شروع داستان بسیار جذاب و خواندنی بود این یک نکته مثبت برای هر نویسنده ای هست که بخواد کتابش توسط خواننده با عشق خونده بشه. روایت یا سرنوشتی که توسط محمود از دوران کودکی و نوجوانیش گفته شده بسیار زیبا توصیف و شرح داده شده مثلا محمود به حدی زیبا طبیعت رو توصیف میکنه که ادم واقعا با بند بند وجودش ان رو حس میکنه و انگاری که در ان لحظه دقیقا انجا قرار داری. و به نظر من داستان رو هر چقدر که بیشتر ادامه بدی و جلوتر بری جذاب تر و خوندنی تر میشه. این کتاب شامل دو تا زندگی نامه و روایت هستش که واقعا هر دو جذاب و لذتبخش بودن. اما جدا از همه این تعاریف داستان یک جاهایی هم ایراداتی داشت مثلا قسمتهای تخیلی و غیر واقعی اش مثل وجود کوتوله یا مثلا قضاوت درمورد خانم ها که مثلا هر کدوم خوشگل باشن یا زیاد به خودشون برسند حتما جادو جنبلی در کارشون هست و ادمهای بدجنسی هستند و یا مثلا این که چه جوری ممکن هست آلیسا کتاب به ان مهمی رو که از مادر بزرگش به ارث برده به همین آسونی جا میذاره و میره و از طرفی هم تبلیغ زیادش برای گیاهخواری زیاد جالب نبود چون هر کس سلیقه و نظر و طبیعت متفاوتی داره و نظر و روش زندگی هر شخصی هم قابل احترام هستش. و اما نکته مثبت دیگه کتاب ان درسها و قانونهای آموزنده بود که نویسنده آخر کتاب گذاشته. من در کل این کتاب رو خیلی دوست داشتم و تصمیم دارم که کتابهای دیگر این نویسنده رو بخونم. امیدوارم که بقیهی کارهایشان هم به همین قشنگی باشند. با تشکر از نویسنده عزیز.
داستان زیبایی بود من ابتدا فکر کردم که از چندین داستان تشکیل می شود اما وقتی خواندم متوجه شدم که در مورد مردی به نام آنتونی که در سنین میانسالی اش سوار قطار می شود تا به سفر برود و در حین سفر تجربیاتی کسب کند و بتواند کتابی بنویسد زیرا او یک نویسنده است. در قطار با مردی به نام محمود آشنا می شود که در کوپه او هم قطار است آن ها با هم دوست می شوند و آنتونی از او می خواهد که سرگذشت زندگیش را تعریف کند تا بتواند با استفاده از آن یک داستان بنویسد و محمود می گوید به شرطی که تو هم سرگذشت زندگی خود را تعریف کنی. محمود داستان زندگی اش را تعریف کند در واقع او از کودکی تا بزرگسالی سختی های زیادی را کشیده است فقر تنگدستی جنگ شکست عشقی و مرگ عزیزان همه را تعریف کرد سپس آنتونی سرگذشتش را تعریف کرد در واقع آن ها از نظر سختی هایی که در گذشته کشیده بودند با یکدیگر شباهت های بسیاری داشتند و یکدیگر را بسیار خوب درک می کردند. سرانجام محمود گفت هر وقت که کتابت را نوشتی آن را برای من پست کن.
«قطار زندگی» نوشته ی علیرضا باقری، رمانی است که به بررسی تأثیرات جنگ و مفاهیم فلسفی حیات انسان می پردازد. داستان از زبان شخصیت هایی مانند محمود و آنتونی روایت می شود و تجربیات آن ها در دوران کودکی، نوجوانی و بزرگسالی را به تصویر می کشد. نقاط قوت: شروع جذاب و گیرا: داستان با روایتی پرکشش آغاز می شود که خواننده را ترغیب به ادامه ی مطالعه می کند. توصیفات دقیق و زنده: نویسنده با بهره گیری از توصیفات دقیق، به ویژه در به تصویر کشیدن طبیعت، فضایی ملموس و واقعی خلق کرده است. پرداختن به مفاهیم عمیق فلسفی: کتاب با زبانی روان به موضوعات فلسفی و واقعیت های جنگ و حیات انسانی می پردازد و به درک معنا و مفهوم زندگی کمک می کند. نقاط ضعف: کاهش جذابیت در میانه ی داستان: برخی خوانندگان اشاره کرده اند که با پیشروی در داستان، از جذابیت آن کاسته می شود و ممکن است خسته کننده به نظر برسد. عدم تمرکز بر یک خط داستانی مشخص: تعدد روایت ها و پراکندگی در داستان ممکن است باعث سردرگمی خواننده شود و انسجام کلی داستان را تحت تأثیر قرار دهد. جمع بندی: «قطار زندگی» با پرداختن به تأثیرات جنگ و مفاهیم فلسفی زندگی، اثری است که می تواند برای علاقه مندان به این موضوعات جذاب باشد. اگرچه ممکن است در بخش هایی از داستان از جذابیت کاسته شود، اما توصیفات دقیق و پرداختن به مفاهیم عمیق، نقاط قوت این رمان محسوب می شوند.
مزخرف، فکر کنم نویسنده خودش نفهمیده میخواسته چکار کنه داستان بگه، نصیحت کنه، درس بده. بعدشم در پایان داستان کلاس اخلاق گذاشته (توضیح توضیحات)، کناب وقتی ارزش داره که نیازی به توضیح و اضافه نویسی نداشته باشه و خودش در قلبت بشینه. بعد هم معلوم نیست چی رو میخواسته بگه، اعتقادات کورکورانه بده؟ خرافه بده؟ زن خوشکل بده؟ جادو بده؟ و... قصد توهین ندارم اما آقای نویسنده عزیز، تو که بر خرافه پرستی مردم افغان نقد داشتی، این جفنگیات درباره جادو و کوتوله چی بود نوشتی، یعنی خودت هم یکی مثل همون طالبانی یک کم فقط مدرنیزه شدی. داستان از نظر تکنیکی هم مشکل داشت؛ داستان در داستان که نبود، داستان موازی هم که نبود یک تلفیق بی ربط و کلا بی معنی دو داستان مزخرف و بی سر وته بود.
صرف نظر از بخشهای تخیلیش، ایرادات و نقصهایی که بنظرم ناچیز بودن خیلی خوب و آموزنده بود، شاید برای بسیاری از خوانندگان داستانش تکراری باشه اما با اینحال و با وجود اطلاع رسانی و آگاهی بخشیِ مکرر همچنان سطح آگاهی پایینه. هنوز افرادی رو میبینیم که به دعا متوسل میشن برای رسیدن به اهدافشون. برای مثال خانمهایی که میخواستن با دعا همسرشونو به خودشون وفادار و پابند نگه دارن کم نبودن، اون هم بوسیله ی دعانویسی که خودش غرق در مشکلات بود!. نویسنده بسیار خوب جنگ و عواقبش که بی شک و تنها گریبانگیر مردم میشه رو هم بخوبی شرح داده بودن. کتابی که در کنار تخیلات بیانگر واقعیات هم هست. سپاس.
با تشکر از نویسنده عزیز و کتابراه … کتاب خوبی بود شروع خوبی هم داشت. ۱۲قانون آخر کتاب هم عالی بود، و اینکه اثرات جنگ و اینکه یک ملت اول باید به آگاهی درونی برسند که بتونن جامعه رو تغییر بدهند، خیلی خوب توضیح داده شده بود. ولی نویسنده خیلی قضاوت کردن که اینکه زنهایی که آرایش میکنند یا شیک میپوشند دغل بازند و دورو دورنگ!!!! که توی زندگی هر دو نفر این اتفاق افتاده بود و تاکید هم میکردند 😄!!! بعضی جاهای کتاب هم غیر واقعی بود که یه نفر میومد راهنمایی میکرد و …. یا تبدیل شدن خانمه به یه موجود و نجات پیدا کردن محمود!!! ولی در کل خوب بود چون نقاط مثبت بیشتری داشت…
داستان خوبی بود و درمورد دو تا فردی هست که زندگی خود را به نوبت برای یکدیگر تعریف میکنند و یکی از آنها نویسنده هست و میخواهد یک داستان خوب برای نوشتن پیدا کند
داستان به آدم یاد میدهد که چگونه انسان بهتری باشد ولی داخل داستان زیاد از جزئیات محیط اطرافشان سخن گفته شده بود به خصوص وقتی آلتن زندگی خود را روایت میکرد و اینکه وسط خاطره آنها شروع به تعریف محیط میکرد که این من رو خیلی اذیت میکرد وای کاش نویسندهها بگذارند فضای اطرافشان را خودمان تصویر سازی کنیم یا لاقل کم از فضا صحبت کنند و اینکه این تعریف فضا خیلی داستان را طولش داد
ادبیات داستان خیلی برام جالب نبود مخصوصا قسمتهایی که با خرافه و تخیل همراه بود در کل داستان فقط یک پاراگراف برام جالب بود"تا وقتیکه انسانهای نادان وجود دارن که منتظر یک ناجی برای حل مشکلاتشون هستن افرادی هم پیدا میشن که در رنگها و لباسهای گوناگون بخوان به اونها حکومت کنن" کلا معلوم نبود هدف کتاب داستان، زندگی نامه است، آموزش اخلاقه یا تخیلیه؟ نویسنده همزمان چند موضوع بی ربط رو سعی کرده به هم مرتبط کنه و اونها رو کنار هم قرار بده اما فکر میکنم موفق نبوده. به هر حال تلاش و جسارت نویسنده قابل ستایش و تقدیره.
در نگارش یک کتاب همواره باید همه اصول رو رعایت کرد، وقتی جلد کتاب رو دیدم گمان کردم یک کتاب ماجراجویانه رو قراره بخونم اما بعد متوجه شدم اصلا به این صورت نیست
در این کتاب نویسنده از ادبیات اندرزی و تعلیمی استفاده کرده بودند اماای کاش قسمتهای تخیلی کتاب رو حذف میکردید
در بعضی از قسمتها در مورد یک مطلب توضیحات زیادی داده شده بود، در صورتی که شاید همون ۱ یا ۲ صفحه کافی بود (مثل ضررهای جنگ)
در انتقال احساس از نویسنده به خواننده بسیار عالی عمل کرده بودید
{بهتون پیشنهاد میکنم این کتاب رو حتما مطالعه کنید}
داستان خوب شروع شد و بعد کمی بسیار توهمی و غیرواقعی ادامه پیدا کرد، به نظرم فقط فصل آخر داستان و دوازده قانونی معنوی خوب بود، ضمنا تزریق افکار و باورها هم به این شیوه کار جالبی به نظر نمیرسه (فواید گیاهخواری).
بعد از دو اثر دیگه که از این نویسنده عزیز مطالعه کرده بودم، با وجود اینکه این داستان هم خوب شروع شده بود و میتونست خیلی پربارتر از این هم باشه متاسفانه اثر ضعیفی بود.
با سلام هنرنویسنده این است که داستان را طوری شروع کند که کشش داشته باشد و این داستان این ویژگی راداشت اینکه شخصیتهای داستان باتوکل به خدا وانجام کارهای خوب مشکلاتشون معجزه آسا حل میشد رادوست داشتم اما بعضی عقایدشون مثل اینکه زنان زیبایاخوش پوش همه زنان مشکل دارهستن یاجادووجنبل راقبول نداشتم ودرشان انسانهای باسوادوبافرهنگ نیست که این عقایدراداشته باشن. نویسنده قلم خوبی داشت ودوست دارم بقیه کتابهایش را بخوانم. باتشکرازکتابراه
سلام بد نبود اگه بیشتر تلاش کنید بهتر خواهد شد دراین کتاب نویسنده ناخود اگاه قضاوتیهایی در مورد زنها داشته هر زنی که ارایش میکند یا به خودش میرسد دلیل بر پلید بودنش نیست درباره دعا و چیز خور کردن که تو ایران ما به وفور هست کم نیستن کسانیکه برای رسیدن به هدف به چنین کارهایی دست میزنند بعضی از قسمتهای کتاب تخیلی بود بعضی جهات قضاوت داشت بعضی جهات عرفانی ناامید نباشید حتی شکست شروع یک پیروزیست کتابتان هم بدنیست میتونه بهتر باشه
نمی دانم نظر نویسنده از نوشتن این کتاب چه بوده، ولی درهر حال کاملا ناموفق است
یک کتاب خسته کننده، بی محتوا و سردرگم با کلی توضیحات اضافی اخلاقی و ظاهرا فلسفی و حتی اموزش گیاهخواری
ولی توجه این نویسنده عزیز را به یک نکته خیلی مهم جلب میکنم:
کسی که اعتقاد دارد راه نجات انسانها از مسیر اگاهی، و دوری از تعصبات و خرافه میگذرد، چطور ناگهان خواننده خود را به پرتگاه خرافات و جادو و این قبیل مزخرفات میاندازد
داستان های کتاب قطار زندگی اثر علیرضا باقری مجموعه ای است سرشار از زندگی، حقیقت، عشق، جدایی، دلتنگی و ماجراهای شگفت انگیز که در لابه لای کلمات کتاب گنجاده شده اند. کتاب قطار زندگی برای روح انسانی نوشته شده که آماده دریافت نور و حقیقت است. همراه با نویسنده در کوپه های قطار، زندگی و عشق را تجربه کنید و بگذارید زیبایی و شیرینی داستان ها همراه با حقیقت شما را به سرمنزل اوقاتی خوب و پر از شگفتی و درس برساند.
اگر با دقت به متن داستان توجه کنید به نکات ظریفی از واقعیتهای زندگی دست پیدا میکنید در لابلای تخیلات واقعیتهای زندگی را میبینیم که خیلی اوقات در شلوغی روزمرگیهای زندگی به آنها توجه نکرده و بی تفاوت از کنار آنها رد میشویم نویسنده ما را به توجه به عمق زندگی و نگاهی دقیق تر به اعماق ان هدایت میکند به دوری از رنگ و لعاب ظاهری انسانها و توجه بیشتر به باطن که امروزه کمتر مورد توجه قرار میگیرد ممنون از زحمات شما
خوب بود و ممنون از نویسنده عزیز بابت این کتاب
چون هر چقدر کتاب خوب یا بد باشه زحمات شما ماندگار و تاثیر گذار پس نومید نشد و ادامه بدین مطمئنم بهتر از اینم میتونه باشه😊
من سه امتیاز کم میکنم
چون کتاب اون طور که باید پیش میرفت نرفت و یکم خسته کننده و غیر واقعی شده بود دیگه تا یه جاهایی جذابیت خاصی نداشت
و اون دو امتیاز فقد بخاطر زحمات شما و اینکه این کتاب رو رایگان در اختیار دیگران گذاشتین🌹🙂
خوب بود ولی تا حدودی اتفاقات درون آن دور از واقعیت بودند و برای خواننده کتاب درک و قبول آنها به عنوان واقعیت سخت است به نظر من این حقایق تا حدودی میتواند در زندگی باشد مثل معنویت آنتونی ولی معنویت و این که یک نفر باشد که به تو پول بی زحمت دهد جز حقایق زندگی نیست انسان واقعی و موفقیت حقیقی همیشه با تلاش است نه یک نفر برای ترقی تو یکدفه پیدایش شود و پول آماده دهد این به دور از عقل است.
راستیتش کسل کننده بود موضوع ها هیچ ربطی بهم نداشتن یه جاهایی خیلی تکرار صورت می گرفت و یه جاهایی آدم مغزش قفل می کرد متوجه نمی شد که دقیقاً داره چه ژانر کتابی و میخونه بعضی اتفاقاتش هم مسخره و غیر قابل درک بود و اگر این ها رو تو ژانر فانتزی تخیلی به کار میبردند شاید قابل درک میشد اما وقتی داستان خیلی جدی پیش میره پس نمی تونه مخاطب رو به خودش جلب کنه
با عرض سلام وخسته نباشین و تشکر فراوان از مجموعه کتابراه عشق سرشار از درد و لذت و شوق نشاط به زندگی مفهوم درک درست از دوست داشتن عشق ورزیدن و چگونگی زندگی و. فشار خود را برای معشوقه تغییر دادن واقعا آدم از این همه قدرت قلم نویسنده به شوق میاد ک چگونه عشق رو توصیف کرده خودت رو توی داستان میبینی و با خط به خط داستان همراه میشی مرسی و تشکر و سپاس فراوان
خب کتاب شامل دو تا داستان میشه که بنظر من اولی که زندگینامه افغانیه هست گیرا تره تا اون یکی، و راجب دعا نویسی و چیزخور کردن بگم که ایران دومین کشوری هست که شمار دعا نویسی توش خیلی زیاده و این اتفاق واسه خوده من افتاده و کاملا باورش دارم که هم روح رو اذیت میکنه و هم جسم رو... ولی اوایل کتاب خیلی جذاب تر بود برام، هرچی به آخرش نزدیک میشد سرد میشد.
کتاب ضعیفی بود و اینکه مثلا اگه زنی آرایش میکنه یا زیباست ذاتش بد یا جادو میکنه واقعا مسخرست اصلا نتونسته هدفش از نوشتن این رمان بیان کنه، همینجوری شروع کرده به نوشتن واصلا جمع بندی خوبی نداشت. آخر سرم اون ۱۲ قانون که آورده بود آخه نیاز نیست که میتونست تو خود متن رمان بگنجونه. بر خلاف اسمش متنش خوب نبود
به نظر من شروع خوبی داشت ولی من چنتا انتقاد دارم اول اینکه همهی زنان بدجنس و شیطانی زنانی زیبا شمرده شدن و زنان معمولی و ساده به شکل فرشتهها توصیف شدن دوم اینکه شخصیتها تمام موفقیتشونو مدیون وحی و فرشتهی نگهبانشون هستن و اگه همه چی به خودشون واگذار میشد شاید از منم وضعیتشون افتضاح تر میشد ولی در کل بد نبود و پندهای آموزندهای داشت
واقعا اموزنده است وب نظر من تمام مردای امروز لازمه این کتابو بخونن, دنیای امروز ما پراست از زنان جادوگری ک با حقه وظاهر سازی وتبلیغات خیلی از زندگیارو نابود کردن ودارن نابود میکنن, خسته نباشید ب نوسیندهی این کتاب پرمحتوا, واز نظر عرفانی خیلی ب خودم کمک کرده چیزای زیادی یاد گرفتم, 🙏🙏حتما بخونید
به معنای کلمه عالی بود. من از این کتاب خیلی چیزها آموختم عشق حقیقی، دوست داشتن، کمک کردن، قانونهای معنوی، صبر، پاک بودن روح با انجام کار خوب، بازگشت از ظلم کردن، وابسته نبودن، آهستگی و پیوسته گی و...
پیشنهاد میکنم حتما آن را بخوانید. در زندگی به شما این کتاب کمک شایانی میکند سپاس از نویسنده خوب آن
از نظر من نویسنده ایرانی و کم تجربه است که به نظر میرسد در اوایل نویسندگی به سر میبرد نظر خوانندگان را خواندم نظرهای بسیار شیوا و متین داشتند ولی ما ایرانیها باید از نویسندگانی همچون آقای باقری حمایت کنیم که همچون آقای استیونسون بار بیایند من با کمال افتخار به این نویسنده و کتابش 5 ستاره میدم.
توضیحاتی که گوگل برای کتاب آورد داستان های کتاب قطار زندگی اثر علیرضا باقری (سریتا) مجموعه ای است سرشار از زندگی، حقیقت، عشق، جدایی، دلتنگی و ماجراهای شگفت انگیز که در لابه لای کلمات کتاب گنجاده شده اند. کتاب قطار زندگی (Train of life) برای روح انسانی نوشته شده که آماده دریافت نور و حقیقت است
برعکس بقیه من عاشق این کتاب شدم از نویسنده بسیار بسیاار ممنونم من دوست دارم از رمان خوندن یاد بگیرم و به شدت این کتاب دوست دارم از نویسنده عزیز میخوام به سبک ادامه بده و به نوشتن ادامه بده من کتابهای شما رو خیلی دوست دارم بازم از تمام کارکنان کتابراه ونویسنده عزیز ممنونم
هر دو طرف دچار زن هابی شدن با جادو و این چیزها که به خوردشون بدن بعد خودشون قبلش یا بعدش یه غذای دیگه بخورن. الیسا و خواهرش. مرضیه و راضیه. بعد تا اومد رییس مجلس شد. بعدش رئیس جمهور شد و در همین حال هر روز خرید و کافی شاپ بود. خداییش چی مصرف کردین که این داستان رو نوشتین
یک کتاب با تمام معنا خودم در افغانستان هستم و زندگی پر از ماجرای ریس جمهور کشورم را درک میکنم واقعاََ خیلی درد آور است که هر روز را با گریه مادر، گریه خانم و گریه پدر آغاز کنی و فقر نیز از جمله مشکل بسیار بزرگ است توصیه میکنم یکبار بخوانید
کتاب خوبی بود ولی سلیقه همه نیست... یک جاهایی منظور رو درست به مخاطب القا نمیشه. در عین حال بعضی جمله ها یا پاراگراف ها نیاز به وقت گذاشتن و فکر کردن داره.. من این سبک داستانی رو دوست دارم اما خیلی میتونست بهتر باسه ابن کتاب.. سپاس از کتابراه که بهترین هستید🙏❤
من این کتاب را خوندم و خیلی باهاش ارتباط گرفتم. وقتی تمثیل قطار و مسافرها رو توضیح می داد، واقعاً حس کردم داره درباره زندگی خودم حرف می زنه. بعضی آدما واقعاً فقط یه ایستگاه کنارمونن و بعد میرن، و این کتاب کمک کرد راحت تر این رفتن ها رو بپذیرم. کتاب خوبی هست
تخیلی انگار واقعی!
درکل میشهی بار خوندش
ولی مثل اینکه نویسنده خیلی از جادو جنبل آسیب دیده اکثر اتفاقای بد در داستانشو به جادو و این چیزا ارتباط داده، من کاملا جادو رو رد نمیکنم چون مصداقشو به عین دیدم اما دیگه نمیشه گفت اکثر مشکلات به دلیل جادوست.
کتاب خوب بود مطالب بسیار پر مفهومی در کتاب وجود داشت که باعث آگاهی آدمیان میشد
و در داستان چیزهای توهین آمیزی در داستان وجود داشت اما به نظر من قصد اگاهی و هوشیاری در شناخت بود کسی نمیتواند در ظاهر آدمها را قضاوت کند آن هم برای شناخت یک زن غیر ممکن است
داستان خوب بود ولی اوایل که شدوع شد انتظار چیز دیگهای میرفت اما در فضای خیالی ادامه پیدا کرد. نقطه ضعف بزرگ داستان به سحر و جادو شدن به یک روش، و کلا شبیه بودن زندگی مشترک شخصیتهای داستان به هم بود که قابل قبول نبود،، ولی اخر کتاب چند پند دارد که خوب است
عالیهههههه خیلی داستان جذاب و آموزندهای بود من وقتی این کتاب رو خواندم بخشی از اتفاقات زندگی خودم رو که تجربه کرده بودم بود نوشته بود به طور واقعی باید بگم که اون مرد مثل من همه اینار رو تجربه کرده بودم به سختی ازشون گذشت
به نظرم کتاب ضعیفی بود و نشر خرافه پرستی بود البته ۱۲ دیدگاهش خوب بود ولی در کل کتاب از تاثیر جادو جمبل و درست بودن آنها خیلی صحبت کرده که در زمانی که ما زندگی میکنیم هر بچهای میدونه که فقط انسانهای ناآگاه و بیسواد به جادو اعتقاد دارند.
عالیه، جمله قشنگ داره که، هرکس اگر خودش را تغییر و دگرگونی کند کل جامعه به مرور تغییر میکند، توسعه مییابد، اما اگر منتظر باشیم با تغییر دیگران اوضاع جامعه را تغییر بدهند هرگز موفق نمیشویم و به توسعه نمیرسیم.
کتاب خوب بود در کل برای من که بیاد آورنده خاطرات کودکی و پر از درسهای برای رسیدن به آرامش روحی ولی بعضی قسمت هایش البته برای من حال به هم زن بود (در مورد خیانت همسران...) یعنی زیادی غیر واقعی بود ولی در کل خوب بود
کتاب خوب و آموزندهای بود، بعضی قسمتها بنظرم زیاد به حواشی پرداخته بود. بخش آخر کتاب که نصایحی به خواننده گفته بود رو خیلی دوست داشتم... در کل پیشنهاد میکنم حتی برای یکبار هم شده این کتاب رو بخوانند.
کتاب از نظر محتوا بسار ضعیف است
و قدرت تخیل نویسنده بسیار ضعیف و بچگانه هست و نمیتونه که شنونده یا خواننده را جذب کنه، خیلی خسته کنندت و ضعیف است کتاب و اصلن پیشنهاد نمیکنم این کتاب را
کتاب بسیار ضعیفی هست. نویسنده سعی کرده تخیل و توهمات رو واقعی جلوه بده و خرافه پرستی رو رواج بده. مطمئنا هر زن زیبایی جادوگر نیست و هر زن سادهای هم فرشته نیست. اصلا کتاب جالبی نیست.
کتاب خوبی بود من خوشم اومد با اینکه نویسنده سعی کرده بودتخیل رو واقعی نشون بده ولی کاملا معلوم بود که داستان کاملا تخیلیه و بعضی جاها کمی واقعیت قاطیش کرده😊😊ولی در کل کتاب خوبی بود 🌻🌻🌻
عالی بود. چون واقعیتهایی رو بیان میکنه که شاید در دنیای امروزی خیلی از افراد صاحب مقام و پولدار از بیان اون مطالب خودداری میکنن. به خصوص که از زبان خارجیها به خصوص اروپاییها باشه.
هنوز کتاب رو تموم نکردم ولی چیزی که خیلی راجع به این کتاب توجهام رو جلب کرد این بود که بعضی جملات کتاب مفاهیم بسیار نابی رو اموزش میداد و خب راجع به عشق ورزیدن به هم نوع بود
این کتاب با متنی روان واقعیت جنگ و حیات ادمی را برای خواننده نشان میدهد و بسیار دلنشین و جذاب بود. و نیز کتاب فلسفی بسیار روان و قابل فهمی بود و به درک معناومفهوم زندگی کمک میکند
مجموعه داستانهای ک نکاتی را به ما یادآور میشود زندگی کردنی هدیه است پس باید از این هدیه به خوبی استفاده بشه و تنها چیزی ک ما داریم زندگی پس چرا باید خرابش کنیم
وقتی زندگی اون نویسنده هم مثل زندگی رئیس جمهور سابق افغانستان پُر از زنهای مختلف و جادوگریهاشون و معده دردهاشون بود یعنی یه داستان دوبار تو کتاب تکرار شده.
کتاب جالبی بود واقعیتهای زندگی رو بیان میکرد با آمیزهای از خیال و پیام مهم کتاب این بود با عشق پاک و به دور از هوس زندگی کنید و هدف اصلیتون خدا باشه
من خیلی این کتاب رو دوست داشتم
این یه سری حقیقتهای شیرین و قشنگ زندگی رو نشون میده
بردباری، عشق وعلاقه، یاری رسانی و....
پیشنهاد میکنم حتما مطالعه کنید.
کتاب خوبی بود ولی توضیحات اضافهای که داشت از جذابیت داستان کاسته بود و خسته کننده کرده بود برای کسانی که به رمانهای عاشقانه ایرانی علاقه دارند مناسب است