کودکان حین بازی کردن احساسات آزاردهنده و درونی خود را آشکار و تخلیه میکنند. کتاب مدرسهی بازیگوشها نوشتۀ فاطمه مهرجو به کمک بازیدرمانی سعی دارد تا اعتماد به نفس کودک را تقویت کرده و کیفیت رابطه والد و فرزند را بهبود دهد.
دربارۀ کتاب مدرسهی بازیگوشها:
حتماً برای شما هم پیش آمده که روشی را برای اصلاح رفتار فرزندتان به کار گیرید و نهتنها اثربخش نبوده بلکه تأثیر عکس گذاشته و یا در لحظه فرزندتان لجبازتر شده باشد. احتمالاً شما هم مثل اکثریت والدین تا به امروز اطلاعات زیادی در خصوص تربیت فرزند آموختهاید و سعی کردید دلسوزانه و به بهترین شکل ممکن با فرزند خود رفتار کنید.
این کتاب نکات مهمی را یادآور میشود که دغدغه اکثریت والدین است؛ سپس از طریق بازی به سمت بهینهسازی ارتباط والد و فرزند گام برمیدارد زیرا زمانی که افراد رابطهای را ارزشمند بیابند، برای حفظ آن تلاش خواهند کرد. کودک نیز زمانی که در رابطه والد و فرزندی احساس ارزشمندی کرده و لذت بیشتری را تجربه کند، برای حفظ این رابطه تلاش بیشتری خواهد کرد. در نتیجه به قوانین و محدودیتهای والد احترام بیشتری گذاشته و به آنها عمل خواهد کرد.
مطمئناً میدانید که هر چقدر شناخت شما از مخاطبتان بیشتر باشد قاعدتاً تنش رابطه شما نیز کمتر خواهد بود؛ زیرا میدانید که چه چیزهایی او را خوشحال یا ناراحت میکند. در نتیجه سعی میکنید با رعایت آنها به دیگری احترام بگذارید. علیرغم این که همه شما روزی کودک بودهاید اکنون گاهی با کودکی فرزندتان به چالش بر میخورید زیرا هم بخشی از کودکیهایتان را فراموش کردهاید و هم تغییر و پیشرفت دنیای صنعتی باعث تغییر رفتار کودکان نسل جدید شده است.
در نتیجه در این کتاب سعی شده تا شما ابتدا دنیا را از دریچه نگاه یک کودک ببینید و با شناختی که از دنیای او پیدا میکنید در جهت رشد و پرورش صحیح کودکتان قدم بردارید و برای چالشهای فرزندپروری راهکارهایی بیابید.
کتاب مدرسهی بازیگوشها برای چه کسانی مناسب است؟
تمامی پدران و مادران و مدیران مهدکودکها و معلمان مدارس را به مطالعۀ این کتاب دعوت میکنیم.
در بخشی از کتاب مدرسهی بازیگوشها میخوانیم:
زمانی که مادر اجازه خطا کردن به او را نمیدهد، در حقیقت بخش اعظم یادگیری کودک را مختل کرده و کودک برای رفع تمامی نیازهایش محتاج به مادر میشود. در ابتدای نوزادی این وابستگی برای مادر جذاب است اما پس از چند سال مادر دچار فرسایش روحی میشود زیرا حتی لحظهای زمان آزاد برای رسیدگی به علایق خود نخواهد داشت. کودکی که بین یک تا سه سالگی اجازه ندارد خودش آنقدر آزمون و خطا کند تا نحوه صحیح قاشق دست گرفتن و غذا خوردن را بیاموزد، چطور میتواند به یکباره بدون نیاز به مادر خودش غذایش را میل کند. در این مورد مطرح شده مسئله اصلی اضطراب و احساس تنهایی مادر است که باعث شده او بیش از حد نگران طاها باشد و همین رفتارش باعث چسبندگی طاها شده. مادر به دلیل مشغله همسرش سعی کرده است تنهایی خود را با رسیدگی به طاها پر کند اما همین امر جلو رشد طبیعی شناختی - رفتاری طاها را گرفته پس ابتدا باید مسائل مادر را حل و درمان کرده سپس به طاها کمک کنیم تا بتواند بهطور مستقل با آزمون و خطای مکرر کارهایش را به تنهایی انجام دهد.
آرین پسری هشت ساله است که به حرف والدین گوش نمیدهد و به درسهایش نیز چندان توجهی ندارد. پدرش میگوید او از هیچکس حساب نمیبرد و هر کاری دوست داشته باشد انجام میدهد. هر چقدر با او صحبت میکنند گوش نمیکند و در نهایت بحث آنها به مشاجره کشیده میشود. ارتباط آرین با مادرش کمی بهتر است اما به گفتهها و درخواستهای مادر نیز چندان توجهی ندارد. آرین یک خواهر چهار ساله هم دارد که به او حسادت میکند و بارها از والدین گله کرده که چرا به خواهرش بیشتر از او توجه میکنند. آرین و خواهرش گاهی با هم دعوا میکنند و هر چقدر والدین از او خواهش میکنند که به دلیل بزرگتر بودنش او گذشت کرده و جنجال را پایان دهد آرین گوش نکرده و ادامه میدهد.
بله

















