کتاب نسبتا خوبی بود بیشتر از این جهت که من رو با فرهنگ افغانها آشنا کرد ولی در مورد ویرایش کتاب باید بگم بدترین کتابی بود که توی کتابراه خوندم. غلطهای املایی که باعث میشد گاهی جای شخصیتها اشتباه گرفته بشه بسیار زیاد بود عدم رعایت علایم نگارشی در این نسخه موج میزد بطوریکه بارها چک کردم ببینم کتاب رو رایگان تهیه کردم یا خیر. گذشته از این موارد در مورد داستان باید بگم گاهی فرار از فیلم هندی شدن داستان (مثل اوج بدی در قبال حسن) و گاهی سر خوردن به سمت همین فیلم هندی شدن (مثل تیرکمان داشتن سهراب در اتاق اصف) من رو اذیت میکرد چون به نظرم جاهایی نیاز نبود یک نفر اونقدر بد جلوه داده بشه (کودکی امیر) و بعد مجددا خیلی خوب (بزرگسالی و جوانی امیر). به عقیده من بهتر بود شخصیت ها خاکستری باشند نه مثل حسن کاملا سفید و ترحم برانگیز. بخشهایی از داستان متاسفانه من رو به یاد کلید اسرار مینداخت که کاملا منزنجر کننده بود مثل رسیدن کمال به جزایی جرمی که شریکش بود. نهایتا باید بگم کتاب با ریتم مناسب داستان رو روایت میکرد ولی در اواخر کتاب کاملا حس آب بسته شدن به داستان و کش دادن بی مورد وجود داشت. در کل بیشتر بخاطر اسم و رسمی که داشت خوندم و بهترین بخش هم همون نزدیک شدن به فرهنگ افغان ها بود
لحظههایی تو زندگی هست که میدونی که کدوم کار درست و کدوم کار غلطه، اگر همون لحظه تونستی تصمیم درستی بگیری میتونی از یک عمر تقاص دادن جلوگیری کنی اگه نتونستی حداقل با کارای درست بعدی، دنیا رو جای بهتری کن
این مهمترین درسی که بود که از این کتاب یاد گرفتم، در کنار اون درک بهتری از همسایههای افغانستانیمون پیدا کردم
این کتاب نشون داد که میشه یک ماجرای تلخ و دردناک رو روایت کرد اما به شکل یک اثر ارزشمند جذاب و خواندنی.
نثر قوی و بیان حقیقی فضاسازی و شخصیت سازی قوی خالد حسینی حقیقتا خواننده رو در بطن داستان و فضا و فرهنگ افغانستان قرار میده
توصیه میکنم در اولین فرصت این کتاب رو مطالعه کنید.
این کتاب واقعاً احساسات آدم را تحتتأثیر قرار میدهد. در بعضی فصلها چنان اتفاقهای ناگهانی رخ میدهد که خواننده را شوکه میکند. غافلگیریهای داستان عالی پرداخته شده و ارتباط عاطفیای که با شخصیتها برقرار میشود، کتاب را بسیار تأثیرگذار میکند. من واقعاً از خواندنش لذت بردم.
کتاب بادبادک باز از این دسته کتابهایی بود که با رعایت جزئیات به واقعیتی لمس شدنی تبدیلش کرده. داستانی سرشار از دوستی و حس خوب و در کنارش اختلاف طبقاتی و گناهی عمیق که تا سالهای سال باقی میمونه تا در نهایت همون کلمات از جانب شخص دیگهای شنیده بشه.
این کتاب نشون میده یه تصمیم کوچیک میتونه کل زندگی یک شخص و اطرافیانش رو تغییر بده. کاش قدر دوستی هامون رو بدونیم و برای هر تصمیمی تو زندگی بیشتر فکر کنیم. داستان گیرایی بود و پایانی تلخ داشت کاش در پایان این دوتا دوست و برادر به هم رسیده بودند.
یک رمان بسیار عالی و روان و جذاب که واقعا آدم رو کنجکاو میکنه ببینه آخرش چی پیش میاد
من دیشب خریدم هربخش که تموم میکنم مسل سریال فیلمهای جذاب نمیتونم سر بخش بعد. از دیشب تا الان ۲۰ صفحشو خوندم و میخوام سه روزه تمومش کنم حتما
خوندنش رو به همه تووصیه میکنم
این کتاب اشک منو دراورد، یک سرگذشت عالی و اتفاقاتی که خودم از نزدیک درک کردم، و تاسف برای کشور افغانستان که مردمش روزگار سختی رو میگذرونند و امیدوارم ما بتونیم ترسهای کودکیمون رو نابود کنیم و جبرانشون کنیم.
یه کتاب روان، جذاب و تلخ! لذت بردم از خواندنش، برای مردم مظلوم افغانستان و رنجی که متحمل شدن در طی سال ها واقعا قلبم به درد اومد. چقدر قلم نویسنده توانا است و خواننده رو کامل با خودش همراه میکنه! یکی از بهترین رمان هاست بی شک!
بی نظیر بود! بعضی جاها قلبم بدرد میومد و نفس کشیدن یادم میرفت. جاهایی حس کردم قلبم داره مچاله میشه. خیلی خوشحالم که خوندم واقعا ارزشش رو داشت. بدون کلیشه و حاشیه همه چیزش رو دوست داشتم ممنونم خالد حسینی.
به نظرم کتاب خوبیه، البته شاهکار نیست ولی خب ارزش خوندن داره. کمی یا فرهنگ افغانستان آشنا میشیم توی این کتاب و کشمکشهای شخصیت اصلی کتاب که بالاخره میتونه با خودش و وجدانش کنار بیاد.
کتاب خیلی خوبیه.. وقتی هزارن خورشید تابان خوندم واقعا گریه کردم به حال زنان افغان و امروز با کتاب بادبادک باز برای کودکان افغان زار زدم. امیدوارم روزی همه کشورها آباد بشه و هیچظلمی نباشه
عالی بود، به کتاب هایی که حتما به دیگران پیشنهاد خوام داد اضافه شد، داستان کلی، قلم نویسنده، سیر کلی داستان، تشبیه ها و جزئیات و چگونگی بیان روایات همه و همه عالی بود.
از خواندن این کتاب واقعا لذت بردم و همه آن چیزی که در این کتاب بود زندگی واقعی مردم افغانستان بوده و همچنان است و از خدا میخواهم دیگر مردم سر زمین اذیت نشود.