کتاب عوامل تاثیرگذار بر صادرات صنایع کشور اثرات عوامل درون و برون بنگاهی را در کنار عامل مقیاس بر صادرات بنگاهها در سالهای 1383 تا 1394 به تفکیک کدهای چهار رقمی ISIC، مورد تجزیه و تحلیل قرار داده و در این خصوص راهکارهایی نیز ارائه میدهد.
هم اکنون کارکرد و راندمان صادراتی بنگاههای صنعتی کشور مورد قبول نیست در صورتیکه تحقیقات نشان میدهند که این راندمان میتواند به سطح بهتری هم افزایش پیدا کند. عمدتاً بنگاههایی که صادرات دارند از محصولات باارزشتر و با ارزش افزوده بیشتری برخوردارند؛ به هر حال این نتیجهگیریها مخصوصاً درمورد بنگاههای صنعتی ایران شهودی است و برای اثبات و نشان دادن آن باید تحقیقاتی انجام شود.
اهمیت صادرات و اثرات آن بر توسعه اقتصادی کشورمان و کارکرد تقریبا غیرقابل قبول صادرات صنعتی کشور در سالهای گذشته، الزام تحلیل و بررسی عوامل مؤثر بر صادرات صنعتی در بنگاههای بزرگ صنعتی کشور را دو برابر میکند. لذا این کتاب تاثیر اندازه بنگاه بر عملکرد صادراتی بنگاهها را مورد بررسی قرار خواهد داد.
تجزیه و تحلیل جایگاه بخش صنعت در اقتصاد کشور، به مطالعه تغییر و تحولات گذشته و وضع موجود این بخش نیازمند است. از این رو ارائه تصویری از وضعیت صنعتی کشور و آگاهی از عملکرد و ویژگیهای بنگاههای صنعتی بر مبنای آمار و اطلاعات، ضروری است.
بنابراین داشتن چنین تصویری که نقاط ضعف و قوت روندهای گذشته و کنونی را نشان میدهد میتواند در اصلاح مسیر رشد اقتصادی - صنعتی، از بین بردن تنگناها و محدودیتها و استفاده بهتر از امکانات و فرصتها و حرکت در جهت اصلاح ساختار و رشد این بخش موثر واقع شود.
در بخشی از کتاب عوامل تاثیرگذار بر صادرات صنایع کشور میخوانیم:
سیاستهای بخشی، عموماً همراه با تلاش برای تغییر ترکیب ستاندههای صنعتی هستند، اما هدفگذاری برای ظرفیتسازی و توسعه، نباید مترادف سیاستهای عمودی تلقی شود. تحلیلگران توسعه و سیاستگذاران، معمولا در مورد آخرین کشورهای صنعتی شده (آلمان، فرانسه و ایالات متحده) در قرن 19 به عنوان کشورهایی که برای هدفگذاری در مورد ظرفیتسازی در صنایع پیچیده، الگویی ارائه کردند، این الگو بر این باور متکی بود که مجموعههایی از صنایع، برای توسعه بلند مدت جنبه استراتژیک دارند.
صنایعی همچون فولاد، صنایع شیمیایی، صنایع سرمایهای و صنایعی که کالاهای سرمایهای تولید میکنند. به هر حال همراهی الزامی و فوری بین استراتژی جایگزینی واردات و هدفگذاری خاص بخشی وجود ندارد و جایگزینی واردات اغلب از طریق سیاستهای حمایتی شدید (تعرفهای) به اجرا در میآید. بنابراین منطقی است اگر فرض کنیم علت انتقادات وارد شده به استراتژی مزبور، به کار بستن و تداوم سیاستهای حمایتی شدید، منزوی کردن صنعت داخلی لااقل بعد از سپریشدن سالهای نخست رشد متکی بر تقاضای داخلی بوده است.
بله























