تارا باتن نویسنده حامی محیط زیست در کتاب زندگی با دور ریختنیهای کمتر، از بیماری خرید کردنهای بیشمار، بیفایده و غیرضروریای میگوید که بسیاری از ما به آن مبتلاییم! او در اثر پرفروش خود به شما یاد میدهد که چگونه محصولات کمتر اما باکیفیتتر و ماندگارتری تهیه کنید.
دربارهی کتاب زندگی با دور ریختنیهای کمتر:
عادت به خرید بیش از حد، اغلب با احساس خودارزشمندیِ پایین در ارتباط است. برای همین، بخشهایی از این کتاب به شما کمک خواهد کرد که قدر خودتان را بیشتر بدانید. هیچ شیئی نمیتواند شما را انسان ارزشمند یا بیارزشی کند. زمانیکه حقیقتاً درک کنید که داراییها چنین قدرتی ندارند، آنوقت خواهید توانست با راحتیِ خیلی بیشتری انتخاب کنید که چه اشیائی باید وارد زندگیتان شوند. «زندگی با دور ریختیهای کمتر»، زندگیِ آسانتر و درعینحال غنیتری است، چون تمرکز از مصرفگرایی برداشته و به چیزی معطوف میشود که واقعاً مهم است.
کتاب زندگی با دورریختیهای کمتر (A life less throwaway) توضیح میدهد که شما چطور وارد دنیایی شدهاید که در آن، زندگیهایتان را صرف تعویض دائم کالاهای بیدوام میکنید. نویسنده همچنین نشان خواهد داد که چطور دارید بازی داده میشوید تا احساس کنید داراییهای فعلیتان (و بهتبع آن، خودتان) ناکافی هستند و چطور این باعث میشود که دائماً در حال ارتقا دادن لباسها، خانهها و کالاهای دیجیتالتان باشید. تارا باتن (Tara Button) بعد از ده سال فعالیت در دنیای تبلیغات، شما را به پشت پردۀ پرزرقوبرق صحنۀ تبلیغات میبرد تا حقههای این حرفه را برایتان آشکار کند و ابزار دفاع در برابر تاکتیکهای پلید آن را در اختیارتان قرار دهد.
شاید محور اصلی این کتاب، رابطۀ شما با «چیزها» باشد. نویسنده به شما کمک میکند تا بتوانید چیزهای موردنیازتان و چیزهایی که به آنها نیازی ندارید را شناسایی کنید و کاری کنید که اشیای موجود در زندگیتان در بلندمدت به کارتان بیایند.
تارا باتن در کتاب کنونی که در سال 2018 نوشته شده، با مرور تاریخ تبلیغات، شما را با ذات این صنعت مواجه میکند و نشان میدهد فرورفتن به ورطۀ تبلیغات و مصرفگرایی چه گزندهایی به آرامش روانتان، محیط زندگی خصوصیتان و البته محیطزیست میزند. باتن در این اثر، با سرک کشیدن در تاریخ صنعتی و تبلیغاتی اروپا و آمریکا، از نیرنگهای کارخانهها برای بنجل کردن کالاهای خود پردهبرداری میکند و سپس دست شعبدههای تبلیغاتی را برای شما رو میکند و دست آخر نیز راههایی برای غلبه بر وسوسۀ مصرفگرایی معرفی میکند.
نکوداشتهای کتاب زندگی با دور ریختنیهای کمتر:
- من ایده پشت «یک بار خرید» را دوست دارم. (Ashton Kutcher)
- یک ایده درخشان. (Caitlin Moran)
- [این کتاب] شیوهای رضایتبخشتر از زندگی را به شما میآموزد و نکاتی در زمینه مراقبت از داراییهایتان و همچنین مسدود کردن تبلیغات ارائه میدهد. (The Sunday Times)
کتاب زندگی با دور ریختنیهای کمتر برای چه کسانی مناسب است؟
اگر دوست دارید تغییری در سبک زندگیتان به وجود آورید و یاد بگیرید چگونه محصولات کمتر اما باکیفیتتری تهیه کنید، این کتاب را از دست ندهید.
با تارا باتن بیشتر آشنا شویم:
تارا باتن نویسنده حامی محیط زیست، متخصص سبک زندگی و پایهگذار برند BuyMeOnce به شمار میرود که فعالیت اصلی آن کشف و معرفی بهترین و پایدارترین محصولات جهان و سعی برای تغییر چگونگی خرید کردن مردم دنیاست. او در نخستین کتاب خود «زندگی با دورریختنیهای کمتر» که به یکی از پرفروشترینهای آمازون تبدیل شد فرهنگ مادیگرایی را نقد کرده است و شیوه ساخت یک زندگی خلوت با کیفیت بالا را به شما معرفی میکند.
در بخشی از کتاب زندگی با دور ریختنیهای کمتر میخوانیم:
در یکی از روزهای داغ آگوست 2016، دوستم تام لاوتن را دعوت کردم تا بیاید و به چند توستر نگاهی بیندازد. تام ترکیب عجیبی از مهندس، مخترع و مجری تلویزیون است و من از او خواستم نحوۀ ساخت شش توستر از برندهای مختلف را بررسی و طول عمر آنها را ارزیابی کند.
تام گفت:
«ما میخواهیم ضعیفترین بخش آنها را پیدا کنیم. معیار کیفیت یک محصول، بدترین نقص آن است.»
توسترها را بررسی کردیم تا به انتخابهای سازندگان آنها پی ببریم: مواد مورد استفاده، نحوۀ سرهمبندی قطعات و سایر حیطههایی که تعیینکنندۀ طول عمر هستند؛ اما یکی از چیزهایی که بلافاصله توجهمان را جلب کرد این بود که دسترسی به داخل این توسترها چقدر سخت است. بعضی از آنها حتی پیچهای ایمنیِ مخصوص و ستارهشکل داشتند. یکی از آنها بالاخره باز شد، هرچند لبۀ فلزی و تیز آن، دست تام را برید. معلوم بود که این توسترها طوری طراحی شدهاند که با کمترین هزینه سرهمبندی شوند، نه اینکه باز شده و تعمیر شوند.
بعضی تولیدکنندگان، این کار را برای محافظت از خود میکنند. اگر یک مصرفکننده، محصولی را تعمیر کند و بفهمد آن محصول چه ایراداتی داشته، برند ضربهای فاجعهآمیز خواهد خورد؛ بنابراین میتوان فهمید که این تفکر دفاعی از کجا نشئت میگیرد. درعینحال، خرید محصولاتی که طوری طراحی شدهاند که قابل تعمیر نباشند (حتی توسط یک مهندس آموزشدیده مثل تام)، ما را شرطی کرده که هروقت چیزی خراب میشود، احساس درماندگی کنیم. بنابراین وقتی ضعیفترین بخش محصول از کار میافتد، فکر میکنیم آن کالا دیگر «مرده» و باید به تودۀ ضایعات در آسمان (یا دریا... یا نواحی فقیرنشین) منتقل شود.
در این زمینه، گوشیهای هوشمند از همه بدنامترند. ضعیفترین بخش آنها باتریهایشان است و سازندهها هم این را میدانند؛ اما بعضی برندها تعویض باتری را ناممکن یا در حدّی پرخرج میکنند که آدم بیخیال شود. اغلب، کار باتری که تمام میشود، کار گوشی هم تمام شده است.
بله


















