کاملا جنون امیز، با تاثیری شگفت انگیز، با روانم بازی کرد، چیزی که محتاجش بودم
و به شدت احتیاج داشتم در یک داستان غرق بشم، که احساسات سرکوب شدهام رو اروم کنه، منو به یه دنیای دیگه ببره، اونقدر درگییرم کنه که بتونم از جو تاریک روانیم بیرون کشیده بشم، بتونم از یه دنیای دیگه به دنیام نگا کنم
آه، به نظرم میتونم درندهخویی همشون درک کنم، یه جورایی خشم فروخورده وجودم رو اروم میکرد
جذابه، ادم رو حسابی با خودش همراه میکنه، از همه داستان، سرتاسرش، لذت وافری بردم
احساس میکردم یه ادم دیگه شدم، حقیقتا من برای ادامه زندگیم نیاز داریم کتابهایی با قلمهای قوی بخونم، که تمام نهاراحتیهام برای لحظاتی ازم جدا بشن، غیر از چندتا درگیری روانی خیلی کوچیک، ترسی بهم منتقل نکرد
اینکه صرفا حاضر هیچکاره بودم، بهم حس امنیت میداد تا اخرش برم، نهایتا... نمیتونم بگم دلم برای توما سوخت ولی براش ناراحت شدم، تک تک شخصیتها خیلی اذیت شدن، من داستان های جنایی به خاطر متفاوت بوده زاویهدیدشون دوست دارم
کمکم میکنن کمی از خودم فاصله بگیرم، بعد برگردم به زندگی حالی که یه فصل دیگه زندگی رو شروع میکنم ادامه بدم
نیازی به تلاش برای کنار گذاشتنش نداشتم، اما نمیتونستم بیخیالش بشم وبرنگردم سراغش، از دیروز عصر تا شب که نمیدونم کی خوابم برد داشتم میخوندم، امروز بعد از ناهار دوباره اومدم سراغش، اول که ازش گذشته بودم، میترسیدم شروع کنمش ولی بعد دیدم اونقدرام ترسناک نیست، یعنی... حس کردم نویسنده مراعاتم رو کرده و کاملا دقیق عمل کرده که لذت خوندنش تو ترس گم نشه... و اینکه فکر میکنم نویسنده کمی هم از کتابهای هری پاتر الهام گرفته... فقط اونجا که اینا ذهنشون به هم مرتبط میشه
خیلی عالی بود، ممنون کتاب راه عزیزم!!
داستان در مورد مردی به نام توما است که از مشکل بی خوابی رنج میبرد او برای درمان به پزشک روانشناس مراجعه میکند و به پیشنهاد او تصمیم میگیرد یک جلسه هیپنوتیزم انجام دهد در میانهی جلسه شیطانی را میبینید و جلسه را به هم میزند از آن پس با چشمهای قاتلی صحنات قتل او را میبیند او خود را در حال شکنجه و کشتن دختری به نام لیزا میبیند و از طریق مناطق اطراف آن جا را میشناسند و به آن جا میرود و به وسیلهی یکی از دوستهای لیزا به نام ناتالی که اتفاقا پلیس هم هست در صحنهی قتل لیزا دستگیر میشود و به زندان میرود پلیسها که هیچ مدرکی ندارند
مجبور میشوند توما را آزاد کنند اما ناتالی که دنبال قاتل است دنبال او میافتد و......
خوبه پیشنهاد میکنم حتما بخونید پشیمون نمیشین البته شاید کمی بترسید البته من خیلی ناراحت شدم چون توما مرد آخرهای داستان هم یه غافلگیری عالی منتظر تون هست
کتاب بسیار خشنی بود وداستان خیلی بیرحمی داشت انقدر هیجان داشت نمیتونستم داستانو زمین بگذارم ولی دوتا نقص خیلی بزرگ داشت که از تکنیک فنی کتاب کم میکرد اول اینکه پلیس هارو خیلی احمق جلوه داده بود درخصوص نشانه بزرگ قاتل، که نوک انگشتانشو سوزونده بود ولی وقتی کس دیگری رو بجاش دستگیر کردن خیلی راحت بجای قاتل قبولش کردن واون نشانه بزرگ رو نادیده گرفتن دومین نقص کتاب برمیگرده به توما که از چشم قاتل داره میبینه اگر همچنین ارتباطی برقرار شده باشه چرا فقط یکطرفه بود واون هم زمانی آغاز میشد که قاتل دست به قتل میزد چرا این ارتباط درزمانهای دیگهای رخ نمیداد؟ واین کاستی قلم نویسنده رو نشون میده واخر کتاب هم خیلی عالی تمام شد ودلیل کابوسهای توما در اخر روشن شد وبه سزای عملش رسید احسنت به نویسنده این اثر بزرگ وخیلی ممنون از کتابراه عزیز
اگر از کتابهای ژانر جنایی معمایی خوشتون میاد، پیشنهاد میکنم. خلاصه داستان: در مورد یه مردی که بعد از اینکه به یک روان پزشک مراجعه میکنه، توهمهاش شروع میشه و یجورایی از چشم یه قاتل، مقتولها و روش قتلها رو میبینه ولی نمیدونه قاتل کیه! و... تو این کتاب تقریبا شما از دو جهت داستان رو میبینید: یک جهت (بیشتر داستان) همین مرد نقش اصلی داستان و جهت دیگه پلیسی که میخواد این قتلها رو حل کنه! درسته روی کتاب زده از ترس خوابتون نمیبره: / ولی اصلا ترسناک نیست ولی حالت معمایی و ماجراجویی داره که نمیذاره کتاب رو ول کنید! ولی خب آخر داستان اونجوری که میخواستم نشد (ضعیف بود)! پ. ن: قلم و ترجمه روان بود.
در کل کتاب خوبی بود
اسپویل
اگر نویسنده بیشتر تمرکزش رو روی قاتل سریالی مخصوصا در آخرای داستان بیشتر میکرد خیلی خوب بود. ویلن اصلی یک قاتل کاریزماتیک با ایده لوزی بسیار روانشناسانه معرفی میشود ولی در آخر از ابهت این ویلن کم میشود به طوری که این قاتل که همه را هنگامی که احساس خطر میکند، میکشد ولی به یکباره تصمیم میگیرد از یک نوجوان بیست ساله تبعیت کند هر چند که میخواسته او را بعداً بکشد ولی این کار از ابهت ویلن اصلی کم میکند قاتل سریالی در هر اثری ابهتی دارد که نویسنده نباید به آن لطمه وارد کند. و اضافه کردن یک ویلن دیگر حداقل به نظر من داستان را شلوغ کرده. به نظرم نویسنده به هر دری زده تا خوانندهاش را غافل گیر کند.
من زیاد باهاش ارتباط نگرفتم. شخصیتها و روابطشون خیلی کم بهش پرداخته شده بود. کل داستان مانورش روی یک موضوع بود که هی تکرار میشد با یکم شاخ و برگ (منظورم توهمات شخصیت اول داستان) ینی خب برای خود من اواسطش خیلی کسل کننده شده بود و دوس داشتم زودتر به ته داستان برسم. پایانش واقعا غافلگیر کننده بود و نمیشد حدس زد. نویسنده سعی کرد بود با توصیفات چندش اور مثلا هیجان ببخشه به قصه …یه جاهاییشم واقعا غیر منطقی بود (اسپویل: چرا باید توما وارد خونه لیزا میشد بدون اجازه؟ اخه کدوم ادم عاقلی همینجوری سرشو میندازه پایین وارد خونه یه غریبهای میشه که به قول خودش فکرم میکنه به قتل رسیده؟ بعدشم میپره تو زیرزمینش بدون هیچ ترسی!)
دو فرد از طریق مسائل متافیزیک پیوند روحی و جسمانی پیدا کردند، و یکی از آن ها اعمال بد و شیطانی فرد دیگر را در درون خودش و با زاویه دید خودش می بیند و بسیار عذاب می کشد، و فرد سومی که از این موضوع برای انتقام گیری استفاده میکند، ردپایی از خرافات گذشته و علم روانشناسی روز (هیپنوتیزم) هم در داستان دیده می شود موضوع آنچنان جذابی نبود، نویسنده بیشتر با تکیه بر خشونت بی پرده و بی رحمی حیوان گونه، سعی کرده بود کتاب متفاوتی خلق کند، و انصافا هم موفق شده بود، اما روند کشف حقیقت و باز شدن گره ها تعقیب و گریزها کمی ساده بود، اما مشکل اصلی کتاب ایرادات نگارشی و علایم سجاوندی بود که اصلا رعایت نشده بود
کتاب فوق العادهای بود، بسیار جذاب به طوریکه یک لحظه هم حس دلزدگی رو به مخاطب منتقل نکرد، ریتم داستان سریع بود و مخاطب رو با اشتیاق به دنبال صفحههای بعدی میکشوند. من این کتاب رو دو روزه تموم کردم.
شخصیتها به خوبی نقششون رو در داستان ایفا میکردن و آخر داستان که فکر میکردم همه چی تمومه یه مرتبه همه چی عوض شد. طرح داستان عالی بود ونویسنده بامهارت بالایی حس وحشت رو به مخاطبش منتقل کرد و در هر صحنه یا فصل مخاطب رو وارددنیای اسرار آمیز و پر از ابهام میکرد.
انتشارات البرز هم که جزو بهترین ناشران رمانهای خارجی هست.
از کتابراه عزیز هم ممنونم
کتاب در حقیقت خوب نبود. تعلیقش چندان در ژانر خودش موفق نبود و مترجم هم نتونسته بود خوب جمله بندی کنه. کلمات بدی از رمان خارج شده بود که هر دفعه خواننده رو از دنیای کتاب بیرون می اورد و به این فکر می کرد که مشکل از نویسنده ست یا مترجم. با کمال تاسف هم مترجم خوب داخل کشورمون خیلی کم داریم و همین باعث می شه خواننده نتونه از کتاب لذت کافی رو ببره. کتابی که اگه دستِ یه مترجم بهتر می افتاد، می تونست خیلی حرفه ای تر انجام بشه. من که دلم خیلی از این مترجم ها پُره. انگار بیشتر صفحات کتاب رو با گوگل ترجمه کردن!
خیلی جذاب و گیرا بود.
با تمام وجود همه اتفاق هارو حس میکنی.
اوایل از خانوم پلیسه ناراضی بودم اما اواسط دیگه این حسو نداشتم. در کل کتاب خوبی بود اما واقعا انتظار پایان زیبا تری رو داشتم. کتاب عالیی بود واقعا کامل بود و همهی جزییات ذکر شده بود. این رمان ترسناک نیست فقط دلهره اوره یا بهتره بگم هراس آور.
شخصیت ناتالی درک روانشناسی لازم داره. باید بگم از همون اول که نمیدونستم قضیه از چه قراره به ناتالی احساس بهتری داشتم تا فوکس.
من پایان رمان رو دوست نداشتم اما این از جذابیت رمان کم نمیکنه.
واو یک داستان فوقالعاده با جوی تاریک و جنونآمیز. شروع عالی، افت و خیزهای بی نظیر حین جریان داستان و پایان محشری که داشت. من فقط یک ایراد جزئی نظرم رو جلب کرد که اگه مثلا قاتل هم میتونست گاهی از چشم توما ببینه جالب تر و هیجان انگیز تر میشد. یا صحنههایی مثل وقتی که قاتل توی هتل هست و توما ان رو میبینه زیاد تر بودن و به وسیله ان اطلاعات قاتل پیدا میشد نه به صورت آبکی و از طریق مراسم تشیع جنازه. ولی این چیزها از زیبایی این داستان چیزی کم نمیکنه
تصویر جلد و فهرست جایزهها مشوق خوبی برای شروع به خواندنه، سیر پرکشش و جذابی داره از نشانههای دیداریِ زن جوان و زیبا و قتلهای عجیب و مرموز سریالی گرفته تا حضور قدرتمند شیطان در وجود انسانها، سریع و بی وقفه خوندمش تا پایان... نکته عجیب این بود که توما با وجود اتفاق مهم گذشته ش که آرامش شب و روز رو ازش گرفته بود به هیچیک از خصوصیات و مرموزبودن فوکس اصلا شک نمیکرد
تشخیص و تمایز گفتگوها بدون علامت سخت بود اگر مشخص بشه خیلی بهتره، ممنون کتابراه عزیز بابت این هدیه♡
این کتاب رو دوست داشتم، روایت سوم شخص بود و بدیش این بود که وقتی میرفت داستان از زبان دیگهای تعریف بشه، فصل جدا نشده بود یا حداقل ستارهای چیزی نزاشته بودن که بشه تشخیص داد، وسط خوندن خودت متوجه میشدی که روایت داره از شخص دیگهای بیان میشه.
اما داستان خوب بود، کشش لازم رو داشت و داستان جدید بود من لذت بردم، و خوب درچغ چرا شخصیت فوکس مورد علاقه م بود، زرنگ بود و برخلاف چیزی که گفتن حقش رو گرفت خصوصا اخر داستان کیف کردم
کتابی مهیج و پلیسی با روایتی روان و خوب.... اگر عاشق هیجانات پیش از اندازه هستید حتما این کتاب رو بخونید. کتاب در مورد مردی است که بی خوابی اذیتش میکنه و برای در مان پیش روانشناس میره که دکتر پیشنهاد یکجلسه هیبنو تیزم میده و بعد از اون ماجراهای جالبی و ترسناک اتفاق میوفته مثل چشم معنوی که یهو نمایان میشه که نمیشه کتاب و زمین گذاشت و آخر داستان هم که کلا همه چی تغییر میکنه... حتما بخونید و لذت ببرید
خیلی عالی بود. فوق العاده جذاب و خوش ریتم. به هیچ عنوان کسل کننده نیست. در تمام طول داستان سرعت بالا بود و با همین سرعت پیش میرفت. بسیار نفس گیر و غیر قابل پیش بینی بود و در اوج این که در طول داستان مخاطب رو برای دست یافتن به حقیقت به دنبال خودش میکشونه از لذت بردن از تمام حوادث جاری در طول داستان بی بهره نمیگذاردش. هیجان لازم را داشت. ممنونم از کتابراه. ممنونم از خالق این داستان.
ترکیبی از جنایت ترس رازآلودی، دقیقا ترکیب مورد علاقهام اولین کتابی بود که از سیر سدریک خواندم و خیلی از آشنایی با این نویسنده خوشحال شدم تقریبا تمام نویسندههای ژانر وحشت و پلیسی و … رو دنبال میکنم و از مطالعه نوشته هاشون و بالا رفتن آدرنالین در خونم بال در میاوردم
از کتابراه ممنونم که همچین کتابهایی رو با قیمتهای بسیار مناسب در اختیار خوانندهها میگذاره
شروعش مثلِ یه تابلوی نقاشی بود که روش رنگ ریخته باشن تعدد شخصیتها مثل رنگهایی پراکنده بود که تصویری رو نشون نمیداد. کم کم تصاویر واضح شدن و این رفع ابهام تا آخر داستان طول کشید. ۱۰۰ صفحهی آخر رو نفهمیدم چطوری خوندم! کی تموم شد!؟! اگه روحیهی حساسی دارین بهتره نخونینش چون توصیفات ترسناکی داره. برای کسایی که به هیجان و ژانر وحشت علاقه دارن میتونه داستان جذابی باشه
بنظرم خیلی خوب بود اینکه از اول داستان مدام حسم نسبت به شخصیتهای داستان عوض می شد و سیر صعودی و هیجانی کتاب سورپرایزم می کرد توانایی نویسنده در خلق یک داستان جذاب رو نشون میده آخر کتاب بشدت غیرقابل پیش بینی بود چون گمون شما یک چیزه و اصل داستان چیز دیگه صحنه های خشن و دارک و فضای درام همون چیزی هست که اگر بدنبال همچین ژانری هستید از خوندنش لذت میبرید
خیلی کتاب عالی بود. من عاشق اینجور داستانهای جنایی و معمایی هستم و به قدری روال داستان خوب بود که یک روزه تمومش کردم چون اصلا نمیتونستم ادامه ندم و نخونم. همش میخواستم بدونم آخرش چی میشه و قاتل کیه ولی آخر داستان به نظرم خوب تموم نشد توقع پایان بهتری داشتم. ولی ممنون بابت ارائه این کتاب. من این کتاب رو رایگان در هفته کتاب گرفتم و از کتابراه ممنونم
وای وای با جرئت میتونم بگم این بهترین کتابی بود که توی همهی عمرم خونده بودم، داستان و قلم نویسنده که عالی و اینکه من این کتاب رو توی دو روز تموم کردم و واقعا ازش لذت بردم، اینقدر این کتاب هیجان انگیز بود که شما نمیتونید بهش فکر نکنید، ذهن شمارو کاملا بهم میریزه و باعث میشه توی یا زمان بسیار کوتاه کتاب رو تموم کنید..... خلاصه که عالییییی
ممنون از کتاب اه برای این کتاب جذاب واقعا عالی بود از نثر نویسنده تا کوتاهی فصلها و اینکه خیلی واضح شخصیتها از هم تفکیک میشدن و خواننده از خودش نمیپرسید الان داره کی حرف میزنه؟؟ مشکلی که اکثر رمانها دارن همینه که ادم باید حدس بزنه کی داره صحبت میکنه ولی این کتاب عالی بود وبه شدت پیشنهادی!!
خیلی باحال بود. یه رمان جنایی تا حدود خیلی کمی ترسناک فوق العاده باحال. بعد هانیبال میتونم بگم یکی از جذابهای ژانر وحشت جنایی و روانشناختی. در رابطه با روند داستان که یجوری میگیره مخاطب رو که زمان رو از دست میدین انقدر که همه چی سریع اتفاق میوفته و کاملا غیر قابل پیشبینی. خیلی عالی بود...
نسخه صوتی این اثر با صدای آقای سلطان زاده واقعا عالی بود داستان جالبی بود تا حدودی غیر قابل پیش بینی اولین اثری هست ک از این نویسنده میخوندم در کل پیشنهاد میکنم بخونیدش جالب و ترسناک بود با یه پایان غیر قابل پیشبینی.
عالی عالی نویسنده چقدر زیبا و روان پلانها رو جابجا کرده بدون هیچ گونه سردرگمی پایانی کاملا غافلگیر کننده خط سیر داستان تا انتها جلو چشمم رژه میره شخصیتها کاملا باور پذیر و داستانی کاملا غیر قابل پیش بینی
و البته ترجمهای روان و عالی سپاس از کتابراه و عوامل دوست داشتنیش🙏🪻
قاتلی سریالی که بخاطر تولدش در روزی خاص قدرتی به او اعطا میشود و از این طریق قربانیانش را شکار میکند از قضا مرد دیگری هم همزمان و در یک بیمارستان با او متولد میشود تواناییهای مشتر ک این دو باعث میشود که قاتل متوجه حضورش شودو تصمیم بگیرد جلویش را بگیرد..... در آخر شکارچی شکار میشود
با تشکر از نویسنده عزیز و کتابراه کتاب شگفت انگیزی بود که حس وحشت را کاملا منتقل می کرد، هیچ ابهامی داخل داستان نبود، با تمام شدن کتاب به تمام سوالات خواننده، که حین خواندن کتاب براش پیش اومده بود، پاسخ داده می شد. متن کتاب هم روان و ساده بود.
کتاب جذابی بود
ترجمه هم خوب.. ولی ویراستاری واقعا بد
پاراگرافها درست رعایت نشده.. وقتی از دید یه کاراکتر داریم میریم جلو یهو سوییچ میشه رو کاراکتر دیگه و اکثر دیالوگها بدون «» هستن.. باید خودمون از لا به لای متن دیالوگ رو تشخیص بدیم!!
واقعا نمیشه گفت عالی بود ولی چهار ستاره میشه داد به کتاب. ژانر معمایی و خشن ولی کتابهای خیلی بهتری هم هست که کتابراه داره بهمون معرفی میکنه. فکر میکنم ایراد بیشتر از ترجمهی کتاب باشه تا موضوع که جذابیت کتابو کم میکنه ولی در کل کتاب خوبی بود
کتاب ترسناک و وحشتناکی بود و اولین بارم بود که از این جور ژانرها میخوندم داستانش جوریه که تا چند روز فکرتو درگیر میکنه، روند داستان خیلی سریع پیش میره و ترجمه خوبی هم داشت تقریبا جز یکی دو تا ایراد، و در آخر ممنونم از کتابراه برای رایگان کردن این کتاب 🙏🏻
یکی از بهترین کتاباییه ک خوندم اصلا دل ادمو نمیزنه و خیلی دقیق تمام سکانس هارو تو ذهن ادم ب تصویر میکشه واقعا جذاب و هیجان انگیزه، وقتی کتابو شروع کردم خیلی ناراحت بودم اصن فک نمیکردم ممکنه کتابی منو از واقعیتهای تلخ زندگیم دور کنه... واقعا ممنونم
کتاب جنایی خیلی خوبی بود. نویسنده خیلی عالی توانسته بود روح خبیث انسان را باقلم سلیس خود ترسیم کند. انقدر ماهرانه همه نکات صحنههای اتفاق را ترسیم کرده بود که در ذهن خواننده به وضوح و اشکارا همه چیز شکل میگرفت. واقعا نمیشد کتاب را کنار گذاشت. ممنون
می تونم بگم هیچ وقت به اینجور ژانرها علاقهای نداشتم و کتابی در موردشون مطالعه نکرده بودم ولی این داستان به قدری جذاب بود برام که خیلی سریع تمومش کردم 😍 روند داستان جالب بود برام هر چند پایانش برام چندان خوشایند نبود و تا چند روز فکرم رو مشغول نگه میداره
سلام. از خواندنش لذت بردم ولی درتنهایی برایم ترسناک بود سعی میکردم حتما کسی حضور داشته باشد به هرحال داستان موضوع جدیدی داشت ممنون از شما اگرداستانهای ادبیاتهای فاخر راهم بصورت رایگان قراردهید به مطالعه بیشتر ترغیب میکنید بازهم ممنون
نویسنده به صورت ماهرانه دو داستان را با هم روایت میکرد، داستان پر از هیجان و اتفاقات غیر قابل پیش بینی بود البته کمی هم ترسناک، درکل داستان پیچیدهای بود، از اون کتابهایی که تا به آخرش نرسیدی دوست نداری زمین بگذاریش
ولی حیف که آخرش بد تمام شد
کلمات در وصف این کتاب کافی نیستند. به محض شروع آن در اعماق داستان غرق خواهید شد و حدس زدن پایان داستان کاری دشوار برای شما خواهد بود.
مناسب کسانی که به دنبال داستانهای هیجانی و کمی خوفآور هستند و به دنبال داستانی نسبتا جدید هستند.
اصلا دوستش نداشتم
تمام مدت که مشغول خوندنش بودم حس انزجار داشتم و حالت تهوع
البته بی انصافی نباید داشت نویسنده قلم قوی و ظریفی داشتن برای همین با به تصویر کشیدن تک تک جزئیات حس نفر سومی داشتم که دلم میخواست هرچه سریع تر از صحنه خارج بشم
واقعا کتاب خوبی در زمینهی جنایی پلیسی بود و با اینکه همهی اتفاقا تو مدت زمان خیلی کمی اتفاق افتاده ولی نویسنده خیلی خوب تونسته اونو گسترش بده و حتی کوچکترین جزئیاتم برا خواننده نوشته که همهی اینا باعث جذابیت این کتاب شده
موضوع جالبی داشت ولی حاشیه و توضیحات اضافه خیلی زیاد داشت طوری که میشد صفحهها رو بدون خواندن بزنی رد بشه و به کل ماجرا رو هم متوجه بشی مکالمه بین افراد نامفهوم بود به معنای واقعی اصلا نمیشد تشخیص داد کی حرف میزنه به هر حال موضوع بدی نداشت با یک پایان عجیب
حقیقتش بنظرم اونقدرها هم کتاب هیجان انگیزی نبود، بیشتر با توجه به خشونتی که داشت دلهره آور بود، ارزش یکبار خوندن رو داره، گاف در روند داستانی و شخصیت پردازی داره که باعث میشه ۳ ستاره بدم، میشد بهتر داستان رو پیش برد
خیلی عالی بود
با اینکه یه وقتایی حال بهم زن میشد ولی آدم از خوندن داستان هیجان زده میشه طوریه که نمیتونی رهاش کنی باید حتما همشو بخونی
شخصیت ناتالیو دوست داشتم
درکل کتابی واقعا سرگرم کننده و خواندنی *
تازه شروع کردم و نمیتونم کتاب رو زمین بزارم و هنوز مونده تا تموم بشه
کتاب محور موضوع جالبی میچرخه که خیلی هیجان انگیز میکنه داستان رو.
کلا از کتابها با محتویات جنایی و پلیسی لذت میبرم.
مرسی کتابراه♥️
داستان فوق العاده هیجان انگیز و جذابه و خواننده علاقه پیدا میکنه به سرعت ادامه ماجرا رو بفهمه، فقط پایانش از نظر من جالب نبود ومیتونست بهتر تموم شه. اما احتمالا نویسنده این پایان رو منصفانه تر دونسته 😄
به نظرم کتاب متفاوتی بود و تا لحظه آخر نمیشد ختم ماجرا را پیشبینی کرد. درست پردازش شده بود و اگر طالب یک داستان تخیلی و پر حادثه هستید خوندنش خوبه ولی شخصاً داستانهای خشن پیشنهاد نمیکنم
بنظرم بهتر میشد اگه در ابتدای این چنین کتابهایی باید توضیح داده بشه که چه گروههایی بخونن چه سنینی بخونن به همون اندازه که برای بعضی تاثیر خوبی داره برای بعضی تاثیر مثبتی نداره نسبی هست
سیر پر کشش و جذاب داستان قابل تقدیر بود. پایانش میتونست بهتر باشه ولی غیرقابل پیش بینی بود😁. توی نگارش و تایپ کتاب اگر گفتگوی کارکترهای رو با علامت - از هم جدا میکردند بهتر بود.
کتاب خوبی بود و خیلی ترسناک یه ادم چقدر میتونه هیولا بشه که حتی به چشمهای قربانی رحم نکنه. واقعا از اون کتابهایی هست که نمیشه زمین بذاری در کل خیلی خوب بود. ممنون از کتابراه
با نظراتی که خوندم انتظار یه چیز فوق العاده داشتم، ولی در کل ارزش خودندن داره فقط موندم چرا پلیسها اینقدر زبون نشنو بودن و حرفهای زیر دست رو چون رتبه کمتری داشت گوش نمیدادن 😕
این کتاب رو نمیدانم چطور تمام کردم فقط میدانم غرق در داستان بودم.
موضوع اساطیری همزاد با اضافه کردن تم موضوعی ترس و علل الخصوص انتقام و شخصیت سازی ملموس این کتاب رو زیبا کرده.
بسیار هیجان انگیز بود، گوشه ذهنم طول روز به موضوع داستان فکر میکرد، دنبال حدس زدن ادامه مطالعه داستان بود.
لطفا بازهم داستانهای هیجانی غیرقابل پیش بینی بگذارید 🙏
فوق العاده عالی کتاب بی نظیری بود و باپایانی که داشت حسابی مخاطب رو غافلگیر میکنه خیلی خوب حس اضطراب و ترسی که کاراکترای داستان تجربه کردن رو به مخاطب منتقل میکنه
و به شدت احتیاج داشتم در یک داستان غرق بشم، که احساسات سرکوب شدهام رو اروم کنه، منو به یه دنیای دیگه ببره، اونقدر درگییرم کنه که بتونم از جو تاریک روانیم بیرون کشیده بشم، بتونم از یه دنیای دیگه به دنیام نگا کنم
آه، به نظرم میتونم درندهخویی همشون درک کنم، یه جورایی خشم فروخورده وجودم رو اروم میکرد
جذابه، ادم رو حسابی با خودش همراه میکنه، از همه داستان، سرتاسرش، لذت وافری بردم
احساس میکردم یه ادم دیگه شدم، حقیقتا من برای ادامه زندگیم نیاز داریم کتابهایی با قلمهای قوی بخونم، که تمام نهاراحتیهام برای لحظاتی ازم جدا بشن، غیر از چندتا درگیری روانی خیلی کوچیک، ترسی بهم منتقل نکرد
اینکه صرفا حاضر هیچکاره بودم، بهم حس امنیت میداد تا اخرش برم، نهایتا... نمیتونم بگم دلم برای توما سوخت ولی براش ناراحت شدم، تک تک شخصیتها خیلی اذیت شدن، من داستان های جنایی به خاطر متفاوت بوده زاویهدیدشون دوست دارم
کمکم میکنن کمی از خودم فاصله بگیرم، بعد برگردم به زندگی حالی که یه فصل دیگه زندگی رو شروع میکنم ادامه بدم
نیازی به تلاش برای کنار گذاشتنش نداشتم، اما نمیتونستم بیخیالش بشم وبرنگردم سراغش، از دیروز عصر تا شب که نمیدونم کی خوابم برد داشتم میخوندم، امروز بعد از ناهار دوباره اومدم سراغش، اول که ازش گذشته بودم، میترسیدم شروع کنمش ولی بعد دیدم اونقدرام ترسناک نیست، یعنی... حس کردم نویسنده مراعاتم رو کرده و کاملا دقیق عمل کرده که لذت خوندنش تو ترس گم نشه... و اینکه فکر میکنم نویسنده کمی هم از کتابهای هری پاتر الهام گرفته... فقط اونجا که اینا ذهنشون به هم مرتبط میشه
خیلی عالی بود، ممنون کتاب راه عزیزم!!