کتاب داستان زندگی یک پسر موفق نام اثری زیبا و الهامبخش به قلم محمد خیابانی است. او در این کتاب به روایت زندگی پرچالش و سخت خود میپردازد؛ از این که چگونه از دل سختیها عبور کرده و توانسته موفقیتهای زیادی در زندگی شخصی و کاری خود به دست بیاورد.
درباره کتاب داستان زندگی یک پسر موفق:
زندگی کردن آسان نیست. هیچگاه کسی به ما نگفته که قرار است راحت باشد. اما نحوهی مواجههی ما با چالشها و سختیهای زندگی، بسیاری از مسائل را تحت تاثیر قرار میدهد. گاهی، زمانی که هیچ انتظارش را نداری، اتفاقی رخ میدهد که تمام زندگیات به موجب آن دگرگون میشود. ناگهان به خودت میآیی، میبینی که میان ماجرایی ماندهای و اینطور به نظر میآید که هیچ راهی در پیش روی تو نیست. اما همیشه راهی هست و نیروی زندگی از ما بیشتر است. این چیزیست که محمد خیابانی، این پسر موفق، سعی دارد در کتاب ارزشمندش به ما بگوید...
محمد خیابانی در یک خانوادهی متوسط به دنیا آمد. خانوادهای که عشق و محبت زیادی نثارش میکردند اما محمد خیلی زود آنها را از دست داد. این تنها یکی از بیشمار چالشی بود که زندگی پیش روی او قرار داد. در چنین شرایطی دو راه پیش رویش بود، یا باید به همه چیز خاتمه میداد و یا با قدرت به راهش ادامه میداد. اینگونه بود که او همهی سختیها، شکستها، تنهاییها، بیپولیها، زندگی جدیدی که به آن خو نداشت و همهی اتفاقات خوب و بد را در آغوش کشید و مصممتر از قبل به جلو رفت. زندگی محمد الهامبخش کسانیست که احساس میکنند توان لازم را برای ادامهی زندگی ندارند.
مطالعهی این اثر به ما میآموزد در مسیر زندگی، فرصتهای فراوانی پیش میآید. تنها کافیست از آنها آگاه باشیم و شکارشان کنیم. باید میان انفعال و زندگی، با تمام خوب و بدهایش، دومی را انتخاب کنیم و آمادهی پذیرفتن فرصتها باشیم. در چنین شرایطی اسطورهی خودمان و الهامبخش دیگران قرار خواهیم گرفت.
در کتاب «داستان زندگی یک پسر موفق» روزگار پسری را مطالعه میکنید که از شکست نمیترسد. جنگجویی که همهی همرزمانش را از دست داده، یکه و تنها میان میدان برای جنگیدن ایستاده، چرا که چیزی برای از دست دادن ندارد.
کتاب داستان زندگی یک پسر موفق مناسب چه کسانی است؟
اگر به زندگینامههای الهامبخش و آثار انگیزشی علاقهمند هستید، از مطالعهی کتاب داستان زندگی یک پسر موفق غافل نشوید.
جملات برگزیده کتاب داستان زندگی یک پسر موفق:
- هیچوقت زندگی خود را با دیگران مقایسه نکنید.
- همیشه قدر داشتههایتان را بدانید، مخصوصاً پدر و مادرتان؛ چون شاید روزی نباشند.
- مسئولیت صددرصد زندگی خودتان را بپذیرید.
- از تکتک اتفاقات زندگی درس بگیرید. این اتفاقات هستند که آیندۀ شما را میسازند.
در بخشی از کتاب داستان زندگی یک پسر موفق میخوانیم:
مهمترین و بهترین چیزی که به دست آوردهام، رفتن به کتابخانۀ ملی بود. اولین جایی که بعد از اتفاقات پیشآمده رفته بودم؛ بهترین مکان برای بازسازی و ترمیم شکستگیهایم. چطور امکان دارد که کتابخانه به مکانی برای بازسازی تبدیل شود؟
کتابهای زیادی در زمینۀ خودشناسی و روانشناسی و موفقیت در کتابخانه وجود داشت و با خواندن هرکدام از آنها میتوانستم جواب سؤالهایی را بگیرم که فکرم را درگیر کرده بود. قبل از این اتفاقات با کتاب قهر بودم و نمیدانستم کتاب میتواند زندگیها را تغییر دهد. کتابهایی که میخواندم درمورد رازهای زندگیکردن و شکستناپذیری بود. هر کتاب بهمعنای یک مهارت جدید برای من بود. نقشۀ راه و نقشۀ گنج زندگی من از درد و رنج، به موفقیت رسیده بود و همۀ آنها با خواندن کتاب شروع میشد. دیوانهوار کتابخوانی را دوست داشتم. بیشتر از کتابهای درسی، کتابهای موفقیت در اولویت بودند.
دومین فرصت که به دست آورده بودم: دوستان باارزشی که مثل خانوادۀ درجهیک برای من بودند و در این مسیر تاریک با چراغهایی که در دست داشتند، مسیر را برایم روشن میکردند و باعث میشدند که راه اشتباهی نروم. از هر دوست مهارتی جدید یاد میگرفتم. از یکی روش صحیح مطالعه، از یکی مهارت برنامهریزیکردن و...، از هرکس یک چیز.
دوستانی که برای ادامۀ مسیر، برای من انرژی مثبتی بودند، به من یاد دادند که از هر اتفاقی میشود برداشت متفاوتی داشت؛ بلندپروازی و قانعنبودن به شرایط موجود را یادم دادند. ایمان آورده بودم که هر ازدستدادنی بهمعنای بهدستآوردن است.
بله


















