کتاب ضیافت مهتاب به قلم مریم کوشکستانی، دربردارندهی مجموعهای از اشعار، ترانهها و دلنوشتههایی کوتاه، احساسی، روحنواز و خواندنی است. شعرهای این کتاب مضامین مختلفی چون عشق، غم فراغ، ستایش زندگی و طبیعت، قدردانی و... دارند و بیشتر در قالب سپید سروده شدهاند.
در بخشی از کتاب ضیافت مهتاب میخوانیم:
با که گویم
با که گویم که فقط لبخند نازت میکند ویران جهان را
با که گویم وسعت آه نهان را
خوب میدانم اگر با تو بگویم باز میگویی بخوان من را و رو کن با تمام ناامیدی سوی من تا اینکه من از لطف لبریزت کنم!
با که گویم که دلم مثل پر پروانهها نرم و لطیف است
با که گویم که دلم با برگ پائیزی فرو میریزد از بنیانای خدای مهربان و بی نیازم
با که گویم تو خودت حرفی بزن چیزی بگو من با که گویم با که گویم
که به لبخندم بخندد و به آهم خیره ماند و کنار پنجره قابی بماند تا من از ماندن بخوانم
من هم از ماندن برایت شعر میگویم و هم از بودنت تا آخر دنیا
و میگویم فقط تو مهربان و بی نیازی و من با حس زیبایم به تو آلاله خواهم چید!
من از آلاله وحشی سرود شکر خواهم ساخت
و تا آن روز که تو عمری برایم در نظر داری به درگاهت ستایش میکنم ای بی کران دریای زیبایی!
بله


















