کتاب ساماندهی خرده فروشی و اثر آن بر فروش سامان نیافته نوشتهی توماس ریردون و اشوک گولاتی، انقلاب سوپرمارکتها را در کشورهای در حال توسعه مورد بررسی قرار میدهد.
دربارهی کتاب ساماندهی خرده فروشی و اثر آن بر فروش سامان نیافته:
انقلاب سوپرمارکتها در کشورهای در حال پیشرفت از اوایل دهه 1990 شروع شده است. اکنون سوپرمارکتها شامل تمام خردهفروشان مدرن، از حالت آغازین خود که فقط افراد با درآمدهای عالی و متوسط قادر به خرید از این مکانها بودند، بسیار فراتر رفته و در کشورهای فراوانی تبدیل به بازار خرید عموم مردم شده است.
دو نتیجهی پر اهمیت حاصل انقلاب سوپرمارکتها در کشورهای در حال توسعه شد. از یک طرف قیمت مواد خوراکی برای مصرفکنندگان را کاهش داد و باعث شد فرصت برای کشاورزان و بخش فرآوری جهت دست یافتن به بازارهای مواد خوراکی با کیفیت مناسب فراهم شود و درآمدشان افزایش یابد و از طرف دیگر چالشهای جدیدی برای خردهفروشان کوچک، کشاورزان و بخش فرآوری که آمادگی مقابله با شرایط جدید و لازم را برای رقابت با سوپرمارکتها نداشتند، ایجاد کرد.
توماس ریردون (Tom Reardon) و اشوک گولاتی (Ashok Gulati) در کتاب ساماندهی خرده فروشی و اثر آن بر فروش سامان نیافته (The rise of supermarkets and their development implications) در عین پرداختن به تجربه آمریکا و اروپا، دربارهی کشورهای در حال توسعه همانند آمریکای لاتین و کشورهای آسیای شرقی نیز گفتهاند.
دولت کشورهای در حال توسعه میتوانند سیاستهایی را اجرا کنند که به خردهفروشان سنتی و کشاورزان خردهپا کمک
کند و همچنین آنها را به رقابت فراگیر در دوران انقلاب سوپرمارکتها ترغیب نمایند. برخی کشورها که چنین مراحلی را طی کرده و تجربه کسب کردهاند، دربرگیرنده درسهای آموزنده برای سایر کشورها هستند.
کتاب ساماندهی خرده فروشی و اثر آن بر فروش سامان نیافته برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب برای پژوهشگران و فارغالتحصیلان یا دانشجویان حوزهی اقتصاد نکات مهم و سودمندی دارد.
در بخشی از کتاب ساماندهی خرده فروشی و اثر آن بر فروش سامان نیافته میخوانیم:
خردهفروشی سازماندهی شده در هند دوران کودکی و نوزادی خود را سپری میکند اما خیلی سریع توسعه مییابد. 5 تا 10 سال آینده شاخصی است برای اینکه تأثیر بر فعالیت رو به گسترش بخش خردهفروشان را مشاهده کنیم. دولت و مشاغل نیازمند همکاری با هم برای کسب اطمینان از اینکه این فرصت را از دست ندادهاند، میباشند. اما این فرصتها باید به گونهای مورد استفاده قرار گیرد که سود بیشتر برای ذینفعان در زنجیره خردهفروشی تعقیب گردد.
این موضوع در صورتی میتواند انجام پذیرد که دولت سیاستهای باثبات داشته و سیاستهایی را برای رشد مداوم خردهفروشی مدرن دنبال کند و درآمدهای مالیاتی جمعآوری شده از خردهفروشان سازمان یافته را برای ساخت زیرساختها در زنجیرههای کالایی که به کشاورزان، عمدهفروشان و خردهفروشان سنتی کمک میکند، استفاده نماید و به همان نسبت فعالیتهای خرید از خردهفروشی مدرن برای زیرمجموعه خود داشته باشد.
هر زنجیره کالایی منحصر به فرد بوده و نیازمند ارزیابی دقیق توسط اصناف و دولت است. انتقال به سازمانهای خردهفروشی میتواند به صورت جامعتر از طریق آوردن کشاورزان و خردهفروشان سنتی به جریان اصلی این تغییر ساختاری بدون فدا کردن کارایی زنجیره ارزش صورت پذیرد.
بله


















