ورونیکا شخصیت اصلی داستان همسن من بود و خیلی از افکار و احساساتش شبیه الان منه و بنظرم این کتاب مناسب جوانان هست که با ترس و هراس، زندگی یکنواخت، ترس از قضاوت و ترس از متفاوت بودن دارن زندگی میکنند.... با خواندن این کتاب از خودمون بپرسیم اگر ماهم فقط یک هفته به پایان زندگیمون باشه، باز هم با هراس و ترس از قضاوت شدن دیگران و انجام ندادن کارهایی که دوستشون داریم، زندگی میکنیم؟
ورونیکا وقتی بهش گفتن یک هفته به پایان زندگیش مونده تازه متوجه شد چه تعداد ورونیکا در وجودش بوده که میتونسته دوسش داشته باشه و رشدشون بده
کتاب خوبی بود و مفهوم خیلی خوبی رو میرسوند اما چند نقد دارم : خیلی از یک بخش کتاب به بخش دیگری میپرید و باعث میشد رشته کلام و ان بحثی که ذهنت درگیرش شده بود رو از دست بدی به حواشی زیاد پرداخته بود بحث اصلی داستان درباره ورونیکا بود و دلم میخواست بیشتر داستان ورونیکا رو ادامه بده ولی میپرید به شخصیتهای دیگر و حوصله سربر میشد بعضی جاهایش هم اشکال تایپی داشت ولی مفهوم خوبی بود و داستانش رو دوست داشتم هیجان خوبی رو هم منتقل کرد
قلم پائولو کوئلیو بسیار دلنیشن و امید و انگیزه در نوشته ایشون بسیار واضحه، این کتاب از اون دسته کتابهایی هست که میتونه معنایی به صورت بازیابی فردی به زندگی فرد بده. امید، ترس، اشتیاق و عشق کاملا و بی خوبی در روند داستان مشخصه، تصویر سازی عالی و پایانی غیر مترقبه داره. بررسی هر کدوم از کارکترهای اصلی طوری بیان شده که خواننده از روند اصلی داستان دور نشه، خواننده میتونه با دونه دونههای شخصیتهای داستان همزادپنداری کنه.
سبک درام داره و کند پیش میره، به نظرم حرف دل خیلیارو میزنه نشون میده که حتما نباید طرف مشکل خاصی داشته باشه یا آسیب خاصی دیده باشه که دست به خودکشی بزنه، ممکنه همین روزمرگی و ترس از آیندهی روتینی که همه همونو تکرار میکنن ذهن آدمو به این کار بکشونه.
کتاب متفاوتی بود البته یکسری جاهاش زیادی به حواشی پرداخته شده بود که اگه اون قسمت هارو فاکتور بگیریم مفهوم کتاب این بود که زمانی یه چیزیو قراره از دست بدیم بیشتر قدرشو میدونیم با تشکر از نویسنده عزیز.
ورونیکا وقتی بهش گفتن یک هفته به پایان زندگیش مونده تازه متوجه شد چه تعداد ورونیکا در وجودش بوده که میتونسته دوسش داشته باشه و رشدشون بده