نقد، بررسی و نظرات کتاب کیمیاگر - پائولو کوئیلو
4.5
75 رای
محمد
۱۴۰۳/۱۰/۲۰
10
صانتیاگو یک چوپان است که ب شدت گوسفندانش را دوست دارد. طبیعت وجودی ناکامل و محدود گوسفندان فکرش را درگیر کرده. گوسفندانی که تنها آب و غذا می خورند، آن ها هیچ گاه سر بلند نمی کنند و تپه های سرسبز و غروب آفتاب را تحسین نمی کنند. والدین سانتیاگو همیشه درگیر فراهم کردن نیازهای اساسی زندگی بوده اند، به همین خاطر خواسته ها و آرزوهایشان را سرکوب کرده اند. آن ها در بخش خودمختار اندلس زندگی می کنند، که به خاطر روستاهای قدیمی و تپه هایش به جاذبه گردشگری تبدیل شده است، اما برای آن ها جای رویاهایشان نیست. سانتیاگو سواد دارد و خواندن بلد است، بنابراین می خواهد سفر کند. یک روز برای فروش تعدادی از گوسفندانش به شهر می رود و با یک پیرمرد و یک زن کولی برخورد می کند. آن ها او را ترغیب می کنند که به دنبال سرنوشتش برود و دنیای فعلی اش را رها کند. زن کولی او را به سمت اهرام مصر راهنمایی می کند و می گوید که می تواند آن جا به گنج برسد. سانتیاگو کاملا آن زن را باور می کند، گله اش را می فروشد و دل به دریا می زند و راهی سفر می شود. در شهر طنجه دزدی پس اندازش را از او می دزدد. این همه زحمت و مشقت تنها برای سفری کوتاه! اما سانتیاگو خودش را نمی بازد و به حس بزرگتری دست می یابد: به این یقین می رسد که در مسیر درست قرار دارد. اکنون زندگی متفاوتی را تجربه می کند، که هر روزش تازه و رضایت بخش است. مداوم به خودش چیزی را یادآوری می کند که در بازار قبل از شروع سفر به او گفته شد: «وقتی خواهان چیزی باشی تمامی کائنات دست به دست هم می دهند تا به آن برسی.» کتاب فوق العاده ست
خیلی تعریف این کتاب رو شنیدم ولی واقعا یک امتیاز هم نباید بگیره …چالش هایی که ی پسر روستایی باهاش مواجه میشه کل آدم های روی زمین تجربش کردن اصلا چیز خاص و جدیدی نیست ی داستان به این پیش پا افتاده نیاز به نوشتن کتاب در موردش نبود اگه اینطوریه که زندگی نامه همه باید تبدیل به کتاب شه. و آخر اینکه واقعا تخیلی و هندی میشه. ی پسر روستایی ساده خواب ببینه که گنجی هست و تلاش کنه به ی گنجی اونم تو کشور دیگه برسه؟؟؟ آدم عاقل هیچ وقت این کارو نمیکنه. به هر حال اگه دنبال تجربه و کسب کار جدیدی هستی در خودت میبینی صد درصد موفق میشی تو داستان به بلور فروشی رسید باید همون رو ادامه میداد نکه در حد مرگ رفت همه چیو از دست داد که به گنج برسه به چه قیمتی. از درآمد و کسب و کار و زن و زندگی گذشت برای فقط رسیدن به گنج
هر انسانی استعداد خاصی دارد، اگر بتواند آن استعداد درونی خود را بشناسد و برای شکوفایی آن بکوشد، به موفقیت های زیادی در زندگی دست خواهدیافت، اما هیچ کوششی بی خطر نیست، به قول معروف بی رنج گنج میسر نمی شود، سفر سانتیاگو دور و دراز و پر از رنج و مشقت است، در این سفر تجربه های مفیدی اندوخته می شود، کتاب ادبیات روان، شیوا و جذابی دارد، من از خواندن آن لذت بردم.
کتاب عالی و فوق العاده است. مفاهیم و استعارههای زیادی دارد و بهترِ بیشتر از یکبار خوانده بشود. عشق به زیبایی به تصویر کشیده شده و با خواندن این کتاب متوجه میشوی اگر هدفی را دنبال میکنی فقط باید شجاع باشی و مطمئن باشی که خداوند همواره در کنار تو است.
حتما اینکتاب را بخوانید و از خواندن آن لذت ببرید.
حتما اینکتاب را بخوانید و از خواندن آن لذت ببرید.
راستش با وجود همه تعریفهایی که از این کتاب شنیده بودم نتونستم باهاش ارتباط بگیرم. نثر روانی داره و پیامش قشنگه (دنبال رؤیاها برو) ولی برای من زیادی سادهانگارانه و کلیشهای بود. شاید برای شروع کتابخوانی خوب باشه، اما اگه به دنبال عمق و شخصیتپردازی هستید احتمالاً مثل من ناامید میشید.
