جلد کتاب کتاب زنی که اتفاقا منم...پشت جلد کتاب کتاب زنی که اتفاقا منم...
۳۰,۰۰۰ تومان
خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان
هدیه
تا ۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome
جلد کتاب کتاب زنی که اتفاقا منم...پشت جلد کتاب کتاب زنی که اتفاقا منم...

کتاب زنی که اتفاقا منم...

کتاب الکترونیک
78 صفحه
EPUB
نشر محتوای الکترونیک صاد

برای خواندن کتاب زنی که اتفاقا منم... و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

چرا کتابراه را نصب کنم؟

از رمان و روانشناسی تا کسب‌وکار و تاریخ؛ کتاب‌های الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.

کتاب‌ها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.

حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده می‌کنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشته‌اند.

تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشت‌گذاری و بسیاری قابلیت‌های دیگر، مطالعه را راحت‌تر و لذت‌بخش‌تر می‌کنند.

معرفی کتاب زنی که اتفاقا منم...

کتاب زنی که اتفاقا منم به قلم لیلا جلینی، 10 داستان کوتاه تامل برانگیز با مضامین اجتماعی، تخیلی، دینی و ... را دربردارد که شما را با خود به دنیایی متفاوت و تازه می‌برد.

درباره‌ی کتاب زنی که اتفاقا منم...:

لیلا جلینی با استفاده مناسب و هنرمندانه از عناصر داستانی، روایت‌هایی را به رشته تحریر درآورده است که از ساختار ادبی قوی و مستحکمی برخوردارند. داستان‌های کتاب زنی که اتفاقا منم... به آسیب‌های اجتماعی، مسایل اقلیت‌های دینی، باورهای خرافی و... می‌پردازند و همچنین موضوعاتی تخیلی نیز در این مجموعه جای دارند که بر جذابیت بیشتر این اثر می‌افزاید.

قلم پخته و روان جلینی، دیالوگ‌های کوتاه، فضاسازی‌های قدرتمند و متنوع بودن محیط‌هایی که داستان در آن‌ها روایت می‌شود از جمله نقاط قوت این مجموعه داستان به شمار می‌آید که تجربه‌ی لذت‌بخشی از خواندن روایت‌هایی متفاوت و نو را برای شما به ارمغان می‌آورد.

کتاب زنی که اتفاقا منم... مناسب چه کسانی است؟

این کتاب برای علاقه‌مندان به داستان‌های کوتاه فارسی، اثری متفاوت و خواندنی است.

در بخشی از کتاب زنی که اتفاقا منم... می‌خوانیم:

زن هر شب، نیمه‌شب پشت درِ آپارتمانش ظاهر می‌شد، هربار با بوی قهوه، کیک تازه، دسر یا دمنوش غافلگیرش می‌کرد و همان جا پشت در آن‌قدر از زمین‌وزمان حرف می‌زد تا مغز هدایت را از کار می‌انداخت. زن می‌خواست پایش به خلوت هدایت باز شود؛ اما او هر بار از همان پشت در با سکوتش به زن می‌فهماند که نه آپارتمانش جای اوست و نه هدایت هم‌صحبتی مناسب. بعد از مونا که یک سال بیشتر می‌شد از او جدا شده و با صمیمی‌ترین دوست هدایت هم ازدواج کرده و رفته بود لندن، حوصلهٔ هیچ زنی را نداشت.

شاید بنگاهی برای‌اینکه مشتری را نپراند گفته بود وکیل پیرزن صاحب‌خانه است که پای بنگاه آمدن ندارد، اگر می‌دانست گلبو جوان است و هم‌سن‌وسال خودش، چهل‌ساله یا شاید جوان‌تر، دُم به تله نمی‌داد. همان نیمه‌شب دوم که با دمنوش هِل و زعفران رفته بود سروقتش، لیوان دمنوش را دستش نداده، شال سفیدش اتّفاقی از سرش سرخورده و موهای خرمایی‌اش که روی شانه‌هایش ریخته بود؛ عطر یاس، هدایت را یک‌راست برده بود توی رمانش. همان شد که بعد رفتن زن تمام داروندارش را زیرورو کرد بلکه اجاره‌نامه را پیدا کند و مشخصات گلبو را؛ اما میان آن‌همه کاغذ و یادداشت، برگهٔ اجاره‌نامه مثل سوزنی بود در انبار کاه!

فهرست مطالب کتاب

آینه و مهتاب
بهشت و جهنم
سیْداُجاقی
کشتی روی پشت‌بام برفی
00:00
نسبیت را قی کن!
ایستگاه بارون!
آن سه‌شنبهٔ لعنتی
آقای شیر خداحافظ

مشخصات کتاب الکترونیک

عنوان کتابکتاب زنی که اتفاقا منم...
نویسندهلیلا جلینی
ناشر چاپینشر محتوای الکترونیک صاد
سال انتشار۱۴۰۰
فرمت کتابEPUB
تعداد صفحات78
زبانفارسی
شابک978-622-7459-42-5
قیمت کتاب الکترونیک
۳۰,۰۰۰ تومان

خرید کتاب الکترونیک نسخه نمونه رایگان
موضوع کتابکتاب‌های داستان کوتاه ایرانی

کتاب زنی که اتفاقا منم... بر اساس قرارداد رسمی با نشر محتوای الکترونیک صاد در فروشگاه کتابراه عرضه شده است. تمامی حقوق مادی و معنوی نشر این اثر مطابق قرارداد رعایت شده و سهم ناشر و صاحب اثر از هر خرید به‌صورت قانونی پرداخت می‌شود.

نقد، بررسی و نظرات کتاب زنی که اتفاقا منم...

نرگس حسینی
۱۴۰۱/۰۲/۱۹
بینظیر بود. نثر پخته، موضوعات غیر تکراری و شخصیت‌ پردازی قوی
ادامه نقد و نظرات کتاب زنی که اتفاقا منم......
👋 سوالی دارید؟