کتاب 150 داستان کوتاه کوتاه: کتابی متفاوت، کلید تحول، راهگشایی تازه، مجموعهای از قصههای آموزندهای است که توسط افرادی نامشخص نوشته شدهاند و تلاش میکنند مفاهیمی اخلاقی و مهم را به شما منتقل نمایند. این مجموعه داستان توسط علی پورعلی دانشور و ابراهیم فرجاد گردآوری شده است.
دربارهی کتاب 150 داستان کوتاه کوتاه:
کتاب حاضر گلچینی از داستانهای بسیار کوتاهی است که نویسندگانی ناشناس در سراسر دنیا با موضوع ایمان درونی به داشتهها و حقایق، عشق به زندگی و... نوشتهاند. علی پورعلی دانشور و ابراهیم فرجاد با جمعآوری چنین آثاری کتاب 150 داستان کوتاه کوتاه را ارائه میدهند و به شما کمک میکنند تا بتوانید مشکلات پیچیده را به سادهترین شکل ممکن حل کنید.
با علی پور علی دانشور بیشتر آشنا شویم:
او در سال 1363 در شهر تبریز به دنیا آمد و از همان دوران کودکی استعدادهای ادبی و هنری خود را نشان داد. دانشور با توجّه به علاقهی خاصی که به رشتهی ادبیات داشت، پس از اتمام دورهی پیش دانشگاهی در مرکز آموزشی فردوسی تبریز توانست وارد دانشگاه شود و در رشتهی ادبیات فارسی تحصیل کند. از وی تاکنون مقالات فراوانی در فصلنامههای معتبر ادبیات فارسی و سایر چاپ شده است و علاقهی خاصی به نویسندگی دارد و از جوانترین نویسندگان آذربایجان به شمار میرود. از میان آثار چاپ شده علی پور علی دانشور میتوان به کتاب معما و چیستان در کلاس درس، پرنیان هفت رنگ سخن( شرح کامل دویست حکایت ادبی و تاریخی)، تاریخ محله جمشید آباد، ضریب هوشی خود را بسنجید، نکتههای شگفتانگیز برای کلاس درس، کلید زندگی در 199 داستان کوتاهِ کوتاه و... اشاره کرد.
با ابراهیم فرجاد بیشتر آشنا شویم:
او در سال 1352 در شهرستان آذرشهر متولد شد و پس از گذراندن تحصیلات مقدماتی با رتبه عالی توانست وارد دانشکده تربیت معلم تبریز گردد. پس از سپری نمودن دورهی کاردانی در رشتهی علوم تجربی، موفق به اتمام دوره کارشناسی در رشتهی برنامهریزی شهری شد و به عنوان معلم در مدارس شهرستان تبریز فعالیت کرد و اکنون حدود 20 سال است که در امر تعلیم و تربیت سابقهی چشمگیری دارد. فرجاد به رشتهی تاریخ و ادبیات علاقهمند است و از میان آثار وی میتوان به فواید مطالعه، 199 داستان کوتاه از نویسندگان ناشناس و... اشاره کرد.
کتاب 150 داستان کوتاه کوتاه مناسب چه کسانی است؟
اگر به داستانهای کوتاه علاقه دارید، مطمئن باشید از این کتاب لذت میبرید.
در بخشی از کتاب 150 داستان کوتاه کوتاه میخوانیم:
یک مغازه دار بخشی از حرفهای یکی از فروشندگانش را خطاب به یک مشتری شنید که میگفت:
«نه، خانم! چند هفتهای است که نداشتهایم و به نظر نمیرسد که به این زودی داشته باشیم».
مغازه دار از شنیدن این حرفها وحشت کرد و شتابان به دنبال مشتری که در حال خروج از مغازه بود دوید و گفت: «خانم! حرف فروشنده صحّت ندارد. مطمئن باشید که ما به زودی مقداری خواهیم داشت. در واقع ما یکی دو هفته پیش آن را سفارش داده ایم!» و بعد از آن فروشنده را به کناری کشید و با عصبانیّت به او گفت:
«هرگز! هرگز! این یادت باشد که ما هرگز به یک مشتری نمیگوییم که چیزی نداریم. حتّی اگر آن را نداشته باشیم راهش این است که بگویی: ما آن را سفارش دادهایم. راستی بگو ببینم او چه چیزی میخواست؟»
فروشنده شانههایش را بالا انداخت و گفت: «باران!»
نکته: تصوّر نکنیم هر آن چه را که دیگران میخواهند دربارهی آن حرف بزنند ما میدانیم.
بله





















