یک داستان تخیلی و افسانهای بود یه خواهر و برادر به نام جک و آنی هست کهای خانه درختی در جنگل پیدا میکند وقتی وارد آن میشوند پر از کتاب میبینند از آنجایی که آنها عاشق کتاب هستند ابها را میبینند در یکی از کتابها ر مورد پنسیلوانیاست و تصویری از محل زندگی آنها و جنگلها بود کتابی دیگر در مورد دایناسورها بود که در آن عکس یک پترونودون بود با بالهای خفاش مانند آنی آرزو کرد کهای کاش از نزدیک آن را میدیدند ناگهان خانه تکانی خورد و آنها دیدند در مکانی دیگر یعنی زمان دایناسورها هستند و یک پترونودون پروازکنان کنار درخت فرود آمد جک و آنی از درخت پایین آمدند و او را ناز کردند سپس یک تریسرا توپس که شبیه کرگدن بود را دیدند او گیاهخوار بود سپس آناتوسوروسهای نوک اردکی را دیدند و بعد از آن تیرانوس گوشتخوار. عاقبت به خانه درختی برگشتند و آرزو کردن به خانهشان برگردند.
در داستان آنی بیشتر به حیوانات علاقه داشت و جک فقط یادداشت برداری میکرد.
کتاب خوبی بود.
در مورد دو بچه به اسمهای آنی و جک ۷ و ۸ ساله هست. آنی حیوانات را دوست دارد و جک واقعیت را بیشتر میپسندد. آنها یک خونهی درختی پیدا میکنند و با آرزو کردن آنی به دورهی دایناسورها سفر میکنند. آنها با دایناسورهای زیادی ملاقات میکنند. و با بعضی هاشون دوست میشوند و از بعضی هاشون فرار میکنند .
جک در دفتر یادداشتش مطلب زیادی در مورد دایناسورهایی که دیدند یادداشت میکند. آنها متوجه میشوند که قبل از آنها کس دیگری هم به آن دوره سفر کرده و میخواهند او را پیدا کنند.
کتاب یک داستان تخیلیه مربوط به سفر در زمانه که خیلی جذابه که توسط یه خواهر و برادر به نام آنی و جک اتفاقی کشف میشه ولی یک ایراد داره که اونم اینه که در داستان دوم که مربوط به شوالیه میشه داستان نیمه کاره است و ادامه صفحاتش نبود و یک سری اسامی فهرست شده به زبان انگلیسی در آخر کتاب بود ینی ۲ صفحه آخر کتاب. و بنابراین در داستان دوم آدم متوجه نمیشه چی شد. به نظرم این مورد باید بررسی بشود حتما و اصلاح بشه و اون صفحاتی که نیست اضافه بشه
کتاب علمی_تخیلی خیلی زیبایی بود. ابتدای کتاب نظرات مثبتی از خوانندگان نوجوان و حتی بزرگسال گذاشته بود. وقتی کتاب رو خوندم، فهمیدم واقعا حق داشتند اینقدر تعریف کنند. من خیلی به دایناسورها علاقه دارم ولی اسامیشون خوب توی ذهنم نمیمونه. تا حالا کتابی ندیده بودم که به این قشنگی ویژگیهای دایناسورها رو توضیح بده. مشتاق شدم جلدهای دیگه رو هم بخونم. واسه نوجوونها خوبه و البته کسانی مثل من با هر گروه سنی..
من این مجموعه رو از مترجم و انتشارات دیگهای قبلا خونده بودم و با توجه به اینکه خودم مترجم هستم باید بگم واقعا ترجمه افتضاحی داره... تقریبا هیچی نمیشه از داستان فهمید در حالی که این کتاب از بهترینهای کتاب کودک.... ولی اونقدر بد ترجمه شده که اصلا سر و ته متن مشخص نیست و اصلا نمیفهمی تو داستان چه اتفاقی داره میافته.... فقط تا فصل دومش رو خوندم.
کتابی فوق العاده شیرین و دلنشینه با داستانی تخیلی راجب خواهر و برادری که به طور ناگهانی خانهای درختی رو پیدا میکنن خانهای رویایی پر از کتاب و به طور ناگهانی سفر میکنن به دنیای دایناسورها... تاحالا ندیده بودم یه کتاب اینقدر قشنگ درباره دنیای دایناسورها نوشته بشه مطمئنم با خوندنش به داستانای تخیلی علاقه مند میشید
کتاب باحالی بود مخصوصا برای من که خیلی کتابهای تخیلی دوست دارم و این کتاب حتی اطلاعاتی دربارهی عصر دایناسورها هم به ما میده و من این کتاب رو به کسایی که کتاب تخیلی دوست دارن واقعا پیشنهاد میکنم
خیلی جذاب بود تصور کن بری تو خانه درختی وسط جنگل یک عالمه کتاب ببنی وبعد کتاب بخونی ارزو کنی وشترق جادو شود تازه اطلاعاتت درباره دنیاسورها بیشتر بشه برم جلد دومش را بخونم تخلیم فعال کرد ممنون کتابراه
علمی تخیلی و هیجان انگیز طوری که اشتیاق پیدا میکنی که ادامش رو بخونی ترجمه و تصویراشم عالی ممنون از نویسندشم که ذهن رو باخوندش به دوره دایناسورها میبره متن بسیار عالی نوشته شده
بسیار عالی و خوب بود. پیشنهاد میکنم که کودکان از این کتاب استفاده کنند. کتاب محتوایی ماجراجویی و علمی داشت. در کل خرید این کتاب عالی رو توصیه میکنم.. ✅✅✅✅✅
بهترین کتابی بود که توی عمرم خونه بودم خیلی خیلی خیلی ماجراجویی بود من عاشقش شدم و اینکه ممنونم از کتابرا که این کتاب رو رایگان گذاشتید که بتونیم ازش استفاده کنیم
کتاب خیلی خوبیه مخصوصا که به صورت مجموعه داستانه. بچهها با دایناسورها و زندگی آنها بیشتر آشنا میشن. دوست دارم جلدهای دیگه کتاب رو پبدا کنم و برای فرزندم بخونم
سلام، دستتون درد نکنه، کتاب واقعا خوبی بود من عاشق کتابهای تخلیام و این کتاب هم به نظرم خوب بود هر چند جا داشت بهتر بشه برای این یه ستاره کم دادم، ولی قشنگ بود
کتا ب بسیار زیبایی در رابطع با پسری به نام جک که کلاس سوم بود و خواهر کوچک او آنی بود. آنی زیادی خیال پردازی میکرد و جک از این کار کار خوشش نمیآمد تا اینکه
در داستان آنی بیشتر به حیوانات علاقه داشت و جک فقط یادداشت برداری میکرد.