کتاب طلوع ماه با هفت قانون طلایی نوشتۀ عبدالحسین حقبین، به مبحث شادی و آرامش ذهنی در اشعار کهن میپردازد و این دو موضوع را از جنبههای قرآنی مورد بررسی قرار میدهد.
دربارهی کتاب طلوع ماه با هفت قانون طلایی:
هدف از این نوشتن این کتاب، یادآوری و شناساندن تواناییهای انسان است. با استفاده از این قدرت، انسان میتواند به آرامش و شادی برسد. چیزی که همواره بشر در پی آن بوده و در آینده نیز خواهد بود. این موضوع با نگاهی به اهداف و انگیزههای رویدادهای تاریخی و بیشتر جنگها و اختلافات انسانها مشخص میشود. همچنین، آمار مصرف انواع مواد مخدر و مشروبات الکلی و مانند آن، این مطلب را تأیید میکند.
از سوی دیگر، بروز مشکلات گوناگون در جوامع که منجر به وارد شدن انواع تنشها به انسان میشود، انسان را ناگزیر میسازد که برای جلوگیری از به خطر افتادن سلامتی خود از روشهایی گوناگون استفاده کند.
امید است این کتاب همچون دارویی شفابخش برای درمان مشکلات انسانها و بالا بردن آستانه تحمل آنها عمل کند تا بتوانند مسیر دنیا را با سلامتی، آرامش و شادی طی کنند و در زندگی خود و دیگران خلاقیت و ابتکار ایجاد کنند.
در این کتاب تلاش شده است تا از 3 دیدگاه به این موضوع نگریسته شود. به این صورت که در ابتدای هر فصل از دیدگاه علمی به شرح موضوع با ذکر شماره منبع علمی پرداخته میشود و سپس دیدگاه بزرگان ایرانی به صورت اشعار با توضیحات مختصر و در آخر شواهدی از آیات قرآن با ترجمه مهدی الهی قمشهای آمده است.
کتاب طلوع ماه با هفت قانون طلایی برای چه کسانی مناسب است؟
این اثر برای افرادی که در جستوجوی شادی و آرامش درونی هستند بسیار سودمند خواهد بود.
در بخشی از کتاب طلوع ماه با هفت قانون طلایی میخوانیم:
ذهن انسان دارای قدرتهایی شگفتانگیز است. یکی از مهمترین قدرتها، قدرت تصویرسازی است. دانشمندان به این نتیجه رسیدهاند که ذهن در نهایت قادر نیست آن دسته پیامهای عصبی را که مغز برای تجربه واقعیت به کار میبرد و آن دسته را که برای تخیّل کردن درباره واقعیت به کار میبرد را از هم تشخیص دهد، ولی هر دو تأثیر بسزایی بر ارگانیسم انسانی میگذارند. تأثیری چنان قوی که قادر است دستگاه ایمنی بدن را برهم زند، تأثیر داروها را دو برابر یا به عکس از میان بردارد، زخمها را با سرعتی شگفتآور شفا بخشد.
این موضوع با انجام آزمایشهای گوناگون روی انسانها به ویژه بیماران به اثبات رسیده است. به گونهای که تصویرسازی میتواند هم بیماری را درمان کند و هم آن را سبب شود و یا اثر دارونماها به وسیله پزشکان متعددی مورد آزمایش قرار گرفته است. به گونهای که خوردن یک دارونما ممکن است به خوبی همان تأثیری را ایجاد کند که داروی واقعی ایجاد میکند و بر عکس خوردن داروی واقعی ممکن است هیچ تأثیری بر جا نگذارد.
عاملهای گوناگون دیگری از جمله ایمان و باورهای فردی و فرهنگی و طرز رفتار اطرافیان به ویژه پزشکان نیز میتوانند در روند بهبودی اثر مستقیم داشته باشند.
همچنین، اثر مهم فکر بر بدن انسان توسط عصبشناسان مورد بررسی قرار گرفته است. برای مثال، این دانشمندان کشف کردند که در فرآیند فکر، مولکولهایی به نام "نوروپپتاید" در بدن ساخته میشوند. این کشف مهم نشان داد که فکر (به عنوان کمیتی غیر مادی) سبب پیدایش مولکول شیمیایی که کمیتی مادی است میشود. پژوهشهای بعدی نشان دادند که این مولکولها افزون بر مغز در گلبولهای سفید (سیستم ایمنی) نیز ساخته میشوند. نوع این مولکولها بسته به نوع فکر تغییر میکند. فکر زیبا مولکولهای سالم و فکر بد مولکولهای ناسالم به وجود میآورد. در نتیجه ذهن هر انسان تأثیری مهم در ساختن و پرداختن جسم وی و نیز سلامتی یا بیماریاش دارد.
بله























