لیست خطرهایی که والهالا را تهدید میکند تمامی ندارد. کتاب مگنس چیس و چکش ثور از ریک ریوردان ماجرای گم شدن سلاح معروف خدای رعد و برق و تلاش مگنس و دوستانش برای یافتن آن است. کتاب حاضر که جلد دوم این مجموعه به شمار میآید، پس از انتشار با استقبال بالایی مواجه شد و توانست جایزه Stonewall سال 2017 را برای ادبیات کودک و نوجوان به دست آورد.
درباره مجموعه داستان نوجوان مگنس چیس و اساطیر آسگارد:
داستانی هیجانانگیز، فانتزی و البته کمی خندهدار. مجموعه مگنس چیس و خدایان آسگارد (Magnus Chase and the Gods of Asgard) یکی دیگر از آثار ریک ریوردان با موضوع اسطورههای ملل است. ریوردان این بار به سراغ افسانههای مردم اسکاندیناوی رفته و دنیای خیالی خود را بر پایه اسطورههای نورس بنا کرده است.
به دلیل موج آثار سینمایی ابرقهرمانی که در سالهای اخیر به راه افتاده احتمالا اسم آسگارد (محل زندگی خدایان اسکاندیناوی) برای افراد بسیاری آشناست، اما مجموعه مگنس چیس و خدایان آسگارد چیزی فراتر از بیان داستانهای قدیمی است. ریوردان دنیای مدرن را به روشی جالب با اساطیر نورس گره زده: مگنس چیس پسری تنها است که در خیابان زندگی میکند. در روزهای نزدیک به تولد شانزده سالگیاش متوجه میشود که گروهی غریبه در جستجوی او هستند و در تعقیب و گریزهای فراوان جانش را از دست میدهد. اما این پایان داستان نیست، مگنس چشمانش را در والهالا باز میکند، دنیای بعد از مرگ مردم اسکاندیناوی که به جنگجویان و سلحشوران تعلق دارد و در آن جا با خدایانی مانند ثور و لوکی ملاقات میکند.....
تا امروز سه جلد از مجموعه مگنس چیس و خدایان آسگارد منتشر شده است: شمشیر تابستان (این کتاب در زبان فارسی به نام اصلی مجموعه شناخته میشود)، چکش تور و کشتی مردگان. ریک ریوردان با شوخطبعی خاص خود و دانش بالایش از جهان اسطورهها، داستانی جذاب خلق کرده که توجه هر خواننده فانتزیپسند را جلب میکند و مطالعه آن لحظات شاد و سرگرم کنندهای برای شما رقم میزند.
موضوع کتاب مگنس چیس و چکش ثور:
چند هفته از بازگشت مگنس و دوستانش از ماجراجویی بزرگشان میگذرد. اگر این واقعیت که مگنس در دنیای انسانها به دنیا آمده و در خیابانهای بوستون بزرگ شده را در نظر بگیریم، او خیلی خوب با زندگی در هتل والهالا کنار آمده است. حالا او چند دوست خوب از میان همکلاسیهایش پیدا کرده و با وظیفهشناسی مانند بقیه جنگجویان، خودش را برای راگناروک آماده میکند. اما اگر فکر میکنید کتاب مگنس چیس و چکش ثور (Magnus Chase and the Hammer of Thor) فقط شرح خوشگذرانیهای دوستانه و تمرینهای نظامی است اشتباه میکنید.
تقریبا هیچچیز در جهان نه گانه خدایان نورس وجود ندارد. دو تن از دوستان صمیمی او ناپدید شدهاند، چکش ارزشمند ثور مفقود شده و علاوه بر این مشکلات انگار دیگر نظم و آسایشی در این دنیا وجود ندارد. ریک ریوردان در جلد دوم از مجموعه محبوب مجموعه مگنس چیس و اساطیر آسگارد، به خواننده نشان میدهد که دشمنان والهالا از هیچ فرصتی برای آسیب زدن به ساکنان آن غافل نمیشوند. مگنس و همرزمانش تنها مدافعان این دنیا هستند و باید خودشان را برای هر حادثه ناخوشایندی آماده کنند، اما چه اتفاقی میافتد اگر خود مگنس دلیل به وجود آمدن این آشوب باشد؟
جوایز و افتخارات کتاب مگنس چیس و چکش ثور:
- جایزه کتاب Stonewall برای ادبیات کودکان (2017)
- نامزد جایزه Goodreads برای کودکان و نوجوانان (2016)
کتاب مگنس چیس و چکش ثور مناسب چه کسانی است؟
مطالعه این داستان سرگرمکننده به تمام نوجوانان علاقهمند آثار فانتزی توصیه میشود.
درباره ریک ریوردان بیشتر بدانیم:
ریک ریوردان (Rick Riordan) نویسنده داستانهای فانتزی است که توسط منتقدان قصهگوی خدایان نامیده شده است. او یکی از نویسندگان پرفروش نیویورکتایمز است و با انتشار مجموعه داستانهای پرسی جکسون توانست شهرتی جهانی به دست آورد.
در بخشی از کتاب مگنس چیس و چکش ثور میخوانیم:
منطقهای که برای زندگی پس از مرگتان انتخاب میکنید، اهمیت زیادی دارد.
مثلاً مخارجِ مُردگی کردن در آخرتهای خارجِ شهر مثل فولکونگر و نیفلهایم پایینتر است؛ اما ورودی میدگاردِ والهالا درست وسط شهر در خیابان بیکِن و روبهروی کامِن قرار گرفته. از آن جا میتوانید بهراحتی تا بهترین مغازهها و رستورانهای شهر قدم بزنید و کمتر از یک دقیقه تا ایستگاه متروِ خیابان پارک فاصله دارید!
والهالا بهشتی برای همهی نیازهای وایکینگی شماست.
(خیلهخُب بابا، ببخشید! به مدیر هتل قول داده بودم کمی برایشان تبلیغ کنم... اما خُب برگشتن به خانه، واقعاً آسان بود.)
بعد از اینکه یک بسته قهوهی اسپرسو با روکش شکلاتی خریدم، از میان پابلیک گاردن و از کنار خوابگاه قدیمیام - زیر پُل پیادهرو - رد شدم. چند مرد با موهای جوگندمی روی کیسهخوابهایشان نشسته بودند و غذاهایی را که از سطلآشغال پیدا کرده بودند، با یک سگ کوچک قسمت میکردند.
گفتم: «سلام رفقا!» و بارانی اوتیس را همراه کلاهش و هرچه پول آدمیزادی که داشتم - چیزی حدود بیستوچهار دلار - به آنها دادم. «روز خوبی داشته باشین.»
آنقدر تعجب کرده بودند که نتوانستند جوابی بدهند. به راهم ادامه دادم، اما حس میکردم تبری سینهام را شکافته است.
فقط بهخاطر اینکه دو ماه پیش بهدست یک غول آتشین به قتل رسیده بودم، حالا میتوانستم در رفاه زندگی کنم؛ اما آنها و سگ کوچکشان، باید از میان زبالهها غذا پیدا میکردند. عادلانه نبود...
بله





























اما توی این کتاب جبران کردم چون واقعا ازاین داستان لذت بردم....
اینقدر داستان کتاب جذاب بود که بعضی مواقعکلا زمان از دستم درمیرفت!!!
بخون تا ببینی بانظر من موافقی یانه؟؟!!
که مطمئنم هستی.