کتاب تقابل معنایی در واژههای قرآن کریم نوشتهی فرزانه خجسته، با بررسی کامل آیات قرآن کریم واژههای متقابل را استخراج کرده و آنها را برحسب انواع تقابل معنایی طبقهبندی مینماید.
قرآن کریم با نام خدا آغاز و با نام مردم به پایان میرسد. این کتاب آسمانی از متنهای وسیعی تشکیل شده که هرکدام از آنها دارای سطوح و لایههای معنایی متنوعی هستند. امروزه به کمک روشهای نقد ادبی، زبانشناسی و معناشناسی ابزارهای جدید و متفاوتی در اکتشاف این کتاب مقابل ما قرار گرفته که در این میان معناشناسی از جایگاه بالایی برخوردار است.
زبانشناسی در پنج حوزهی اصلی واجشناسی، واژهشناسی، نحو، معنیشناسی و کاربردشناسی مورد تحلیل و بررسی قرار میگیرد. کتاب تقابل معنایی در واژههای قرآن کریم مطالب مهمی در بخش معنیشناسی ارائه میدهد.
در حوزهی معنیشناسی قسمتهای گوناگونی همچون معنیشناسی ساختگرا، فلسفی، زایشی و معنیشناسی شناختی وجود دارد. در «معنیشناسی ساختگرا» روابط مفهومی در سطح واژه مورد توجه قرار میگیرد که باعث ارتباط متقابل واژهها و جملات میشوند.
تقابل معنایی یکی از مهمترین و پرتکرارترین روابط معنایی در قرآن کریم محسوب میشود. این رابطهی معنایی در قرآن کریم با دو عنوان کلی تقابل دوتایی و غیردوتایی مورد تحلیل و بررسی قرار میگیرد.
تعیین انواع تقابل در میان واژههای قرآن کریم میتواند بر درک و فهم آیات کمک شایانی نموده و موجبات بهرهمندی بیشتری را از این منبع هدایت مهیّا سازد. همچنین با توجه به این روابط میتوان بخشی از شبکهی مفهومی موجود در واژههای قرآنی را تعیین نمود. از آنجایی که در زبان فارسی واژههای عربی فراوان یافت میشود، قدرت تبیین روابط واژگانی و تقابل معنایی در منبع مهمی مانند قرآن کریم میتواند به بیان روابط واژگانی زبان فارسی نیز عمق بیشتری بخشد.
در بخشی از کتاب تقابل معنایی در واژههای قرآن کریم میخوانیم:
برای مطالعهی روابط مفهومی در سطح واژه از اصول «معنیشناسی ساختگرا» بهره گرفته میشود. روابط مفهومی در سطح واژه در معنیشناسی واژگانی از اهمیت ویژهای برخوردار است. بدین اعتبار واژههای زبان صرفاً متشکل از فهرستی از واژههایی که بر اساس نظم الفبایی آرایش یافته باشند، نیستند. واژهها دارای ساختار معنایی هستند و به صورت گروههایی با یکدیگر مرتبط میشوند. این گروهها بر اساس روابط مفهومی بین واژهها شکل گرفتهاند (کریستال، 105:1989).
روابط معنایی موجود در میان واژهها مورد توجه دانشمندان زیادی از جمله فیلسوفان، روانشناسان شناختی، زبانشناسان، متخصصان علوم رایانهای، نظریه پردازان ادبی، عصبشناسان شناختی، متخصصان آموزش زبان اول و دوم و تمام محققانی که به واژه، معنا یا ذهن میپردازند قرار گرفته است. مورفی (2003: 8) اساسیترین کاربرد رابطه مفهومی را، توصیف اعضای هم تراز و مشابه در مجموعهای تعریف شده میداند که روابط آنها میتواند به دلایل مختلف ایجاد شود و به شکلهای متفاوت بروز کند اما نوع روابطی که مدنظر معنیشناسی واژگانی است روابط جانشینی و روابط همنشینی است.
واژهها و واحدهای مرتبط معنایی درون نظام یک زبان به لحاظ جانشینی یا همنشینی به یک حوزهی معنایی متعلّقند و عضوی از آن حوزه به شمار میروند. به عبارت دیگر به مجموعهی فهرست لغات یا واژههایی که از نظر جانشینی یا همنشینی ساختمند باشند، حوزهی واژگانی اطلاق میشود (لاینز، 268:1977)
بله

















