حقیقتا نتونستم بیشتر ١٠٥ صفحه اول کتاب رو تحمل کنم! دیالوگهای ناپخته و ادبیات گفتاری و موقعیتهایی که نه با سن و تحصیلات دکتر تناسبی داشت نه با سن یه دختر ٢٢ ساله! به نظرم نویسنده از حاضرجوابی و درشت گویی اغراق امیزی برای شخصیتها استفاده کرده! همه چیز حوصله سر بر و تنها چیزی که مشهوده شوخیهای بی نمک و حاضرجوابی همراه با بی نزاکتی! واقعا هدف از نوشتن این کتاب چی بود؟ اون هم ٥٠٠ صفحه!! در هرحال کتاب رو اصلا و ابدا توصیه نمیکنم!
بیشتر شبیه رمانهای اینستاگرام بود، آبکی پر از حوادث بیمزهی بی سرو ته و،،، مگه میشه کسی ۲۲سال توی یه خونه زندگی کنه و همیشه یادش بره که پشت در حیاط پله داره و همیشه زمین بخوره؟؟؟ یا تیکهی چپی نگاش کردم بیشتر از صدبار تکرار شده و.... در کل رمانی نبود که منو جذب کنه وزیادی همه چیز راست وریست میشد😉😉😉
کتاب رو دوست داشتم و در این حال و هوای سنگین هم سرگرم کننده و یک مقدار خنده دار بود و اما در مورد اخر داستان من احساس میکردم که هر لحظه ممکنه یک چیزی تغییر کنه و این اتفاق نیفتاد در کل خوب بود و نویسنده بسیار شوخ و پر انرژی بود در این داستان
شخصیت پردازی کتاب بسیار ضعیف بود وقتی امتیاز رو دیدم توقع داشتم داستان کتاب حداقل در حد متوسط باشه ولی حتی داستان کتاب هم خیلی معمولی و ضعیف بود این اولین باره که همچین امتیاز و نظری میدم تو کتاب راه به نظرم ارزش خوندن نداشت کتابهایی دیگه هستن که امتیاز زیادی ندارن ولی خیلی بهتر از این کتاب بودن
قلم نویسنده خوب بود، یعنی از اون رمانایی نبود ک صرفا تماااام داستان درمورد چشای شهلایی و آبی دختره و قد و هیکل جذاب پسره باشه😁
ولی نسبت ب خیلی از رمانهای دیگهای ک خوندم داستانِ عادی و تقریبا قابل پیش بینی داشت🌱
نظرم اینه یک خونه که اینهمه سال، داخلش زندگی میکنی کاملا به همه جاش عادت داری حتی چشم بسته. اما خسته کننده بود هربار اتفاقی میوفتاد و اینکه یک شخصیت تو داستان چطور میتونه یکسره بی دست و پا باشه که همیشه بلا سرش بیاد.... نمیشه امتیاز بالایی داد به این کتاب
کتابی بسیار اغراق آمیز بود... شخصیتهای داستان انگار تعادل روانی نداشتن... مرزی بین مهربانی و عصبانیت مخصوصا در مورد یکی از شخصیتهای اصلی داستان وجود نداشت... و اینکه کتابی که میشد در ۲۰۰ صفحه تمومش کرد تا ۵۰۰ صفحه کش داده شده بود... در کل کتاب سطحی بود.
داستان خوب و جالبی داشت... ولی تکرار جمله چپی نگاش کردم خیلی دیگه رو اعصاب بود... و اینکه در اخرداستان میگفت مزاحم تلفنی داره که اصلا مشخص نشد کی بود... واینکه وقتی آذین میدونست که یاسی رقیب زندگیش هستش اون رفتارای بچه گانه خیلییی سطحی و اعصاب خرد کن بود
قلم شیرین و شوخ طبعی نویسنده، خواننده رو جذب میکنه، هیجان داستان خوب بود، لذت بردم
ولی برام سوال شد، چرا نویسنده سعی داشت شخصیتهای اول و دوم داستان رو یکم ناشی نشون بده،
مثلاً نمیتونستن شماره یاسی رو بلاک کنن یا خطشون رو عوض کنن؟؟
این کتاب کتاب بسیار زیبایی بود بطوری کهمن پنج بار کتاب را از اول تا اخر خواندم در عین حالی که خیلی طنز داشت اما داری و خیلی جدی برخود میکرد و همین هم به داستان زیبای خاصی میداد و خواننده دوست داشت دنباله ان را مطالعه کند
شاید بعضی از اتفاقاتی که میوفته زیاد واقعی به نظر نیاد اما خیلی مثبت و شاد هست.
بنظرم تو این روزایی که زندگیها پر تنشه خوندن این قبیل رمانها که اعصاب خوردی نداره و چاشنی طنز همراهشه خالی از لطف نیست.
با احترام به نظر من نویسنده در شخصیت پردازی بسیار ضعیف عمل کرده بود و داستان هم اونقدرها خوب نبود که من رو جذب کنه
از نظر من باید رو متن کتاب بیشتر کار بشه مثلا در بعضی قسمتها جملات اصلا مناسب نبود یا چندین بار تکرار شده بود
عااالی بود، داستان خیلی خوب روایت شده بود و اینکه از زبان و دیدگاه هر دو نفر گاهی گفته میشد هم خیلی خوب بود، جملات طنزش هم که بی نظیر واقعا آدم رو به خوندن جذب میکرد.. لذت بردم و واقعا پیشنهاد میکنم
کتاب جالبی بود آذین دختری که در عشق جسور بود و بلاخره حوادث و اتقاقات هم جوری همراهیش کرد تا به هدفش برسه اما نکته اش برا دخترایی که عاشق میشن هیچوقت دنبال عشق نرین کاری کنین که عشق دنبال شما بیاد
چیزهای ظاهری تعیین کننده این نیستن که ما در کنار چه کسی احساس بهتری داریم... بلکه اینکه چه آدمی رو میتونیم پذیرا باشیم باعث میشه که تعیین کننده خوشحالیمون باشه.
کتاب قشنگی بود ❤️
بسیار ضعیف یه رمان آبکی به درد نخور مگه میشه ۲۲ سالت باشه و هرجا میره یه دردسر بسازه دیگه خیلی رمان بود هر جایی می رفت داریو هم اونجا بود مگه میشه بابامزخرف ترین رمانی که تو عمرم خوندم
نویسنده موضوع و افراد و فضاهاروبخوبی انتخاب کرده وداستان رابه نحوی طراحی کرده که خواننده بدون توقف وبااشتیاق رمان رادنبال کندواصل عشق راطوری بیان کرده که افرادمختلف آن راحس کنند؟
عالی بود واقعا نویسنده خلاقی داره و باحال من رفتم کتابای دیگه ایشون رو هم سرچ کردم و دارم میخونم انگار آدم نفرات قصه هم خانواده میشه و باهاشون هست خلاصه خیلی عالی هستی مهری هاشمی
من واقعا عاشق رمان هستم و دوست دارم رمانهای ایرانی هم بخونم اما متاسفانه با خوندن چندین رمان ایرانی پشیمون شدم همه در یک محتوای یکسان که به شعور آدم توهین میشه
رمان عااااالی بود و فقط میشه گفت لحظه به لحظه ش یه شگفتانه داشت و واقعا ارزش خواندن داشت... آذین شخصیت جالبی داشت و باعث میشد مخاطب به سمت خودش بکشه...