استیون هاوکینگ فردی بود که وقتی دکترا بهش گفتن تو خواهی مرد دوباره زنده شد و بچهدار شد خواست که بگه خدا نمیتونه توی زندگی ما تاثیر بزاره و خودمون میتونیم آینده رو بسازیم و ناامید نباید زندگی کرد راجب چیزهایی که توی کتاب نوشته شده بود میتوان گفت آدم باید خودش برداشت درست رو از کتاب داشته باشه و نباید حرف هایش را کامل تایید یا رد کرد و برای اینکه به دانایی کامل راجبش رسید باید بیشتر مطالعه کرد و نباید زود قضاوت کرد.
کتاب خوبی در مورد ناشناختههای جهان که بیشتر در مورد سیاه چالهها بحث کرده و در مورد شکل گیری جهان هستی نظر داده و به یک سری سوالات چالش برانگیز انسانها جواب داده
لذت بردم از خوندنش
به نظرم ایشان به دلیل بیماری زودهنگامش با خدا در افتاده و میخواهد به توعی تلافی کند. خیلی زود است که بخواهیم منشا دنیا را بفهمیم در حالی که هنوز نمیدانیم در ماه که تنها 400 هزار کیلومتر با ما فاصله دارد چه خبر است. میلیاردها کهکشان که با فواصل میلیاردها کیلومتر از ما قرار دارند، تا تسلط نسبی بر آنها پیدا نکنیم نباید در مورد منشاشان نظر بدهیم. نکته دیگر اینه که بنظرم مشهور شدن این دانشمند بیشتر به خاطر همین ضد خدایی بودنش هست. کسانی که انگیزه ضد خدایی دارند، از این دانشمند سوء استفاده کردند.
موضوع و نظریههای زیبا، طرز تفکر متفاوت، این کتاب را جذاب میکند ولی بیاید اطلاعاتی در این باره داشته باشید یا درسش را خوانده باشید مثلاً قوانین فیزیک رو بلد باشید.
چقدر عالی، هاوکینگز بر خلاف اینکه خیلی چیزها رو نتوانست درست و کامل نگاه داشته باشه ولی در فیزیک اعجوبه ست و چه عالی در این کتاب تکلیفش رو با بزرگترین پرسشهای بشر مشخص کرده