جلد کتاب کتاب زندانبانپشت جلد کتاب کتاب زندانبان
۸۹,۰۰۰ تومان
خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان
هدیه
تا ۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome
جلد کتاب کتاب زندانبانپشت جلد کتاب کتاب زندانبان
کتاب الکترونیک
220 صفحه
EPUB
نشر محتوای الکترونیک صاد

برای خواندن کتاب زندانبان و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

چرا کتابراه را نصب کنم؟

از رمان و روانشناسی تا کسب‌وکار و تاریخ؛ کتاب‌های الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.

کتاب‌ها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.

حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده می‌کنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشته‌اند.

تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشت‌گذاری و بسیاری قابلیت‌های دیگر، مطالعه را راحت‌تر و لذت‌بخش‌تر می‌کنند.

معرفی کتاب زندانبان

کتاب زندانبان به قلم الهام سیدحسینی رمانی جذاب و دلچسب است که شما را به دوره‌ای تکرار نشدنی از تاریخ ایران برده و با وقایعی تامل‌برانگیز روبه‌رو خواهد کرد.

کتاب زندانبان مناسب چه کسانی است؟

اگر به خواندن رمان‌های تاریخی علاقه دارید، این کتاب برای شما لذت‌بخش خواهد بود.

با الهام سیدحسینی بیشتر آشنا شویم:

او تاکنون در برگزاری کارگاه‌های داستان‌نویسی و رمان‌نویسی بسیاری فعالیت داشته و جوایز ادبی زیادی کسب کرده است. جایزه ادبی ققنوس برای داستان نور آفتاب چشمش را می‌زد و جایزه ادبی گوزل شهریمیز برای داستان شهر برف‌های ناگهانی از جمله این جوایز هستند. از دیگر آثار او می‌توان به جای خالی هیجان، زبان گنجشک، من سلاخ نیستم، داستان ضد و گیس برده اشاره کرد.

در بخشی از کتاب زندانبان می‌خوانیم:

دشمن از دروازه گذشت؛ برید و درید و برد. شکیب آن جا ایستاده بود، می‌دید و می‌شنید؛ فرود آمدن شمشیرها را می‌دید، نعرهٔ مردان وحشی را می‌شنید، صدای فرو ریختن دیوارهای قلعه را می‌شنید، کودکان را می‌دید که گریان به هر سو می‌دوند، زنان شیون می‌کردند، بالای سر نعش‌ها چنگ بر صورت می‌زدند و با دشنه قلب خود را می‌دریدند. شکیب می‌دید و می‌شنید. نه می‌توانست چشم برگیرد و نه گوش نسپارد. نه می‌توانست تکان بخورد، نه فریاد بزند و نه شمشیر بردارد و به دشمن حمله کند. او مثل شبحی فقط نظاره می‌کرد، جنگجوها از او می‌گذشتند مثل بادی که در هوا می‌وزد.

و باز تکّه‌ای دیگر از کابوس، همه جا سکوت است... مردی با شمشیری آخته در دست از پله‌ها پایین می‌رود، پایین می‌رود، سکوت مثل دستی بیگانه جلوِ نفس کشیدن شکیب را گرفته، کم مانده از این همه سکوت بی‌هوش شود. مرد شمشیر به دست با کلاه خود شاخ گاو، درها را می‌کاود، پشت پرده‌ها را نگاه می‌کند، داخل صندوق را می‌جوید، قصد بیرون رفتن می‌کند. شکیب نفس راحتی می‌کشد. صدای گریهٔ کودکی، نه؛ فقط یک نیم صدا بود، تلاشی برای گریستن که زود خفه شد. با این وجود مرد آن را شنید، از پله‌ها پایین آمد، دوباره همه جا را گشت، گنجهٔ چوبی را از جایش تکان داد، شکیب این سمت گنجه ایستاد، زور زد تا مانع حرکت گنجه شود، ولی مثل ایستادن در برابر هوا بود، او در این خواب اختیاری نداشت. گنجه کنار رفت و کودکان کشته و اسیر شدند.

فهرست مطالب کتاب

فصل اوّل: دوستاق
فصل دوم: اُتانازی
فصل سوم: فراموش خانه
فصل چهارم: زندان متروک
 

مشخصات کتاب الکترونیک

عنوان کتابکتاب زندانبان
نویسندهالهام سیدحسینی
ناشر چاپینشر محتوای الکترونیک صاد
سال انتشار۱۴۰۰
فرمت کتابEPUB
تعداد صفحات220
زبانفارسی
شابک978-622-7459-44-9
قیمت کتاب الکترونیک
۸۹,۰۰۰ تومان

خرید کتاب الکترونیک نسخه نمونه رایگان
موضوع کتابکتاب‌های داستان و رمان تاریخی ایرانی

کتاب زندانبان بر اساس قرارداد رسمی با نشر محتوای الکترونیک صاد در فروشگاه کتابراه عرضه شده است. تمامی حقوق مادی و معنوی نشر این اثر مطابق قرارداد رعایت شده و سهم ناشر و صاحب اثر از هر خرید به‌صورت قانونی پرداخت می‌شود.

نقد، بررسی و نظرات کتاب زندانبان

هیچ نظری برای این کتاب ثبت نشده است.
👋 سوالی دارید؟