سلام. ممنون بابت مطالعه کتاب. اول داستان به این شکل نبود، اما متاسفانه وزارت ارشاد دوبار اخطار داد و اگر برای بار سوم میشد دیگه اجازه چاپ نمیداد. اصلا دختر و پسر (میلاد و درسا) باهم ازدواج نکرده بودند و فقط دو دوست بودند که از طریق نت باهم آشنا شدند. خواستم اینو اینجا بگم که بعد از دو سال تونستم اجازه چاپ بگیرم و متاسفانه سختگیریهای بسیار زیادی در این مسیر وجود داره. بازم تشکر میکنم از اینکه مطالعه کردید. با تشکر یسری صداقت
خیلی خیلی رمان پر احساس و زیبایی بود.
انگار دارید فیلم نگاه میکنید. اینقدر خوب نوشته شده. کاش یک فیلم ساز میومد فیلمشو درست میکرد. تبریک میگم به نویسنده این کتاب. اگر شروع کردید تا تمومش نکنید نمیتونید بلند بشید. پیشنهاد میکنم حتما بخونید.
از نوسنده عزیز بابت کتاب تشکر میکنم. کتاب فقط اینکه خیلی سریع بهموضوعات واتفاقات داستان پرداخته شده بودودیگه اینکه درسته که داستان تخیلی هست اما بعضی چیزها از جمله ازدواج سریع دختر داستان. حل معماها به سرعت وبدون تفکرودرکل سرعت پیشرفت وعجله تی که تو بیان داستان بود از نظرم خوب نبود
خیلی ضعف داشت. تنها مورد خوب همون ایدهی اصلی داستانه که اتفاقا همین ایدهی اصلی هم ضعفهایی داره. اتفاقات نه فقط در ابتدا بلکه در کل داستان به سرعت باد حرکت میکردن، فضاسازی صفر، معماهایی بی پاسخ موندن، نبردها شبیه نبرد کودکان با شمشیرهای پلاستیکی ناباورانه بود.
میتونست بهتر باشه. اول داستان جالب به نظر میرسید. اما هرچی پیشرفت بدتر شد یعنی داخلش خلاقیت بکار نرفت. اما دست نویسنده درد نکنه داستانش بد نبود ولی باور کنید من که ۱۱سالمه تخیلم بیشتره و اینم اضافه کنم که خیلی سریع پیشرفت اما از چتهای میلاد و درسا خوشم اومد😊
کتاب گیرایی داره که بخونیش اما قلم عالی نیست بعد برداشت من این بود که مناسب سن نوجوانه اما جاییش ندیدم اشاره کرده باشه کتاب رو هم بیشتر رو شناخت قبلیم با نویسنده انتخاب کردم که بخونم هم دوره راهنماییم بود