کتاب دختری از جنس تابستان نوشتهی طهورا دهقانی سرهنگچه، دربردارندهی داستانهای کوتاه و جذاب با موضوعاتی متفاوت است که هرکدام از آنها عواطف شما را با خود همراه خواهد کرد.
کتاب دختری از جنس تابستان برای چه کسانی مناسب است؟
خواندن این کتاب به دوستداران ادبیات و داستانهای کوتاه پیشنهاد میشود.
در بخشی از کتاب دختری از جنس تابستان میخوانیم:
دو روز مانده به پایان جهان... تازه فهمید که هیچ زندگی نکرده است... تقویمش پرشده بود و تنها دو روز خط نخورده باقی مانده بود... پریشان شد و آشفته... عصبانی نزد خدا رفت تا روزهای بیشتری از او بگیرد... داد زد و بد و بیراه گفت... خدا سکوت کرد
جیغ زد و جار و جنجال راه انداخت... خدا سکوت کرد... آسمان و زمین را بهم ریخت...
خدا سکوت کرد... کفر گفت و سجاده دور انداخت... خدا سکوت کرد... دلش گرفت و گریست و به سجاده افتاد...
خدا سکوتش را شکست و گفت عزیزم، اما یک روز دیگر را نیز به بدوبیراه و جاروجنجال از دست دادی... لااقل بیا و این یک روز را زندگی کن...
لابه لای هق هقش گفت: اما با یک روز... . با یک روز چه میتوان کرد؟!
خدا گفت: آنکس که لذت یک روز زیستن را تجربه کند گویی هزار سال زندگی کرده و آن که لیاقت بندگی را نداشته، هزار سال هم بدردش نمیخورد... آنگاه سهم یک روز زندگی را کف دستانش ریخت و گفت: حالا برو و یک روز زندگی کن... او مات و مبهوت به زندگی نگاه کرد که چگونه در گودی دستانش میدرخشید... اما میترسید راه برود... میترسید حرکت کند... میترسید، زندگی از لابلای انگشتانش بریزد... قدری ایستاد و بعد با خود گفت: من که فردایی ندارم، نگه داشتن این زندگی به چه دردی میخورد؟ چه فایدهای دارد؟
بله

















