خیلی کتاب جالبی بود و توصیه میکنم بخونید.
جالبه که بدونیم تقریبا همه جای دنیا یک تجربهی مشترک و طرز فکر و رفتار مشترک در قبال این ویروس منحوس کرونا داشتند.
یادمه یکی از حرفایی که تو کشور ما زده میشد این بود که مرزهارو دیر بستیم و چینیها وارد شدن و این ویروس رو منتقل کردن دقیقاااا یه جای این کتاب این جمله رو یکی میگه.
واقعا یه مقدار حس ترحم به چینیها گرفتم. خیلی سخته به خاطر ملیتت و اونا چون از ظاهرشون مشخصه دیگران مقصر بدوننت برای اتفاق بدی مثل کرونا و باهات بد رفتاری کنن.
یا بخشی از کتاب از کشیش کلیسایی صحبت میکنه که بدون درنظر گرفتن قانون ممنوعیت تجمع، دعا در کلیسا برگزار میکنه و افرادی به کرونا مبتلا و کشته میشن...
خیلی خوبه اینا رو بخونیم شاید یه مقدار از این جوی که تو فضای مجازی داده میشه کم بشه و بدونیم والا ما تنها ملتی نیستیم که یه چیزهایی رو تجربه میکنیم
خیلی کتاب خوبیه به نظر من. به همه پیشنهادش میکنم. خیلی حرف برای گفتن داره. این که همه ما وقتی بترسیم و در معرض خطر باشیم، انسانیت مون رو فراموش میکنیم. همه موقع خوندن، اون سه پسر رو سرزنش میکنیم و میگیم چقدر وحشی! ولی حقیقت اینه که همه ما همین کار رو میکنیم. جوری افراد مریض رو طرد میکنیم که خیلیها از بیان مریضی شون میترسن. اسم کتاب خیلی مناسبه. با لمس بشر (بشر به معنای واقعی کلمه)، با انسانیت و عشق هست که میتونیم حال همدیگر رو خوب کنیم. موسی کوچولو با وجود پاک و عشق ش دیگران رو شفا میداد. لحظههایی که همسایهها جمع میشدن و باهم صحبت میکردن، برای لحظاتی همه مشکلات فراموش میشد. تو شرایط سخت موسی کوچولو درون مون رو فراموش نکینم. داستان ایوب که در آخر پدر روحانی میگه 'بیشتر از قبل'... خوب فکر کنید بهش... هیچ چیزی تا ابد ماندگار نیست. این شرایط هم میگذره.
فارغ از بخش تخیلی بودن شخصیت موسی ولی چقدر دردناک بود همیشه این بیماریهای همه گیر رو تو تاریخ میخوندیم ولی دوسال سخت و وحشتناک رو گذروندیم و خدا میدونه چقدر طول میکشه تا همه چیز مثل قبل کرونا بشه چقدر فاجعه آمیزه که یه حکومت کمونیست همچین ویروسی به جون دنیا بندازه میلیونها خانواده سراسر دنیا عذادار شدن چقدر عزیزانمون رو از دست دادیم علی انصاریان، مهرداد میناوند و خیلیا🥺 خدایا خودت زودتر تمومش کن🙏🥺😭
حکایتی از اوایل شیوع کرونا که کم کم همه مون داشتیم فراموشش میکردیم و چقدر خوبه که آیندگان میتونن از طریق این کتاب -هر چند دست و پا شکسته- از اوضاع و احوال اون روزهای ما مخبر بشن...
داستان خیلی ساده و بی آلایشه و شاید پایانش، بهترین قسمتش باشه و بهتون پیشنهاد میکنم که اگه سطح انتظارتون با توجه به کتاب "سه شنبهها با موری" خیلی بالاست، مطالعهاش نکنید!!!
کتاب خیلی خوبی بود... خیلی از جاهاش اشک از چش ا م آدم سرازیر میشه، کاش روز به روز مردم بیشتری این کتابا رو بخونن تا بلکه در آینده شاهد دنیایی خالی از کینه، نژاد پرسی، بخل و حسادت و مملو از آرامش، انرژی مثبت، عشق و... لمس بشر باشیم
پ. ن: واسه اینکه اتفاقات و شخصیتا رو بهتر بخاطر داشته باشید توصیه میکنم زیاد بین فصلها فاصله نندازین و سریعتر بخونیدش
سلام و احترام خدمت کتابراه و دوستداران کتاب
کتاب لمس بشر رو دارم میخونم. دوستش دارم. روزهای کرونایی رو زیبا توصیف میکنه. بخصوص از منظر انسانی. کتابهای میچ البوم نیاز به تعریف نداره بخصوص کتاب سه شنبهها با موری که ستودنی ست.
مطالعه این کتاب رو به شما توصیه میکنم. با تشکر از کتابراه که امکان مطالعه رایگان این کتاب را فراهم کرد.
زمانی که این کتاب رو خوندم، هر لحظه یاد زمانی میفتادم که کرونا گرفته بودم، که تشنه بغل کردن خونوادم بودم، میترسیدم بمیرم و دیگه نتونم بغلشون کنم. دلم یه معجزه میخواست که سریعتر خوب بشم. تمام این ثانیهها و لحظههای دلهره آور توی این کتاب به خوبی روایت شده. موسی کوچولو همون معجزهای بود که منم دلم میخواست.
ترجمه خوشخوان بود؛ کتاب کوتاهی بود در باب ویروسی که در سالهای اخیر باهاش آشنا شدیم.
زیبا نگاشته شده بود و توصیفهای زیبایی داشت. خواندنش حس خوبی القا میکند.
با این حال کتابی نبود که پس از خواندنش بگویم چه خوب که خواندمش!
شاید اگر کتابراه رایگانش نمیکرد و در کتابخانهام نداشتمش هرگز به فکر خریدش نمیافتادم!
کتاب قشنگی بود. هرچند در ابتدا ارتباط گرفتن باهاش سخته ولی هرچی پیش میری و با شخصیتها همراه میشی بیشتر جذب میشی. جذابیت دیگه این کتاب، واکنش مشترک همه مردم دنیا در برابر یک اتفاق هست و اینکه به طور کامل کنشها و واکنشهای کاراکترهارو درک میکنیم. با تشکر از کتابراه
خیلی خیلی لذت بردم، کتابهای آقای آلبوم همیشه آدم رو با شگفتیهای زندگی روبه رو میکنه و افکار و دیدگاههای مختلف رو در یک موضوعِ مشترک به رخ میکشه. کتاب خیلی خوب حال و هوای این روزهای سخت رو برامون توضیح میده. حتما بخونید، امیدوارم شما هم، مثل من، از خوندنش لذت ببرید.
کتاب خوبی بود. با وجود تعداد شخصیتها اوایل داستان آدمو گیج میکنه ولی در مسیر داستان ارتباط لازم با خواننده ایجاد شده و خواننده رو ترغیب به ادامه میکنه. برای آینده گان که این روزهای شوم رو تجربه نکردن میتونه جالب باشه.
بدون توقف خوندم ولی در اخر جالب تموم نشد
چیزهایی بود که همه تجربه کردیم نیازی به گفتن نبود
بهترین بخش جایی بود که نژاد پرستی رو مطرح کرد و ما خودمون رو جای زوج چینی داستان گذاشتیم تا متوجه بشیم چه حسی دارند
با خوندن این کتاب یادتون به دوران قبل کرونا و مهر و محبتهایی که هر چند کم بین آدمها با بغل کردن و دست دادن و... اتفاق میافتاد امیدوارم با خوندنش کمی به این روزهای تلخمون بخندیم:)
کتاب خیلی قشنگی بود البته که نمیدونم چقدر از این ماجرا به واقعیت نزدیکه اما به عنوان یه کتاب داستانی برای من جالب بود. خیلی از خاطرات دوران کرونا رو باهاش مرور کردم 🙂
داستان این کتاب حس مشترک بین همه مردم دنیا را در مقابل بیماری کرونا نشون میده.
همه آنچه در این داستان روایت شده را ما هم تجربه کردیم.
داستان جذابی است. توصیه میکنم بخونید.
جالبه که بدونیم تقریبا همه جای دنیا یک تجربهی مشترک و طرز فکر و رفتار مشترک در قبال این ویروس منحوس کرونا داشتند.
یادمه یکی از حرفایی که تو کشور ما زده میشد این بود که مرزهارو دیر بستیم و چینیها وارد شدن و این ویروس رو منتقل کردن دقیقاااا یه جای این کتاب این جمله رو یکی میگه.
واقعا یه مقدار حس ترحم به چینیها گرفتم. خیلی سخته به خاطر ملیتت و اونا چون از ظاهرشون مشخصه دیگران مقصر بدوننت برای اتفاق بدی مثل کرونا و باهات بد رفتاری کنن.
یا بخشی از کتاب از کشیش کلیسایی صحبت میکنه که بدون درنظر گرفتن قانون ممنوعیت تجمع، دعا در کلیسا برگزار میکنه و افرادی به کرونا مبتلا و کشته میشن...
خیلی خوبه اینا رو بخونیم شاید یه مقدار از این جوی که تو فضای مجازی داده میشه کم بشه و بدونیم والا ما تنها ملتی نیستیم که یه چیزهایی رو تجربه میکنیم