نقد، بررسی و نظرات کتاب قصهها عوض میشوند 13: جک و لوبیای سحرآمیز - سارا ملانسکی
4.9
17 رای
هشدار اسپویل داستان خیلی خوب بود اینبار جونا ناراحته و از شانسش چون خیلی دوست داشته بره توی داستان جک و لوبیای سحر آمیز میرن توی این قصه ایبی به جک حسودی میکنه چون همش جونا جک رو الگو ی خودش قرار میده تا ایبی اما آخر داستان معلوم میشه جک اونقدر ها هم کامل نبوده آخرش مامان جک با اون فروشنده ی لوبیا ازدواج میکنن

توی قصه ایبی میخواست حیوون غولها رو (بدزده) برای اینکه (شازده رو پس بگیره)
جک میخواست حیوون غول هارو (بدزده) به دلیل اینکه (مطمعن شه که دیگه فقیر نیستند)
اینها دلیل قانع کنندهای دارند ولی دلیل نمیشود که اون حیوون رو از غولهای مهربون و بی گناه بدزدند.