نقد، بررسی و نظرات کتاب سال‌های دوری - مرضیه یار احمدی

س.حسن‌پور
۱۴۰۵/۰۱/۲۵
با سلام خلاصه مادرشوهرا تاریخ انقضا ندارن🤣اول تحسین بعد انتقاد فضا سازی خوب بود گره هایی که در داستان ایجاد کرده بودن خوب بود و تا حدودی آدم رو مجاب میکرد ادامه بده داستان رو اما انتقاد، عین فیلم ترکی بود مثلا در زمان قدیم داستان تیمور گلجانو میخواست، گلجان ببرازو، ببراز سارا رو، سارا مثلا حسنو دوست داشت، موسی هم سارا رو، فریبا موسی را، ابراهیم فریبا رو🤣حسن زری رو بعد فرخ زری رو دوست داشت تهش حسن هم گلجانو هم زریو میگیره☺️در دوره حال داستان منصور کبری را دوست داشت، کبری علی رو، علی بانو رو، بانو علی رو، منوچهر هم راحله رو میخواست هم بانورو، راحله زن غلام بود، بهادر هم که بانو رو میخواست ولی دادشش از آب درآمد پری، افشارو دوست داشت ولی زن شاهرخ بود، شاهرخ شوهر پری بود ولی بانو رو میخواست این وسط بانو شهروز و میخو است..... اصلا یه وضعی بود.... و چند تا مثلث عشقی دیگه که من واقعا حال ندارم بنویسم... یه انتقاد دیگه که مثلا حجاب رو برای فرهنگ پایین شهری تعریف کردن و سفید و بور بودن به اصطلاح شبیه روس ها بودن رو معیار زیبایی میدونستن... بعد چجوری میشه آدمی که هر روز نماز می خوند معتقد بود سقاخونه می رفت بعد یهو اومد تو ویلای شاهرخ بی حجاب شد و راحت پذیرفت و نهایت تو انگلیس کلا پوشش متفاوت شد...! مثلا بیجایی نوشته بود دوست ندارم بابام اینا عکسای منو تو مجلات مد ببینند چون اونا نمی دونن من زن مستقل و موفقی شدم! یعنی بی حجاب بودند مساوی با مستقل بودن میدونست... اینکه از یه محله پایین شهری یهو به طراحی لباس در انگلیس برسه یزره اغراق آمیز بود مثلا می تونست تهش تو همین ایران طراح مطرحی بشه.... ولی خوب داستانه دیگه، و کلا اینکه یه زن شوهر داشت هیچ مانعی برای عشق جدید نبود همه راحت بودن
سارا مجیدزاده
۱۴۰۲/۰۷/۱۴
من بیشتر به این خاطر این داستانو برای خوندن انتخاب کردم که توی نت راجع بهش نوشته بودن داستان بر اساس واقعیت هستش... شروع داستان خیلی قشنگ بود واقعا حس و حال زندگی‌های قدیمی اون دورانو داشت و این واقعی بودن داستان تا مدتی بعد از مرگ علی مشخص بود ولی متاسفانه دقیقا بعد ازون زمان و با واردن شدن بانو به عمارت وزیری‌ها داستان کاملا رنگ و حس و حالش تغییر میکنه وبیشتر شبیه رمان‌های تخیلی میشه. یعنی میشه گفت داستان دو جور موضوع و حس و حال داشت. مثلا یکی از قسمت‌های خیلی تخیلی و غیر واقعی داستان اون قسمتی هستش که شاهرخ عمارت رو برای بانو به ارث میزاره. ولی در کل به عنوان یه رمان عاشقانه و تخیلی قشنگ بود و ارزش خوندن داره.
Shohreh Kamareh Kamareh
۱۴۰۴/۰۱/۲۲
مرضیه بانو عزیزرومانتان بسیار بسیار زیبا بود لذت بردم اگر واقعا ۲۰ ستاره هم بود باز من امتیاز بیست رو میدادم داستان خیلی زیبا از قدیم به جدید از کودکی به بزرگسالی از زجر و مادر شوهرهای بیسوادو بد شروع شد وبه جنس خوبش رسید‌ام در این میان بما ثابث شد که هیچوقت نمیشه این میان مرگ را از بین برد وبا تمام ثروت و اصالت نمیشه غم رو از میان برداشت اما میشه با صبوریو مقاوم بودن زندگی را گذراند وشاید پنجاه درصد خوشی وزجر زندگیمان را خودمانایجاد میکنیم در کل داستان بسیار زیبایی بود خیلی لذت بردم طوری که دوست دارم دوباره از امشب شروع به خواندن مجددش کنم خسته نباشی بسیار عالی
الهه صادقی
۱۴۰۲/۰۵/۲۳
بعضی قسمتهای کتاب را بسیار کش داده بودند، اما ماجرای مرگ علی آخر با جزئیات توضیح داده نشد. اینکه این همه خواستگار و خاطرخواه در بدو ورود به هر جایی برای بانو ایجاد میشد کمی مبالغه آمیز بود، اینکه شاید تغییر فرهنگ نسبت به چند دهه قبل باشه اما راحت یکی به دیگری دل می‌بست هم اغراق داشت. ماجرای مادرشوهر بانو فرخنده هم دیگر خیلی غلو داشت یعنی یک مادر انقدر درد حسادت و عقده داره که ذره‌ای رحم به زندگی عاشقانه پسرش نیاره. اما اینکه برخی رسوم و تکیه کلامهای قدیمی درش بود خوب بود. ماجرای انگلیس و حمایت شهروز هم که خیلی خنده دار بود. بعضی جاها رفتار بانو منطقی و قابل قبول نبود.
Mary Sal
۱۴۰۳/۱۱/۲۱
فقط چون بر اساس واقعیت بود خوندم ابتدای داستان خوب و قابل لمس بود اما بعد از رفتن بانو به انگلیس خیلی تند و سریع پیش رفت و کمی تخیلی به نظر می رسید و پارادوکس وجود داشت. بعنوان مثال بانو شدیداً وابسته به خانواده بوده و جبر روزگار باعث میشه بره انگلیس اما حتی یکبار هم نمیاد به خانواده سر بزنه و یا نامه ای بنویسه یا براش نامه ای بنویسند که مادرش حالش بده و... نویسنده یا اغراق کرده در بیان احساسات یا این انتهای داستان مثل فیلمهای هندی و ترکیه ای میشه
Mona Hajizade
۱۴۰۱/۰۹/۱۷
زیاده گویی بسیار، کتابی که تو ۳۰۰ صفحه میشد خوند و ۶۰۰ صفحه کردن.
تا صفحه ۴۶۰ دیگه بیشتر نتونستم ادامه بدم.
««اسپویل 👇🏻👇🏻👇🏻»»
دختری که کارگر خونست و اومده مثلا بچشو فروخته به یه خونواده ثروتمند، تموم مردای عمارت عاشقشن و خانوم از همه طلبکاره و ناراحت و شاکی میشه اگه بچشو مثلا ببرن سفر، خانوم جان شما بچتو "فروختی"!!! اونم مثلا بچه‌ای که یادگاره عشقته که دو ماهه مرده 😐😐😐
مایا بهار
۱۴۰۰/۰۵/۳۱
خسته کننده وپرگویی وزیاده روی در. بکارگیری و بازی با کلمات وحاشیه سازی وپراکندگی دربه تصویر کشیدن وقایع واتفاقات تاجایی که خواننده گاها خسته وبیقرار میشه وبه کرات سعی در سرعت بخشیدن وردکردن صفحات میشه. سناریو وبن مایه ءداستان خوب است ولی نویسنده. میتوانست خیلی عمیق تر باحاشیه پردازی کمتر وبا پردازش به اصل داستان دلنشین ترش کنه. موفقیت نویسنده را خواهانم. درکل برای رساندن اصل مطلب خیلی تلاش شده بود
بیتا جعفری
۱۴۰۱/۰۹/۱۸
من دوست داشتم کتاب رو، برخلاف اکثر نظرات بنظرم پرگویی نداشت. یه سری چیزا مثل اکثر رمان‌های ایرانی اغراق امیز بود ولی بازم اذیت کننده نبود. یه جاهایی هم سانسور شده بود متاسفانه.
«خطر اسپویل:»
دلم واسه علی سوخت و انگیزه منوچهر از کشتن علی رو نفهمیدم. نقش بانو توی پیدا کردن قاتل شوهرش رو هم نفهمیدم، هیچ نقشی نداشت ولی نوشته بود بهم افتخار کن که قاتلتو پیدا کردم و به سزای عملش رسوندم!
نارگل گلی
۱۴۰۰/۰۱/۲۰
رمان خوبی بود ولی بعضی قسمتهارو زیادی غیر واقعی جلوه میداد و اینکه بااینکه در طول داستان چندین بار افراد مختلف تجاربشون رو در اختیار بانو گذاشته بودن باز هم ب بیراهه میرفت درسته ک پیشرفت یک زن رو استقلال رو نشون میداد ولی دلیلی برای سالهای طولانی فکر کردن نداشت و از زن مستقلی این رفتارهای بچه گانه بعید بود و بیشتر داستان رو پراز غم و غصه نشون داد حتی در شادیهاش عقده غم داشت
شراره
۱۴۰۲/۰۳/۲۶
هرچی که اوایل کتاب قابل باور و خوب پیش رفت از مرگ علی به بعد همه چیز رویاگونه و به طرز عجیبی تخیلی و غیرواقعی شد ابتدای کتاب انگار قلم بسیار شیوا و پخته‌ای داشت بعد یهو انگار چند نفر داستان رو به دست گرفتن و باقلم ناپخته شروع به نوشتن کردن... فضاسازی داستان قشنگ بود. شاید اگر تو دوران نوجونیم بودم کتاب برام بسیار قابل پسند و جذاب به نظر میرسید.
روژینا برزگر
۱۴۰۱/۰۷/۰۶
کتاب عالی بود، فضا سازیش خیلی خوب بود، فقط یک ایراد داشت برخلاف چیزی که نویسنده گفته ادبیات داستان یکم به نظرم امروزی بود، شایدم واقعا همون طوری حرف می‌زدن. تقریبا همه شخصیت‌ها به غیر از چند تا رو دوست داشتم، فقط ظاهر شخصیت‌ها رو اونطوری که توصیف شده بود تصور نمی‌کردم، مخصوصا شاهین رو اصلا شبیه علی تصور نمی‌کردم، امیدوارم نویسنده و شخصیت‌هایی که واقعی بودن منو ببخشن
اسما گائینی
۱۴۰۴/۱۰/۰۶
رمان بسیار زیبا و جذابی بود که خواننده‌ای رو جذب و وادار به خواندنش میکنه و آداب و رسوم قدیم رو زنده میکنه و مضاف بر آن حاوی نکات آموزنده‌ی زیادیه که هر کدام میتواند درسی در زندگی باشه واقعا عالی و فوق العاده بود و مطالعه آن را پیشنهاد میکنم بخوانید و لذت ببرید و به قول نویسنده زندگی هرگز منتظر ما نمیماند و کار خودش را میکند ممنون
نسیم نصیرزاده
۱۴۰۴/۱۰/۰۴
بینهایت کتاب خوبی بود واقعا ارزش خوندن داره، خیلی لذت بردم همین الان خوندنش تموم شد، بانو زندگی خیلی سختی داشت با این حال از پس همچی بر اومد و آینده خوبی پیش روش بود با اینکه کلی سختی کشیده بود، و چقدر آقا حسن پدر بانو مرد فهمیده و با درکی بود و همیشه و تحت هر شرایطی پشت دخترش بود چقدر خوشحالم که این کتاب بر اساس واقعیت بود
Ayla
۱۴۰۴/۰۳/۱۳
رمان خوبی بودتازمان مرگ علی رمان یه داستان واقعی بود باهاش همراه شدم بعدش رفته رفته اغراق امیزشداخر داستان از زیرزمین عمارت بانو نوشته شده بودکه وسایل زری هم اونجا بود انگارنویسنده میخواست اونجا رازی کشف کنه یادش رفت😁درکل اغراقی که تواکثر رمانهای ایرانی هست اینجاهم بود عشق آتشین چن نفربه نفراول قصه و...
Vahid Nazari
۱۴۰۳/۰۵/۱۷
سلام من این کتاب رو خوندم به نظرم زیادی با واقعیت این کتاب همراه نبود برای شخصیت اصلی داستان که بانو نام داشت زندگی یا خیلی شاد بود یا بدبختی ومصیبت همراه بود و به شدت اغراق بود به نظرم مناسب کسایی هست که خیلی رویایی به زندگی فکر می کنند درکل داستان برای دخترهای نوجوان مناسب تر بود
miss alizade
۱۴۰۲/۱۲/۱۰
کتاب جالبی بود، از خوندنش لذت بردم، بیشتر داستان غمگین بود، خیلی جاها هم اغراق کرده بودن، چه در شخصیت فرخنده به عنوان مادرشوهر، چه شخصیت علی در خصوص شوهری مهربان، چه کسایی که عاشق بانو میشدن! اگه این اغراق‌ها وجود نداشت داستان واقعی تر به نظر میرسید و دلنشین تر میشد
Leila sargoo
۱۴۰۴/۰۸/۰۷
رمان فوق العاده زیبا و واقعی بود، تا براتون اتفاق نیوفته باور نمیکنید که یک دختر پایین شهری بتونه تو زندگیش با سختیها بجنگه با داغ عزیزاش کنار بیاد تا تنها انگیزش که بچه اش هست را بزرگ کنه ودر کنارش دوباره عاشق میشه ولی عشقی که ترس توشه در کل رمان خوبی بود
نسرین حاتمی
۱۴۰۳/۰۳/۲۸
تا زمانی که علی زنده بود میشه گفت کتاب قابل خوندن بود ولی بعد از اون یهو مسیر داستان خیلی تغییر کرد و کاملا به بیراهه رفت. هیچ کدوم از شخصیتها کاراشون با عقل جور درنمیاد.به هر حال از نظر من ۶۰۰ صفحه و اونم با اون حجم حوادث عجیب پشت هم ارزش خوندن نداره!
مریم کوشا
۱۴۰۱/۰۵/۱۷
من بعد از چندین سال دوباره رمان خوندم، و جالبیه مطالب این کتاب این بود که چقدر برای شخص من یادآور صبوری و گذشت زندگی خودم بود و نتیجه گرفتن از تلاش برای هدف، به نظر من که کتاب خیلی عالی هست، در عین اینکه داستان هستن خیلی میتونه آموزنده هم باشه
Farideh N
۱۴۰۰/۱۲/۰۲
کتاب بدی نبود اما خیلی بانو حرص منو درآورد خیلی جاها زودتر میتونست جلوی عذابهای خودشو بگیره ولی باز ادامه میداد به اذیت کردن خودش، واینکه با این حجم از وابستگی به خانوادش چطور میتونسته ماها یا سالها بیخبرباشه از مادرش و سری بهش نزنه......
sahar khamisi
۱۴۰۰/۱۱/۱۱
به نظر من کتاب خوبی بود و برعکس، خیلی‌ها که نوشتند کتاب خیلی کشدار بود و 10 سال زمان زیادی بود برای به هم رسیدن باید بگم اگر این 10 سال طی نمیشد و اون دختر خودش رو به اون خانواده ثابت نمیکرد هیچوقت به عنوان عروسشون نمیپذیرفتنش بخاطر اختلافات طبقاتی و فرهنگی
هما شیروانی
۱۴۰۲/۰۲/۰۹
کتاب خوبی بود ادبیات تمثیلی زیبا در اوایل کتاب عالی بود وقتی که خونه پدری بود ولی دوست داشتم قهرمان داستان بعنوان یک زن ایرانی قدرتمند تر عمل میکرد خیلی جاها انفعال زیادی داشت در کل پیگیر داستان بودم خوشم اومد از متن داستان
نازنین حقجو
۱۴۰۱/۰۸/۱۹
با تموم وجودم دوستش داشتم آنقدری که دلم نمیخواست تموم باشه من با هر لحظه این کتاب زندگی کردم با غمش غمگین شدم و با شادیشون شاد شدم این کتاب برای بار هزارم بهم ثابت کرد فقط زمانه که همه چیز رو حل میکنه خیلی زیاد ممنونم از نویسنده عزیز
روز زیبا
۱۴۰۱/۱۱/۰۴
داستان خیلی خوبی بود من برای پدرش که خیلی سختی کشیده بود ویک عشق نافرجام داشت ناراحت شدم و اشک من را درآورد فقط توی این داستان برای بانو خیلی خوب شد چونکه هم خوشبخت شد و هم موفق با تشکر ازنویسنده
Faranak Tahmasebi
۱۴۰۱/۰۷/۲۹
سرگرم کننده بود
خیلی نزدیک به واقعیت نبود ولی ارزش خوندن رو داره؛ حداقل باعث شد با عشق بیشتری به اطرافم نگاه کنم و قدر خیلی چیز‌ها رو نسبت به قبل بیشتر بدونم (مادر؛ پدر؛ امنیت خانواده؛ عشق؛ و…)
میترا صابونچی
۱۴۰۱/۰۲/۰۲
کتاب خوبی بود. وقتی خوندم خداروشکر کردم که تو اون دوران نبودم که زندگی مشترک اینقدر سخت بود ولی عشق علی بینهایت قشنگ بود و حیف که زود رفت بعضی قسمتها‌ی کتاب واقعا اشک ریختم ولی خدایی رمان قشنگی بود
طیبه حسینی
۱۴۰۰/۰۱/۱۲
ارزش خوندنشو داشت البته کمی توضیحات زیاد و خسته کننده می‌شد و یه جاهایی اتفاقات داستان تصنعی و تخیلی و دور از زندگی واقعی به نظر می‌رسید. در کل دوست داشتم تا آخر بخونمش.
arsam bagrnezhad
۱۴۰۵/۰۱/۱۹
داستان قشنگی بود ولی سرگذشت مربوط به پدربزرگ وببراز اینا رو یه بار از زبون مادرش گفته یه بار پدرش به بار زری یه بارم خاله ساراش اونجا هاش خیلی تکراری وحوصله بر بود
مهدی ایزدپناه
۱۴۰۵/۰۱/۱۵
داستان زیبایی بود اما کاملا مشخص بود خیلی از جاها فقط داستان ذهن نویسنده هست و نمیتونه واقعیت داشته باشه به نظرم ۶۰ درصد داستان ناشی از ذهن نوبسنده بود و نمیتونه واقعیت داشته باشه
آرزو توانا
۱۴۰۳/۱۱/۰۱
داستان بیش از حد کش پیدا کرده بود درصورتی که زودتر میتونست به پایان برسه یا بعضی جاهاش دور از واقعیت بود مثل اینکه شاهرخ خان به زن دومش خونه‌ی قدیمی شو ارث بذاره
محبوبع
۱۴۰۴/۱۲/۱۸
همه‌ی داستان قشنگ بود فقط اون قسمت رفتن به کلبه پیرمرد که دوبار در دو زمان مختلف بیان شده بود زیاد جالب نبود و البته اخرش با خوش شانسی همراه شد
یاسمن
۱۴۰۳/۰۴/۱۱
با تک تک لحظاتش زندگی کردم با خنده های بانو خندیدم و با گریه هاش گریه کردم چندین بار این کتاب رو خوندم و از خوندنش بسیار لذت بردم سپاس از نویسنده ی محترم
Aida
۱۴۰۲/۰۶/۳۱
سلام وقت بخیر. رمان جز عالی‌ترین رمانایی بود ک خوندم
سبک رمان جالب بود و بیشتر طولانی بودنش بود ک دلچسب بود
لذت بردم و پیشنهاد میدم ک حتما بخونید
Hanie Hoshiyari
۱۴۰۱/۰۸/۲۳
خیلی عالی بود، واقعا دقت کنیم میبینیم چقدر زندگی فراز و نشیب‌هایی داره که در اخر خدا خیلی قشنگ میچینه، خیلی خوبه بدونیم قدیمی‌ها چجوری زندگی میکردن
ناهید شمس نژاد
۱۴۰۴/۰۳/۰۲
واقعا زندگی چه بازی‌هایی که با آدم نمیکنه، خیلی داستان جالب و قشنگی بود / داستان عشق و عاشقی که همیشه یکی این وسط پاسوز میشه
سایه
۱۴۰۲/۰۸/۲۲
بسیار حوصله سر بر بود. مخاطب رو جذب نمیکنه و کشش و جذابیتی نداره که بفهمی صفحه بعدش چی نوشته. تنها داستانیه که از خرید و خوندنش پشیمون شدم
فریدون ام
۱۴۰۲/۰۱/۰۶
خیلی کشدار شده بود ماجرای زمانهای گذشته که از زبان چهار نفر نوشته شد رمان رو بیش از حد طولانی کرده بود برای یک بار خوندن بد نیست
لاله گرمارودی
۱۴۰۱/۰۵/۳۱
با وجودیکه اواسط کتاب خیلی تکراری و خسته کننده بود ولی پایان کتاب با پیشرفت و ترقی یک زن پرتلاش جذاب و شیرین شد. دوسش داشتم
mitra.mh. 46
۱۴۰۱/۰۴/۱۳
داستان بسیار پرکشش، جذاب و گیرایی بود، جذابیت داستان بعضی از اشتباهات تایپی را پوشش میداد. موفقیت روز افزون نویسنده را آرزومندم.
مرضی ک
۱۴۰۰/۰۹/۲۴
با سلام و خسته نباشید خدمت نویسنده عزیز کتاب خیلی خوبی بود فقط‌ ای کاش بانو قلب با محبتتری داشت با تشکر⚘
راضیه شمسی
۱۴۰۰/۰۷/۲۷
دارم میخونمش تا صفحه 400 خوندم و خیلی بهش حس خوبی دارم گرچه یکم زیادی توضیح داده ولی من مشکلی باهاش نداشتم توصیف حال و هوای قدیم برام جالبه
Maryam
۱۴۰۵/۰۲/۰۷
خوب بود اما خیلی فانتزی شد از مرگ علی به بعد بیشتر به سلیقه دختربچه های رویا پرداز دبیرستانی میخوره!
مینا احمدی
۱۴۰۳/۰۳/۲۱
کتاب قشنگ و سرگرم کننده ای بود پر از شخصیت های جالب با اینکه کتاب طولانی بود ولی اصلا خسته کننده نبود
نسیم
۱۴۰۲/۰۹/۰۷
اگر از نگارش و... چشم پوشی کنیم کتاب خوبی بود و ارزش خوندن داشت.
امید داشتن به حکمت خداوند رو به خوبی نشون میده.
نجمه حسینی
۱۴۰۲/۰۶/۲۹
اگر به سرگذشت دختر‌های قدیم و چالش‌های زندگیشان علاقه دارین حتما بخونیدبعضی قسمت‌ها واقعا اشکم ریخت خیلی زیبا بیان شده
مهتاب
۱۴۰۲/۰۳/۲۷
بی نهایت کتاب قشنگی بود پر از انرژی مثبت وانگیزه خوشحالم این کتاب را خوندم واقعا از بانوی نویسنده ممنونم 🙏😘😍❤️
Kimia shabani
۱۴۰۱/۰۶/۲۷
یکی از قشنگ‌ترین رمان‌های ژانر قدیمی بود که با تمام جزیات داستان رو تعریف کردند و ٢٠ سال زندگی رو به قلم اوردند
farhad salimi
۱۴۰۱/۰۵/۲۱
سلام من دوست داشتم این کتاب خیلی خوب و عالی خوندنی بود من و جذب کرد تا اخرش بخونم پیشنهاد میکنم حتما بخونید تشکر
Kiana gh
۱۴۰۵/۰۱/۱۹
داستانای قدیمی و من خیلی دوست دارم قشنگ بود مثل همه‌ی داستانای قدیمی هم شادی داره هم غم ولی قشنگ
Mina Fa
۱۴۰۴/۱۰/۲۲
خیلی قلم زیبایی داشت هرچی میگردم کتاب تو این سبک باشه بخونم یا قبلا خوندم یا نیست خوندنش توصیه میشه
1 2 3 >>
👋 سوالی دارید؟