کتاب اطلاعات نظامی خاصی به دست نمی دهد ولی با توجه به زمان نگارشش که سال ۶۹ است حداقل در زمینه لحن بسیار بهتر از خاطرات کامل نویسنده در کتاب «پوتین قرمزها» ست. من این کتاب رو به این دلیل خوندم چون شرح اسارت عجیب و غریب سرهنگ جشعمی فرمانده تیپ کاماندویی عراق به دست «بابانظر» رو در کتاب بسیار عالی «سال بازگشت» خونده بودم و می خواستم ببینم خود طرف در این مورد چی گفته که کتاب کلا از حیث اطلاعات جنگی خالی است. ولی نکته جالبی که از کتاب به دست میاد تفاوت سبک زندگی، افکار و نوع نگرش دو ملت درگیر جنگ با هم هست. ملتی که تسلیم یک دیکتاتور شد و به تعبیر اون مستند فرانسوی «نابودی یک ملت» رو با گوشت و پوست و خون خودش تجربه کرد و ملتی که از روی ایمان پای دفاع از وطن و عقایدش ایستاد و در عین مظلومیت سربلند شد و سرافراز موند.
مجموعا داستان های مرتبط با جنگ، شهدا و رزمندگان رو دوست دارم. حتما توی این خاطرات تا حدی اغراق های جانبدارانه وجود داره، که صد البته با توجه به زمان نگارش کتاب سال ۱۳۶۹ و حال و هوای اون دوره کاملاً طبیعیه. ولی قسمت جالب این داستان برای من این بود که طرف عراقی هم به مثابه یک انسان عادی (که حتی می تونه خوبی در وجودش باشه) در نظر گرفته شده بود. (بدون استثنا) جنایتکار دونستن طرف مقابل و (بدون استثنا) تقدیس خودی ها نه باورپذیره و نه عقلانی، چرا که زیر آسمون خدا همه چیز نسبیه. در کل داستان قشنگی بود.
با وجود اینکه در ابتدای کتاب با توصیف نویسنده فکر میکردم ایشان ژنرال باشند، متوجه نشدم چرا در سراسر کتاب سرهنگ حسابشان میکردند. در نهایت عاقبت ایشان را هم متوجه نشدم و در ضمن از اینکه پاسخ بیرحمی و وحشیگری ایشان بی پاسخ ماند خیلی ناراحت شدم.
انتظار داشتم که نویسنده حداقل در یک فصل نظر سرهنگ عراقی درمورد جنگ را بیان کند و اینکه درجنگ چه اقداماتی رو علیه کشورما ورزمندگان انجام داده. اما کتاب فقط شرح حال افسر و جریاناتی که دردوره اسارت داشته رو بیان کرده که از اصل مطلب دور بود.
در مجموع آنچه نگارش شده در حیث یک اتفاق در دوران جنگ بعید نیست که کمی اغراق چاشنی جملات شده باشد اما همت دلیر مردان رزمنده در راه اعتلای جبهه حق از هیچ کوششی دریغ نمیکردن خصوصاً در دوران رهبری بنیانگذار جمهوری اسلامی
کتاب روان نگاشته شده وعالی ونحوه برخورد باعقاید وتقابل بافرد اسیر رابیان میکند مروری به گذشته فرد وتاریخ جنگ وعلل آن. سیری درمحدودیت ها در بازداشتگاه وصحبتهای پراز معنا بافرهنگ وغرور یک نظامی.
اسرای عراقی در ایران ایام خوبی را در اسارت گذراندند ولی رزمندگان دلاور اسلام که در دستان رژیم صدام گرفتار بودند روزگار سختی را پشت سر گذاشتند. در مجموع کتابی خوبی بود.
این کتاب را میتوانید تا حدودی مختصر در کتاب پوتین قرمز مطالعه کنید، ولی در کل خواندنی هست و جذاب، جای خاطرات اسرای عراقی در ادبیات جنگ خالیه چون نصف جنگ رو تشکیل میدادن
خوب بودی جورایی مختصر و کوتاه. انگار کامل تر و جامع تر رو تو کتاب پوتین قرمزها ک عالیه، میشه پیدا کرد. بهرحال ممنون از دست اندرکاران ترویج و بسط هنر فداکاری جنگ
تفاوت واقعی بین ایدئولوژی رژیم بعث و انقلاب اسلامی ایران را میتوان در این کتاب با خواندن نظرات و دیدگاههای اسرای عراقی در مواجهه با اتفاقات جنگ مشاهده نمود