مرز بین زندگی آرام و زندگی پرتشویش به باریکی یک مو است. بعضی وقت ها یک اتفاق ساده برای برهم خوردن آرامش مان کافی است، یک عصبانیت، یک از کوره در رفتن و یک چشم را بستن و به چیزی فکر نکردن. مرز خویشتن داری را که پشت سر بگذاریم آرامشمان بر هم می خورد و جان و مال و آبرویمان نیز به خطر می افتد؛ حتی پای خانواده و هر کس که به نوعی به ما وابسته است هم به میان می آید، درست وقتی که تصمیم می گیریم برای تخلیه ی ناراحتی و عصبانیتمان مهره ای از مهره های یک درگیری و نزاع شویم و خوش باورانه فکر می کنیم که درگیری ما بر خلاف اخبار حوادثی که هر روز در روزنامه ها می خوانیم، پیش از بروز یک فاجعه پایان می یابد.
بخش راهکارها ضعیف بود،ای کاش کتاب بیشتر قضیه را شرح میداد، بخش انگیزهها و نظریههای گفته شده زیبا بود ای کاهش برای افرادی مثل من که آشنایی به دانش حقوق ندارند کمی ساده و آسان تر توضیح داده میشدمیشد در این کتاب از چندین روش کنترل خشم نام برد تا به ارزش آن بیشتر افزوده میشد
امروزه با وجود پیشرفت تکنولوژی ودنیای ماشینی صبروحوصله ادمها کمی پایین امده ومتاسفانه درجهاتی خشونت فراگیرشده از این رو دانستن اینکه چگونه درمقابل خشونت ازخود واکنش صحیح نشان دهیم بسیار برایمان واجب است که دراین کتاب اطلاعات خوبی به مخاطب ان داده شده ودراین زمینه مثمرثمر است
نسبت به تعداد صفحاتی که کتاب داشت تقریبا مطالب خوبی بیان شده بود اما بهتر میبود در این موارد از احادیث بزرگان دین و یا ضرب المثل های بزرگان بیشتر و بیشتر استفاده میشد تا آن مطلب به خوبی ملکه ی ذهن میشد
من این کتاب رو برای توشته روی جلد گرفتم و وقتی مطالبش روخوندم به دوستامم که سن. بچه هاشون ۱۲ به بالا میخورد پیشنهاد دادم. حتما نوجوانا. این کتابو بخونن.