کتاب جالبی بود (نظر من نکاتی از داستان رو میگه اگر کتاب رو نخوندین هنوز، به نظرم توجه نکنید) نویسنده ماهرانه ما رو داخل تله میندازه و با شرح کامل از دیدگاه جو گاهی اوقات باعث میشد که تنفر از شخصیت منفی به وجود نیادجو شخصیت باهوشی داشت و خیلی راحت طرحوارهای بک رو میفهمید، تحلیل قوی روی شخصیت های دیگران داشت، به شدت صبور بود و اصلا توی رفتارش اون خوی قاتل رو نمیشد دید، چون کلا اعتقاد داشت قتل هایی که انجام میده حق طرف مقابل هست. شخصیتی کاملا خودشیفته! من انتظار خیانت بک رو نداشتم حقیقتا، مشخص بود که شخصیت بی ثبات و عاشق توجه ای داره ولی برای من قابل پیش بینی نبود چون انگار که واقعا بک عوض شده بود اما خوب... نکته جالب، عشق عجیب و غریب جو بود (البته که درست نیست اسمش رو عشق گذاشت!) بعد از فهمیدن همه ی این ها میخواست کنترل کامل شخصیت بک رو بگیره و معتقد بود که بک کاملا متعلق به او هست، با مخالفت بک و خواستن اون برای فرار، شخصیت خودشیفته جو کاملا خودش رو نشون میده شخصیت هر دو قربانی تروماهای کودکی و آسیب پذیری اون دوران بود و آسیب شدید تبدیل به فقدان میشه و این فقدان هیچوقت کامل خوب نمیشه، حتی اگر خود فرد بخواد. در ۹۹ درصد آسیب های شدید فرد اصلا به فکر درمان نمیفته و شخصیت های خیانتکار، خودشیفته و... از این فقدان ها به وجود میاد و فرد وحشتناکی رو میسازه که روزی، بی گناه ترین بوده. نشون دادن دو شخصیت که هر دو دارای مشکلات شخصیتی جدی هستن جالب و آموزنده بود و اینکه یک اختلال جدی چقدر خطرناکه توی روابط... نکته منفی داستان، به نظرم قتل هایی بود که هیچوقت آشکار نشد و خیلی سطحی قتل ها پنهان شدنمثل بقیه دوستان من هم معتقدم که یک سری قسمت ها بیش از اندازه طولانی شده بود و برعکس به یک سری قسمت ها کمتر
داستان در مورد یک پسر باهوش و جذابه که گذشتهی سختی داشته و در کودکی دچار عقدههای بسیار زیادی شده که همین موضوع اون رو به یک شخصیت خودشیفته، خودخواه و روان پریش تبدیل میکنه. زمانی که این پسر عاشق میشه به خاطر همه این مشکلات شخصیتی که داشته میخواد به هر قیمتی عشق و توجه اون دختر (بک) رو به دست بیاره، حتی به قیمت قتل دوستان بک و همش در حال تعقیب بک و فکر کردن به اونه. مسلما اسم این حال و احوال رو بیشتر جنون میشه گذاشت تا عشق... خواندن این رمان جنایی روانشناختی رو توصیه میکنم. ای کاش همه پدران و مادران بفهمند که رفتارهایی که در کودکی با فرزندشون دارن خیلی زیاد زندگی و آینده او را تحت تاثیر قرار میده و چه بسا بعضی عقدههای کودکی بتونن آینده او را نابود کنند. ممنون از کتابراه♥️
سریال you را دیدم و وقتی کتاب را پیدا کردم خیلی خوشحال شدم این کتاب یکی از تاثیرگذارترین رمان های جنایی است که در حال مطالعه آن هستم شخصیت اصلی داستان یک فرد سایکو و قاتل است اما گاهی با او حس همدردی میکنید و گاهی دلسوزی و گاهی تنفراین حس های ضد و نقیض و قلم قدرتمند نویسنده برای القای آن هیجان رمان «تو» را دو چندان کرده استاعتراف میکنم با وجودی که سریال آن را دیده ام ولی لذت خواندن این کتاب بسیار فراتر است و اصلا فکر نمیکنم که تکراری استپیشنهاد میکنم دوستان علاقمند به رمان های جنایی و روانی حتما کتاب را مطالعه کنند و از کتابراه تفاضا میکنم جلد دوم کتاب را که نویسنده تحت عنوان اجساد پنهان نوشته است را هم بارگذاری کنند ممنون
من چند هفتهای رو با این کتاب زندگی کردم
داستان این کتاب به صورتی هست که تمام ذهن و فکرتو درگیر هیجانات روان پریشانهی کاراکتر اصلی کتاب میکنه و تو مداوم دلواپسی که چه اتفاقی قراره بیفته.
در عین حال نکات خیلی خوبی رو هم راجب روابط میشه ازش یاد گرفت... مثل اینکه عشق، خودخواهی نیست!
امیدوارم از این کتاب که داستان عشق یه پسر روان پریش رو میگه لذت ببرین
در مورد این کتاب یک احساس دوگانه دارم. هم از کتاب خوشم آمد و هم میتونم بگم حوصله سر بر بود. اما در کل به نظرم نویسنده خیلی کتاب را طولانی کرده است و تقریبا تا ۵۰ صفحه اول خیلی کسل کننده است البته بعد از اون هم خیلی جذاب نمیشود اما بعضی از خرده جزییات درون متن برای من جذاب بود. خصوصا قسمتهای روانشناسی. کسانی که داستانهای روانشناسی، عاشقی، جنایی دوست دارند ممکنه این کتاب نظرشان را جلب کند.
کشدار. اولین چیزی که میتونم بگم همینه. یه نظرم اگه حداقل ۲۰۰ صفحه کوتاهتر میشد بد نبود.
خیلی جاهاش گنگ بود و نامفهوم
هکها خیلی مبتدی و گاهی خندهدار بودن.
بعد این همه قتل و هیچکس قرار نیست خبردار شه؟
پایان جالبی نداشت. میتونید حدس بزنید چی میشه.
فقط بعضی جاها نگارشش رو خیلی دوست داشتم. نویسنده قلم خوبی داشت.
در ضمن خیلی هم آمریکایی بود و احتمالا واسه فرهنگ خودشون جذاب و خوبه.
جالب بود وباز هم تاثیرات گذشته سخت در روان پریش کردن یک انسان؛؛ به نظر من گرچه سخته وشاید نشدنی، انسانها باید گذشته دردناکشون رو فراموش کنن وفقط به حال وآینده نگاه کنن قبل از اینکه از اونها یه هیولا یا روان پریش ساخته بشه کینه ها وعقده های گذشته میتونه خیلی تاثیر گذار باشه اگه رهانشن وجو قهرمان داستان ما میتونست رها کنه ونکرد ترجمه عالی بود با تشکر از کتابراه
کتاب تو، درباره یک استاکره و چون راوی اول شخصه، ما با ذهن او رمان پیش میبریم. این رمان غافلگیری و معمایی برای ما نداره و از همون اول تکلیفمون با داستان مشخصه ولی پیچیدگیهای بیمارگونه ذهن راوی مارو به بیشتر خوندن و بیشتر دانستن تشویق میکنه. اگه دنبال یه رمان سرگرم کننده هستید که شخصیت یه آدم خودشیفته رو نشون بده، این کتاب رو بخونید.
داستان جالبی بود قتلهایی که هیچ کس ازشون خبردار نمیشه و معما گونهاند و آدمهایی که واقعا خوب توصیف شدهاند آدمهای درگیر زندگی و روز مره گی و آدمهایی با رفتارهای واقعا عجیب. برام کتاب جالبی بود یک درام جنایی - عاشقانه-روانشناختی که پیشنهاد میکنم بخونید ش حتما.
ممنون از کتابراه
در یک کلام افتضاح توضیح های بیش از اندازه راجب فلان برند و فلان فروشگاه فاجعه ای از فضولی و استاک کردن یارو روانی واقعیه بعد۵۳صفحه خوندن کتابو دراپ کردم وقت هدر دادنه اصلاااااا پیشنهاد نمیدم تا وقتی کلی شاهکار مونده اینو بخونید!!!!
این کتاب خیلی سطح پایین هست یک نفر که تمام عمرش در کتابخونه بوده یک دفعه قاتل حرفهای میشه پلیسها هم همه پخمه هستند سریالش که دیگه خیلی غیر منطقی میخواد به زنان پرو بال بده بگه قدرت دارن انتقام بگیرن
شاید کتاب طولانی و گاهی خسته کننده بود ولی عشق مریض گونه جو خیلی زیبا شرح داده شده بود..
لحظه قتل بک خیلی واقعی شرح داده شده بود و رسما اعصاب آدم خورد میکرد...
در کل برای یکبار خوندن ارزش داشت. ..
یک تریلر مبهم، راز آلود وترسناک، این رومان همه چیز با خود دارد، (جز پلیس کشف جرایم🤭) چنان خطر را روزمره وجلوی پای خواننده قرار میدهد که باعث میشود از عادیترین روابط اجتماعی نیز دلهره داشته باشیم.
اینکه با افکار یه آدم روان پریش آشنا میشی خوبه، و البته خیلی شخصیت خودخواهی بود، چیزی که اسمشو عشق گذاشته بود، در کل کتاب خوبی بود، مخصوصا که کامل وقایع رو توصیف کرده بود، جوری که راحت میشد تصور کنی
جزو کتابهایی بود که اولش کمی گیجت میکنه و خسته میشی اما رفته رفته جذب داستان میشی.... نویسنده خیلی عالی قهرمانهای داستان را به تصویر میکشه و تو میتونی راحت تجسم کنی.... با تشکر کتابراه
یک عاشقانه با دید دوم شخص که معمولا ازین زاویه کمتر استفاده شده پس یه امتیاز محسوب میشه، همزمان با داستان شما با افکار کارکتر هم برخورد دارید، داستان خوبی داره و میتونید امتحانش کنید
درباره پسری بنام جو که عاشق دختری بنام بک میشه و توقع داره اونم عاشقش باشه. کل زندگی دختر بدون اینکه بدونه کف پسره ست. بخونید و این کتابو ازدست ندید. ممنونم از کتابراه عزیزم.