کتاب یادگیرنده حرفهای شو - جلد اول: مبانی نوشتۀ محمد کیائی، از اهمیت یادگیری در دنیای کنونی و نقش آموزش و پرورش در بهبود کیفیت زندگیتان سخن میگوید.
دربارۀ کتاب یادگیرنده حرفهای شو:
در قرن حاضر با وجود سرعت خارقالعادۀ تغییرات در مناسبتهای جهانی، در زمینۀ سیاسی و اقتصادی تا فرهنگی و اجتماعی، اصلیترین نیاز انسان این است که قادر باشد خود را با این تغییرات بسیار شگفتانگیز وفق دهد. برای رسیدن به این هماهنگی داشتن مهارت یادگیری امری الزامی است. به عبارت دیگر بشر در قرن 21 بیش از هر چیز، نیاز دارد که به یک یادگیرنده حرفهای تبدیل شود.
تمامی انسانها کارهای بسیاری را بدون کمترین فکر و سؤالی انجام میدهند و اگر فردی این پرسش را کند که «چرا این کار را انجام میدهی؟» با تعجب و بدون هیچ فکر و تردیدی جواب میدهد «همه مردم این کار را میکنند.» اما بهتر است بدانید اعمال و رفتارهای فراوانی وجود دارند که به وسیلۀ افراد بسیاری انجام میشوند اما مصداق بارز حماقت هستند!
نویسنده در این کتاب تلاش میکند به یکی از این رفتارهای عمومی «که همه انجام میدهند» بپردازد و به آن از منظر بررسی و واکاوی نگاه و پرسشهایی را مطرح و ترکیبی از پاسخهای علمی و همچنین تجربه خود را در قالب تشریح و توصیف اصل پرسش و نیز پاسخهای قابل ارائه بیان کند.
رفتار عمومی که در این کتاب در مورد آن صحبت شده، رفتارهای مرتبط با «فرایند یادگیری، آموزش و پرورش» است. بله درست است؛ «یادگیری، آموزش و پرورش». قطعاً تعجب کردهاید و شاید هم برآشفته شوید که: «چطور ممکن است بتوانیم به این رفتار برچسب «حماقت» بزنیم؟ مگر اینطور نیست که فرایند یادگیری، آموزش و پرورش جزء فعالیتهای برجسته و ارزشمند انسان است و هر کس در این مسیر حرکت نماید، به فرد مؤثرتری نسبت به افراد دیگر که خیلی به این مقوله نپرداختهاند تبدیل خواهد شد؟»
پاسخ کوتاه این پرسش این است: «هم بله و هم خیر»!
«بله»، چون فرایند یادگیری، آموزش و پرورش، نهتنها مهم بلکه بسیار مهم و حیاتی است.
«خیر»، چون کیفیت انجام این کار، از انجام دادن آن به هر شکل و با هر کیفیت، بسیار مهمتر است و اگر درست انجام نشود، نهتنها باعث رشد و پیشرفت نخواهد شد، بلکه حتی ممکن است زمینهساز رکود، شکست و انحطاط فرد را فراهم نماید! میپرسید چطور چنین چیزی امکان دارد؟ خُب این کتاب پاسخ مشروحی به همین پرسش است.
کتاب یادگیرنده حرفهای شو - جلد اول: مبانی برای چه کسانی مناسب است؟
اگر میخواهید تغییری در کیفیت زندگیتان ایجاد و مسیر درست یادگیری را طی کنید، این کتاب برای شماست.
در بخشی از کتاب یادگیرنده حرفهای شو - جلد اول: مبانی میخوانیم:
اگر در دوران نوجوانی از افراد بپرسیم: «چه برنامهای برای آیندهتان دارید؟»، اغلب آنها از اهدافی برای شما صحبت خواهند کرد که «حداکثر مربوط به دهه سوم زندگی» است و یقیناً شما کمتر کسی را خواهید یافت که برای دهه چهارم به بعد زندگی، هدفی را مشخص کرده باشد. اما آن چیزی که در عمل شاهد آن هستیم این است که در طول مسیر زندگی انسان، یعنی از ابتدای تولد تا لحظه مرگ، مهمترین دهههای زندگی، «دهههای پنجم به بعد» هستند.
دهههای پنجم به بعد، «دوران برداشت» هستند و هر فردی باید آن چیزی را که در طول چهار دهه قبلی زندگی خود کاشته است درو کند. در این دوران است که قوای جسمی، ذهنی، خلاقیت و بسیاری دیگر از توانائیهای انسان رو به افول است.
مطمئناً کسی در دهه هفتم و هشتم زندگیاش نمیتواند ادعا کند و حتی انتظار داشته باشد که زور بازویش از زمانی که 25 سال داشت بیشتر شده باشد. «پیرچشمی» تقریباً پس از دهه چهارم زندگی با شدت کمتر و بیشتر به سراغ همه افراد خواهد آمد. اگر در کنار این تغییراتِ اجتنابناپذیر، شرایط خاص و بیماریهایی هم به فرد اضافه شوند که شرایط بازهم بدتر خواهد شد.
بنابراین یکی از مهمترین ویژگیهایی که در ارتباط با اهداف زندگی باید یاد بگیرید این است که:
اهداف نهائی شما در دهه سوم زندگی شما قرار ندارند، بلکه آنها در دهه پنجم به بعد زندگیتان قرار دارند.
بله













