کتاب آلیس سرکش: فلسفه در سرزمین عجایب مجموعه مقالاتی محسوب میشود که به کوشش ریچارد برایان دیویس جمعآوری شده است و در آن با تکیه بر فلسفه، ماجراجوییهای معروف و عجیب آلیس مورد نقد و بررسی قرار میگیرد.
دربارهی کتاب آلیس سرکش:
نیاز به دانستن و جستوجوی معنا ویژگیهای بنیادین مشترک در ادبیات کودک و متون فلسفی هستند. پس جای تعجب نیست که آلیس در سرزمین عجایب با وارونسازیهای بیمعنی و عجیبوغریبش، زمینهای مناسب برای تأملات فلسفی، پیش رویمان میگذارد. از طرف دیگر، ماجراجوییهای این دختر چندین نسل از کودکان را مجذوب خود کرده است؛ چرا که در داستان لوئیس کارول (Lewis Carroll)، گربههای خندان نامرئی میشوند و ملکهها زمان را به گونهی دیگری تجربه میکنند! آیا همهی اینها فقط خیالاتی بیمعنی هستند؟ آیا کارول قصد دارد مفهوم خاصی را به شما منتقل کند؟ کتاب آلیس سرکش: فلسفه در سرزمین عجایب (Alice in Wonderland and Philosophy: Curiouser and Curiouser) تلاش میکند با تکیه بر آموزههای فیلسوفان بزرگی مانند ارسطو، هابز، نیچه و... سفر این کودک را به موشکافانهترین شکل ممکن بررسی کند و ریچارد برایان دیویس (Richard Brian Davis) با گردآوری مقالههای مهم در این زمینه، اثری پر از درسهایی کاربردی از ادبیات و فلسفه در اختیارتان قرار میدهد.
کتاب آلیس سرکش کتاب مهمی است و یکی از دوستداشتنیترین شخصیتهای زن دنیای ادبیات را تحلیل میکند و اطلاعات جالبی در خصوص دنیای دیوانگان، کلاهفروش دیوانه، زمان و... ارائه میدهد.
جملات برگزیده کتاب آلیس سرکش:
- اگر درهای ادراک باز میشد، هر چیز همانطور که هست، بر انسان ظاهر میشد، لایتناهی.
- به هر حال، دختران خوب تاریخساز نمیشوند.
- اگر وقت را بهخوبی من میشناختی، نمیگفتی آن، میگفتی او.
در بخشی از کتاب آلیس سرکش میخوانیم:
اشتیاق آلیس برای آزمودن، نتیجۀ کشف این موضوع است که چیزها در سرزمین عجایب و درون آینه لزوماً از قوانین جهان ما پیروی نمیکنند. «این اواخر آنقدر چیزهای نامتعارف اتفاق افتاده بود که آلیس داشت با خودش فکر میکرد چه چیزهای کمی واقعاً ناممکن بودند.» آلیس کاملاً درست فکر میکند و این همان تفکری است که فیلسوفها به آن احتمال یا عدم احتمال منطقی میگویند. فیلسوفها معمولاً دو نوع امر ناممکن را از هم تمایز میدهند: امور ناممکنی که از نظر منطقی ناممکناند (مثل دایرۀ چهار ضلعی)؛ و امور دیگری که افراد به طور معمول ناممکن میدانند، اما در واقع آنقدر نامتعارفاند که بسیاری از ما نمیتوانیم خود را وادار به باور امکان وقوع آن کنیم. بیشترمان وقتی این خبر را بشنویم که کسی شاهد تبدیل تدریجی نوزاد انسان به خوک بوده، بسیار مظنون خواهیم شد. صرفاً چون از روی تجربه میدانیم این چیزی نیست که بهطور معمول رخ بدهد. اما در سرزمین عجایب (در کمال ناباوری آلیس) بله، اتفاق میافتد. و به دلایلی که توضیح خواهیم داد، باید نتیجه بگیریم که چنین اتفاق هولناکی (که امید است نادر هم باشد) دستکم از نظر منطقی ممکن است.
بله، منطقی است برایمان سؤال ایجاد شود چگونه میتوان براساس آنچه در سرزمین عجایب رخ میدهد، این نتیجۀ کلی را گرفت که چه چیز ممکن و چه چیز ناممکن است. چرا که این جهان موشهای وراج و دگرگونیهای غریب تنها در خیال وجود دارد. اما نکته دقیقاً همینجاست. هر آنچه قابلتصور باشد، هر قدر هم عجیب یا نامتعارف، از نظر منطقی ممکن است. اما چیزهایی هست که چون ذاتاً متناقض یا غیرمنطقیاند، هر قدر هم بکوشیم، نمیتوان تصورشان کرد. مثلاً سعی کنید دایرهای چهارضلعی یا مجردی متأهل را تصور کنید.
بله
















