بحران میانسالی بین سنین ۳۵ تا ۴۵ شروع میشه. اضطراب و افسردگی و ترس. یک بخش این ترسها برمیگرده به شک کردن به تصمیماتی که تا به این سن گرفتیم. که آیا درست بوده یا نه؟ شدیدا فرد ۴۰ ساله در هویتش اینکه من کی هستم و چه دستاوردهایی تا به امروز داشتم دچار نوسان میشه. و درود به نویسندهی کتاب که چه زیبا این بحران رو در کارلا به داستان کشیده بود. شخصیت کارلا یک زن افسانهای و جادویی و ماورایی و دور از دسترس نبود یک زن مدرن امروزی ست یک زن در سن چهل و دوسالگی که به پوچی میرسه نه از سر شهوت و میل جنسی که به خیالی از سر بیداری
عواطف به خواب رفته و احساس زنانگی و لوندی دوباره یا شاید و حتما بیداری احساسات سرکوب شده. با مردی که تا لحظهی آخر فکر میکرد عوض شده. و پسری که تا لحظهی آخر فکر میکرد عاشقشه. کتابهایی از این دست و همینطور مادام بواری بسیار بسیار بسیار کمک کننده و تسهیل کنندهاند در طی کردن زمان سخت گم و گیجی چهل سالگی به بعد. بیش از هر زمان دیگهای متوجه میشیم یک نویسنده باید هم روانشناسی هم فلسفه هم اصول ادبیات رو بدونه تا بتونه اثری جاوید و اثر گزار خلق کنه. من کارلا رو نخوندم زندگی کردم.
الهام. م
کتاب خوبی بود و ارزش دوبار خواندن را دارد به دوستانی که بیشتر دغدغه آزادی این گوهر گرانبها هستند خواندن این کتاب را توصیه میکنم و بعنوان شخصی که در دهه ششم زندگی خودم هستم اذعان میکنم،،،، آزادی و آزادی تنها عامل خوشبختی و نیکبختی بشریت است،،،، آزادی تنها در اجتماع و جامعه نیست آزادی همه جا هست در کار، خونه، خانواده، جمع دوستان،،،، با داشتن آزادی همه چیز دست یافتنی است، امنیت، رفا، آسایش، و بطور کلی نیکبختی،،،، جا دارد از عوامل و دست اندر کاران ترجمه و چاپ و نشر این کتاب سودمند در این فضای سخت تشکر و قدر دانی کنم،،،، سپاس
خوب بود، به نظر من پیام نویسنده این بود که دروغ و خیانت هیچ توجیهی نداره و بهترین کار راستی و شفافیت هست، زوجها اگه به موقع راجع به احساسات و مشکلاتشون با هم حرف نزنن تبدیل به فاجعه میشه، من فکر میکنم اگه علاقه نباشه یک زندگی بیست سال دوام نمیاره ولی بعضی وقتها دچار یکنواختی و عادت میشه که بهترین کار حرف زدن و تلاش دونفر برای حفظ عشق و زندگی هست.
مقایسهی این کتاب با مادام بواری بنظرم خیلی خوب نباشه. این کتاب خیلی جذاب تر پر مفهوم تر و زیباتر هست. شایدم بخاطر اینکه تو دوره و عصر حاضر هست زیباتر بنظر میاد. کلا که خیانت رد شده هست تو هر آیین و فرهنگی.. جامعهی مدرن یا غیر اون و هدف نویسنده هم قطعا نشون دادن سرخوردگی بعد خیانته.
میتونه درس عبرت باشه در هر شرایطی خیانت هیچ توجیهی نداره و ادم پشت ترس خودش قایم میشه تا به خودش حق خیانت بده. دلم به حال آلن ساده لوح سوخت نه کارلای ترسوی خائن. در اخر که از معشوقهاش ترد شد الن و خواست. شرایط آلن و میخواست نه خودشو؛ این بدتر از خیانتش بود
خیلی جذاب تر از کتاب مادام بواری بود
پندهای زیادی در این کتاب بود
خیلی زیبا نشان داده بود که انسان همیشه باید ذات خودش رو در نظر بگیره و این واقعیتیه که هیچ وقت عوض نمیشه
سیر داستان هم پرکشش و جذاب بود
در هر کشور با هر فرهنگ خیانت شرم اً ور است
وقتی انسان تشکیل خانواده میدهد باید به خیلی چیزها پابند باشد. فقط در کشور ما نیست.
اروپا هم همین طور هست که در خیلی از فیلمها هالیورد دیدیم
فضاسازی و بیان حالات در کتاب عالی بود. داستان کشش خوبی داشت که خواننده رو به ادامه دادن ماجرا علاقه مند میکرد. اگر طرفدار کتاب های احساسی. اجتماعی هستین این کتاب میتونه انتخاب جالبی باشه
عواطف به خواب رفته و احساس زنانگی و لوندی دوباره یا شاید و حتما بیداری احساسات سرکوب شده. با مردی که تا لحظهی آخر فکر میکرد عوض شده. و پسری که تا لحظهی آخر فکر میکرد عاشقشه. کتابهایی از این دست و همینطور مادام بواری بسیار بسیار بسیار کمک کننده و تسهیل کنندهاند در طی کردن زمان سخت گم و گیجی چهل سالگی به بعد. بیش از هر زمان دیگهای متوجه میشیم یک نویسنده باید هم روانشناسی هم فلسفه هم اصول ادبیات رو بدونه تا بتونه اثری جاوید و اثر گزار خلق کنه. من کارلا رو نخوندم زندگی کردم.
الهام. م