داستان جذاب و زیبایی بود ولی از نطر من ایرادهایی هم داشت
نویسنده محترم در قسمتی که میخواست از بی فرهنگی خانواده احمد بگه از کلمه دهاتی استفاده کرده بود چه بسا کسانی هستند که در روستا زندگی میکنند و بسیار انسانهای خوب باشعور و خداترسی هستند واین لفظ اصلا درست نبود
دیگر اینکه در رفتار خانواده احمد و همینطور راحله بسیار اغراق شده بود و مطلب دیگه اینکه از آدمی مثل دکتر پارسا بعید بود که اونجور وارد ویلا شود و اون حرکات ناشایست از او سر بزند
ولی از نظرنوشتاری داستان خوب بود
با تشکر از قلم زیبای خانم سعادتی نسب، از خواندن داستان لذت بردم قدرت جذب خواننده بالا هست طوری که پیگیر به سرانجام قصه میشوی
خب با توجه به اینکه داستان واقعی نبوده و از ذهن نویسنده به جریان افتاده میشه برای سلیقه خانم سعادتی نسب احترام قائل شد ولی به نظر من یاسمین در مواجه با عشق دکتر امین زیادی خنگ بود چرا که در یه برخورد کوتاه متوجه حس علاقه همهی جوانهای فامیل میشد اما در مقابل احساس امین به خودش اینهمه گیجی واقعا بعید و خسته کننده بود.
ممنونم از کتابراه عزیز
داستان قشنگی بود و خیلی زیباتر میشد اگه قسمت اظهار علاقه دکتر امین رو آنقدر بیخودی طولانی نمیکردن.... نمیدونم چرا این مسئله آنقدر در رمانهای ایرانی تکرار میشه که نویسندهها حاضر میشن زیبایی داستان رو از بین ببرن اما تعداد صفحات کتابشون بیشتر بشه!!!؟؟ به هر حال برای خانم سعادتی آرزوی موفقیت میکنم... با تشکر فراوان از کتابراه
کتاب قشنگی بود بیشترش تلخ بود و من پا به پای کتاب اشک ریختم داستان خیلی کلیشهای نبود و خلاقیت داشت فقط من قبلا هم برای این کتاب نظر ثبت کردم چرا نمایش داده نشد ممنون از کتاب راه عزیز
کتاب خوبی بود
شخصیتها به خوبی پردازش شده بود
داستان تا اواسط کتاب سیر جذابی داشت
فقط آخرای کتاب زیادی کش پیدا کرد
اغراق زیادی در رمانتیسم داشت که از آقایون ایرانی بعیده
ولی در کل لذتبخش بود
نسبتا خوب بود. ولی انتظارم از این نویسنده نسبت به کتاب "دلم مهتاب میخواهد" که خوانده بودم بیشتر بود. بعضی صحبتها در داستان بسیار طولانی بود و نثر داستان ضعیف تر از کتاب قبلی بود
مثل بقیه کتاب هاشون عالی بود فقط ماجراهاى با امین یکم طولانی شده بود ولی در مجموع کتاب قشنگی بود داستان قشنگی داشت و بسیار ملموس بود براى خواننده ممنونم.
نویسنده محترم در قسمتی که میخواست از بی فرهنگی خانواده احمد بگه از کلمه دهاتی استفاده کرده بود چه بسا کسانی هستند که در روستا زندگی میکنند و بسیار انسانهای خوب باشعور و خداترسی هستند واین لفظ اصلا درست نبود
دیگر اینکه در رفتار خانواده احمد و همینطور راحله بسیار اغراق شده بود و مطلب دیگه اینکه از آدمی مثل دکتر پارسا بعید بود که اونجور وارد ویلا شود و اون حرکات ناشایست از او سر بزند
ولی از نظرنوشتاری داستان خوب بود