چند وقته دارم کتابهای جوجو مویز میخونم از اینکه شخصیتهای داستان هایش زنهایی هستند که هنوز به قدرت بی نهایتی که تو وجودشون هست پی نبردن و در طی مسیر داستان خود ساخته و قوی میشوند و به خود واقعیشون میرسند خوشم میاد و داستانهاش برام جذابن ولی همیشه دختر داستانهاشو وابسته احساسی به یه مرد میکنه انگار نهایت خوشبختی در این موضوع میبینه
کتاب دختری که رهایش کردی در واقع به دو شخصیت زن میپردازد یک زن قدیمی در زمان جنگ جهانی اول با هجم عظیمی از مشکلات زمان جنگ دست و پنجه نرم میکند و در این مسیر قوی تر میشود زن دوم دختری امروزی که همسرش و همزمان ثروتشو از دست داده و برای نگه داشتن ارزشهاش میجنگه
در کل کتاب جذابی بود.
داستان این کتاب درباره دو زن با برخی ویژگیهای مشابه است که یکی از آنها به نام «سوفی» در زمان اشغال فرانسه توسط نازیها مجبور است تا از خانوادهاش در نبود شوهرش در مقابل نازیها محافظت کند. زن دیگر داستان «لیو» نام دارد که در لندن زندگی میکند. شوهر لیو قبل از فوت به وی یک تابلوی نقاشی هدیه میدهد که نمایی از یک زن است و مربوط به یک قرن قبل میباشد که در جریان جنگ از فرانسه به انگلستان منتقل شده است. این تابلوی نقاشی نقطه عطف داستان کتاب است که زندگی سوفی و لیو را به هم گره میزند.
داستان زندگی دوزن به فاصله صد سال یکی سوفی در بحبوحه جنگ جهانی و دیگری لیو. ادواردهمسرسوفی که به جنگ رفته وسوفی هم رنج دوری وهم سختی های زیادی مثل گرسنگی، سرما.... متحمل بشه، لیو هم بعداز چهار سال زندگی عاشقانه با دیوید اونو از دست میده در ادامه هر کدومشون با مقاومت و گذشتن از سختی ها شاهد روزهای بهتری میشن بنظرم نکته همینجاست که هر چه سختیهاتوزندگی تلخه ولی باعث میشه انسان آبدیده بشه همانگونه که الماس باتحمل هزاران تن فشار دردل کوه بوجود میاد. قلم نویسنده بسیار وان وجذب کنندست باتشکر از کتابراه
داستان تا کمی قبل از اواسطش جذبم کرد و حتی باهاش گریه کردم و خندیدم و متوجه گذر زمان نشدم. اما بخش لیو رو واقعا با بی میلی خوندم و نمیدونم چرا اما به نظرم جذاب نبود واقعا حوصلمو سر میبرد. یک چهارم آخرش واقعا طوری شده بود که مدام چک میکردم که صفحه چند هستم و کی تموم میشه. داستان به طور کلی روند نزولی داشت ولی اوایل تا نزدیک اواسطش رو واقعا دوست داشتم. کتاب رو به توصیه خواهرم خوندم اما به طور کلی کتابهای بسیار بهتری برای خوندن وجود داره.
قلمش روونه و حوصله سر بر نیست. نویسنده واقعا هنرمنده و بلده چجوری از کلمات استفاده کنه، داستانش تکراری نیست، قابل حدسم نیست. من از داستانهای تاریخی و مخصوصا جنگ خوشم نمیاد ولی نویسنده جوری این داستان رو از دل تاریخ و جنگ بیرون کشیده که خواننده دلش میخواد تا آخر داستان همراهیش کنه. برای شخصیت اصلی خیلی غصه خوردم اما این داستان ترکیبی از امید و نومیدی و تلخی و شیرینی هست. دوسش داشتم خوب بود
دوست عزیزی که اومدی کامنت هارو در مورد کتاب بخونی.. اینو بدون که لحظهای برای خوندن این کتاب شک نکن... داستان به شدت غیر منتظره پیش میره و قضاوت ما رو در مورد شخصیتها به چالش میکشه... اول که وارد داستان لیو شد خوشم نیومد ولی عالی پیش رفت. و در نهایت دلم برای فردریک سوخت که سی سال تمام فکر میکرده باعث مرگ سوفی شده در حالی که سعی داشته اونو به شوهرش برسونه.
با تشکر از جوجو مویز عزیز بخاطر شخصیت پردازی و توصیفی خوب از فضا که باعث میشد تلقی ما از افرادی که در داستان باهشون سروکار داریم و محیط پیرامون اونها به سادگی در ذهن تجسم بشه. داستان روان و ساده روایت شده اما جاهایی دیالوگ ها مشخص نمیشه مربوط به کدام شخصیت هستش و خواننده رو دچار سردرگمی میکنه ولی در کل داستان جذاب غیرقابل پیش بینی و شیرین هستش که ارزش خوندن قطعا داره
کتاب دختری که رهایش کردی بنظرم قشنگ بود، ممکنه اوایل داستان یکم حوصله آدم سر بره و بنظر خسته کننده برسه ولی یه مقدار که جلو میریم هیجان انگیز میشه و همش منتظری ببینی چه اتفاقی قراره بیفته، تمام طول داستان نگران شخصیتهای داستان بودم که چه اتفاقی براشون میفته 😢آخر داستان کلی توی دلم از نویسنده تشکر کردم
مرسی جوجو مویز عزیز... برای سرانجام سوفی و برای این عاشقانه دوست داشتنی
اسم کتاب ربطی به محتویات داخلش نداشت. از اونجایی که یهو پرید به لیو و داستانش. کسل کننده شد برام.. و اصلا دوست نداشتم و خیلی صفحاتشو نخوندم.. چون برام حوصله سر بر شد. و چیزی نبود که توقعشو داشتم. آخرشم که معلوم نشد چی شد. مثل فیلم سینمایی بود که چند دقیقه اولشو ببینی.. یهو بره نیم ساعت آخر.. آخرشم الکی تموم بشهجذابیتش فقط قسمتی بود که زندگی سوفی بود.
یکی از بهترین کتابهایی هست که میشه از خواندنش حسابی لذت برد، واقعا توصیف همه چیز خیلی قشنگ و طبیعی و بدون اغراق بود جوری که احساس میکردی تو اون شرایط هستی. جوری همه چیز رو به جا و قشنگ توصیف کرده که وقتی از سال ۲۰۰۶ یهو میره تو ۱۹۱۷ گیج نمیشی و زمان رو با هم قاطی نمیکنی. عالیه خیلی عالیه فقط کاش میشد بدون سانسور باشه.
واقعا کتاب جذابیه، نویسنده به طور هنرمندانهای زمان جنگ جهانی رو به سال ۲۰۰۶ متصل میکنه، داستان گیرا و زیبا است و به گونهای بیان میشه که به راحتی میشه تصویرسازی کرد. بین عشق و نفرت یک خط باریکه. یک نکتهای که خیلی توجهم رو جلب کرد این بود که باید برای خرید اشیای ارزنده و یا گران قیمت تمام مستندات رو نگه داریم.
کتابهای جوجو مویز واقعا زیبا هستند مخصوصا برای خانمها. در این کتاب تصویر از زنان متعهد و شجاع ارائه میدهد زنانی در عصرهای مختلف که به واسطه یک تابلوی نقاشی به هم وصل میشوند. هم زمان تصویری از جنگ جهانی و مردم فرانسه ارائه میدهد که بی نهایت ناراحت کننده در عین حال ملموس و زیباست.
یک عاشقانهی دوست داشتنی از جوجو مویز و تلفیق هنر قلمی که دو داستان قرنی که گذشت و قرن پیش رو رو به زیبایی نگارش کرد گاهی به شخصیتهای داستان فکر میکنم و با خودم میگم که این دو زن سوفی و لیو در موقعیتها و شرایط خاص خودشون دقیقا همان کارهایی رو کردن که واقعا میبایست همان کار رو انجام میدادن
قبل از خوندن کتاب فکر میکردم قراره با جملههای قلمبه سلمبهی روانشناسی مواجه بشم. اما بعد از خوندنش متوجه شدم با یه داستان کاملا متفاوت با کتابهایی که تا به حال خوندم اقتدار و قدرت یک زن و رفتار اون در موقعیتهای مختلف رو نشونمون میده. قطعا پیشنهاد میشه بخونید.
عالی بود آنقدر غرق داستان شده بودم که حتی متوجه نشدم گریه کردم و حالا که تموم شده هم هنوز ذهنم درگیر شخصیتهای داستان هست
آنقدر قشنگ جزئیات رو مطرح کرده بودند که واقعا حس میکردم تو اون شرایط هستم
ممنون از نویسنده و مترجم عزیز و نهایتا تشکر از کتابراه
کتاب قشنگی بود اما در کل به نظر من وقتی وارد زمان لیو میشیم نویسنده باید مقدمهی کوتاهی میگفت چون تا خواننده متوجه بشه چه اتفاقی افتاده تقریبا به اخرهای کتاب رسیده همچنین قسمت مورد علاقهی کن متعهد بود هر دو نقش اصلی به همسراشون بود که این داستان رو جذاب میکرد 🥺😊
فوق العاده بود، تا حالا اینجوری غرق یه کتاب و شخصیت هاش نشده بودم. از نیمه کتاب که بگذری زمین گذاشتن کتاب سخت میشه، داستان جوری تو رو با خودش همراه میکنه که انگار در اون سالها حضور داشتی و صحنهها مثل یک فیلم جلوی چشمت شکل میگیرن... حتما بخونید
یک داستان جذاب درباره عواقب و آثار مخرب و بسیار دردناک جنگها بر روی زندگی انسانها و بر روی عشق... حتما خواندنش رو توصیه میکنم. شاید در بعضی قسمتهای کوتاه، داستان کمی خسته کننده بشه ولی مطمئنا در نهایت از خواندنش لذت خواهید برد، ممنون از کتابراه
کتاب خوبی بود مخصوصا قسمت اول کتاب که مربوط به سوفی بود قسمت دوم که مربوط به لیو بود کمی گیج کننده بودشخصیتهای زیادی نام برده شده که تشخیص اونها از هم مشکل بود ولی از نیمه زندگی لیو به بعد کمی فهمش بهتر شد در کل کتاب جالبی بود
چندسال میخاسم بخونمش وقت نمیشد بالاخره خوندمش و خیلی خوشحالم. البته باید بگم رمان ساده ایه ک زندگی جدید و قدیم رو ب هم وصل میکنه. ترجمهاش فارسی روان نبود و یه جاهایشش گنگ بود. و یه جاهایی بیش از حد توصیف میکرد ک حوصله ادم سر میرفت
این داستان دو شخصیت دارد نفش اصلی زنی که نمادی از عشق، امید به زندگی خودگذشتگی و شجاعت نشون میده برای زندگی خود و خانواده تلاش میکنه و به عشقش میرسه و زن دوست با تنفر از یک تابلو نقاشی زن اول همه چی رو از دست میدهد
سلام خداقوت قصه بسیار زیبا و روان شروع شد. اول کمی روند داستان گیج کننده شد ولی در ادامه حس و روند داستان را درک کردم. واقعا عشق واقعی است که ماندگار است و تلاش لیو قابل تحسین بود. سپاس از کتابراه و مترجم محترم
بخش اول کتاب که سرگذشت سوفی رو روایت میکنه خیلی جذاب بود و لذت بردم، بخش دوم که سرگذشت لیو بود یه کم جذابیتش کمتر بود. هر دو نفر برای چیزی که میخواستن تا آخرین توان جنگیدن. کتابی بود که ارزش خوندن داشت.
کتاب خوبی بود اما گاهی آدم قاطی میکرد داستانو. خیلی از ا داستان به داستان دیگه میرفت من مجبور بودم بعضی قسمتها رو چند بار بخونم و اسامی رو خوب به خاطر بسپارم. چقدر سرگذشت سوفی ناراحت کننده بود و اینکه چقدر جنگ مخربه
رمان جالبی بود اما جدیدا نویسندهها بجای پرداختن به متنهای زیبای ادبی کتابها رو طوری نوشتن که شاید بعدا ازش فیلم بسازن بخاطر همین از لحاظ ادبی کیفیت کار پایین اومده بود و اینکه خیلی بنظر سانسور شده بود
کتابی خواندنی از جنگ و کمی سردرگم کننده چون بی مقدمه باز زمان سوفی به زمان لیو رفت. ولی زوایایی مختلفی از جنگ رو خیلی خوب نوشته بودن و حین خودند به راحتی تصویر سازی میکردم انگار اونجا کنار سوفی و هلن بودم
این کتاب واقعا عالی بود. قسمت اول کتاب که مربوط به جنگ جهانی دوم بود رو خیلی دوست داشتم. البته این کتاب دوتا داستان مجزا تو دوره زمانی متفاوت داره که در آخر بهم پیوند میخورن. کتاب بسی جذابی بود. به همه پیشنهاد میکنم.
زیباترین کتابی که تابه حال خونده بودم، آدم احساس میکرد داستان زندگی خودش رو میخونه و این هوش و هنر زیبای نویسنده رو به تصویر میکشه که تا این حد با خواننده ارتباط گرفته
یکی از زیباترین کتابهایی که تا به حال خوندم قطعا این کتابه
غرق شخصیتهای داستان میشید و برای هر اتفاقی که برای شخصیتها رخ میده خوشحال یا ناراحت میشید
از دستش ندید👌🏻
کتاب سرگرم کنندهای بود. دومین کتابی بود که از جوجو مویز میخوندم و سبک نگارشش شباهت زیادی به کشتی عروسها داشت و تا حدی وقایع برام قابل پیش بینی بود.
اما در مجموع لذت بردم
جزئیات با دقت تعریف شده بود، اون حلقه اتصال بین این سالهای زیاد خیلی خوب بهم وصل شده بودن و به نظرم در نهایت یه کتاب که شاید تا روزها تورو درگیر خودش کنه❤
کتاب دختری که رهایش کردی در واقع به دو شخصیت زن میپردازد یک زن قدیمی در زمان جنگ جهانی اول با هجم عظیمی از مشکلات زمان جنگ دست و پنجه نرم میکند و در این مسیر قوی تر میشود زن دوم دختری امروزی که همسرش و همزمان ثروتشو از دست داده و برای نگه داشتن ارزشهاش میجنگه
در کل کتاب جذابی بود.