کسی منزل نیست
یا اگر هست
گمانم نفسش در دل نیست
از پی افتاده، نشان قدمی در گل نیست
خانه خالی است
یکایک همگان در گورند
https: //ketabrah. ir/go/b58501
به جرئت میتونم بگم چیزی ازش نفهمیدم زیبای لحن شعرها وکوتاهی کتاب باعث شد بخونمش قشنگن، اگه حوصله فکرکردن به معنی شون رو داشته باشی احتمالا بیشتر لذت می بری والبته کمی هم غصه می خوری.