کتاب گنجینه اشعار امان اله عاقدی دربردارندهی مجموعهای از غزلیات و مثنویهای این شاعر گرانقدر است که از سال 1366 تاکنون سروده شدهاند.
امان اله عاقدی جعفرآباد به گفته خودش بیسواد است و تنها سواد مکتبی و قرآنی دارد و هرچه در این کتاب هست، حاصل تراوشات ذهنی اوست. عاقدی در شعرهایش به معرفی خود و بیان بخشی از خاطرات و اتفاقات زندگیاش از بدو تولد تاکنون میپردازد. بعضی اشعارش شامل توصیفات و نصیحتهایی مربوط به رذیلتها و فضیلتهای اخلاقی انسان است و بعضی دیگر در مدح و رثای شخصیتهای بزرگ معاصر سروده شدهاند.
در بخشی از کتاب گنجینه اشعار امان اله عاقدی میخوانیم:
از حسودان مینویسم در جهان
دست پاکان را ببوسم هر زمان
نان خود را با کلک بازی نخور
مردم از دست تو ناراضی نخور
بچههایت را از این روزی نده
نان دزدی و کلک توزی نده
معصیت دارد، حرام است مال تو
تو مگر تو مستی، خراب است حال تو
گر تو هوشیاری بکن فکر دگر
تا بیاید بر سرت ذکر دگر
گرچه اندک باشد آن مال حلال
بانشاط و پر بهاء و پر جلال
باشرف، عمرت به پایان میرسد
عشق تو در اوج ایمان میرسد
بله

















